خبر فوری
شناسه خبر: 57077

جنگ ایران و سود شرکت‌های بین‌المللی بزرگ مواد غذایی

تحلیل دکتر حسین شیرزاد درباره نقش جنگ ایران و بحران تنگه هرمز در جهش قیمت کود و غلات، افزایش تورم جهانی و سودهای میلیاردی غول‌های کشاورزی و کود جهان.

جنگ ایران و سود شرکت‌های بین‌المللی بزرگ مواد غذایی

عدم قطعیت ناشی از جنگ تحمیلی آمریکا علیه ایران و مسدود شدن تنگه هرمز توسط ایران، هزینه‌های زندگی را افزایش داده و به بودجه شرکت‌ها، خانواده‌ها و دولت‌ها ضربه زده است.

اما در حالی که برخی از کسب‌وکارها به لبه پرتگاه رانده شده‌اند، برخی دیگر که فعالیت اصلی‌شان در دوران جنگ سودآورتر است یا از قیمت‌های بی‌ثبات انرژی نفع می‌برند، شاهد ثبت رکوردهای درآمدی جدیدی بوده‌اند.

بزرگ‌ترین شرکت‌های غلات جهان سوابق طولانی در سوءاستفاده از جنگ، تغییرات اقلیمی و سایر بحران‌ها برای کسب سود بیشتر دارند. افزایش سرسام‌آور قیمت‌ها، احتکار کالا و وجود سیستم غذایی که صرفاً برای به حداکثر رساندن سود سهام‌داران طراحی شده است، برای کشاورزان و مصرف‌کنندگان در هیچ کشوری کارساز و سودمند نیست.

هم‌زمان با تشدید جنگ ایران و افزایش هزینه‌های کود و غذا، تحقیقات جدید نشان می‌دهد که شرکت‌های غلات از ناامنی جهانی سود می‌برند. تحلیل جدید مؤسسه DeSmog نشان می‌دهد مدیران سه شرکت بزرگ—غول‌های تولید کود یعنی CF Industries و Nutrien، و شرکت غلات Archer Daniels Midland—از زمان آغاز درگیری‌ها، سهام خود را به ارزش ده‌ها میلیون دلار فروخته‌اند.

هم‌زمان با افزایش قیمت کالاها، قیمت سهام بزرگ‌ترین شرکت‌های کود و غلات جهان نیز صعودی شده است. در ماه مارس، ارزش سهام Nutrien بیش از ۵۰ درصد و ارزش سهام CF Industries نزدیک به ۴۰ درصد افزایش یافت. اگرچه سهام شرکت‌های غلات رشد کمتری داشت، اما همچنان روندی صعودی را ثبت کرد. وقتی درگیری یا شوک‌های عرضه رخ می‌دهد، این شرکت‌ها از قدرت انحصاری خود برای افزایش قیمت‌ها، کسب سودهای کلان و ثروتمندتر کردن سهام‌داران بهره می‌برند؛ در حالی که هزینه‌های اصلی آن را کشاورزان و مصرف‌کنندگان می‌پزند.

پنج شرکت بزرگ کود و غلات جهان—از جمله Bunge و Mosaic—در جریان جهش قیمت‌ها هم‌زمان با جنگ‌های ایران و اوکراین، سهامی به ارزش نزدیک به ۵۱۵ میلیون دلار (۳۸۰ میلیون پوند) به فروش رساندند. شرکت آرچر دنیلز میدلند بیش از ۹۰ میلیون دلار (۶۷ میلیون پوند) در طول این دو جنگ سهام فروخت. این در حالی است که مدیران شرکت بانج (Bunge) سهام خود را در طول جهش قیمت‌های مرتبط با جنگ اوکراین به ارزش بیش از ۱۷۵ میلیون دلار (۱۲۹ میلیون پوند) به فروش رساندند. در مجموع، DeSmog یازده ماه را شناسایی کرده است که در آن‌ها جنگ‌های اوکراین و ایران نقش مستقیمی در افزایش شدید قیمت کود و غلات داشته‌اند. در این یازده ماه، افراد مطلع و درون‌سازمانی (Insiders) ۴۵ درصد سهام بیشتری نسبت به مجموع سه سال فاصله بین این دو رویداد فروخته‌اند.

 

جنگ و بازتولید شکاف شدید اقتصادی

درگیری ایران در حال ایجاد یک شکاف اقتصادی شدید است؛ به طوری که تولیدکنندگان انرژی و مؤسسات مالی از افزایش قیمت کالاها سود می‌برند، اما بخش‌هایی مانند خودرو، تولید و کالاهای مصرفی به دلیل افزایش هزینه‌های انرژی، حمل‌ونقل و استقراض، با کاهش قابل توجه حاشیه سود مواجه شده‌اند (که نمونه بارز آن کاهش درآمد PwC است).

قیمت‌های مداوم نفت باعث افزایش تورم و پیچیده‌تر شدن استراتژی‌های قیمت‌گذاری شرکت‌ها می‌شود، در حالی که افزایش نرخ بهره توسط فدرال رزرو، هزینه‌های استقراض را بیش از پیش بالا می‌برد. دفتر بودجه کنگره آمریکا (CBO) تورم بالاتری را تا سال ۲۰۲۷ پیش‌بینی می‌کند که ناشی از اختلالات حمل‌ونقل است. این مسئله نشان می‌دهد حتی شرکت‌هایی که در ابتدا از این درگیری سود می‌برند، ممکن است در نهایت با بار سنگین بدهی دست‌وپنجره نرم کنند که این موضوع چشم‌انداز چالش‌برانگیزی را برای بسیاری از آن‌ها رقم می‌زند.

اما شرکت‌های بزرگ غلات یک استثنا به شمار می‌روند. این شرکت‌ها در جریان بحران مالی ۲۰۰۸ و همه‌گیری کووید-۱۹ در سال ۲۰۲۰ نیز از قیمت‌های بالای مواد غذایی سودهای هنگفتی به دست آوردند. ادغام و مالی‌سازی سیستم غذایی، شرکت‌های غلات را قادر ساخته است تا هم‌زمان با گرسنگی مردم، از بحران‌های جهانی برای به حداکثر رساندن سود خود سوءاستفاده کنند. شواهد مالی نشان می‌دهد چهار شرکت بزرگ غلات جهان—آرچر دنیلز میدلند (ADM)، بانج، کارگیل و شرکت لویی-دریفوس (LDC)—پس از بحران ۲۰۰۸ و کووید-۱۹ سودهای کلانی ثبت کردند؛ به طوری که در پنج سال پس از بحران غذایی ۲۰۰۸، سود اسمی ADM و Bunge به ترتیب ۴۶ و ۴۸ درصد نسبت به پنج سال قبل از آن افزایش یافت.

در پنج سال پس از بحران کووید-۱۹ در سال ۲۰۲۰ نیز سود اسمی شرکت‌های ADM، Bunge و LDC به ترتیب ۶۱، ۸۷ و ۸۶ درصد نسبت به دوره پنج‌ساله قبل افزایش داشت. این در حالی است که قیمت جهانی مواد غذایی در سال ۲۰۲۲ به بالاترین حد خود رسید و تورم سالانه مواد غذایی در ایالات متحده ۱۰ درصد افزایش یافت که بزرگ‌ترین افزایش از زمان بحران غذایی دهه ۱۹۷۰ محسوب می‌شود.

این نخستین باری نیست که شاهد چنین سناریویی هستیم. در جریان شوک زنجیره تأمین سال ۲۰۲۲ که پس از حمله روسیه به اوکراین رخ داد، همین گروه از لابی‌گران از بی‌ثباتی ژئوپلیتیکی برای گرفتن امتیاز از کمیسیون اروپا استفاده کردند. اکنون تاریخ در حال تکرار است؛ چرا که لابی کشاورزان اروپایی (کوپا-کوگکا) دوباره از این بحران برای مطالبه عقب‌نشینی‌های زیست‌محیطی بیشتر بهره‌برداری می‌کند.

تنش‌های ژئوپلیتیکی در تنگه هرمز قیمت کود را به شدت افزایش داده و پیوند مستقیمی میان جنگ ایران و قیمت مواد غذایی ایجاد کرده است. در بحبوحه تلفات جانی و ویرانی‌های ناشی از جنگ، در حالی که کشاورزان و خانواده‌ها نگران هزینه‌های برداشت محصول بعدی خود هستند، نوع دیگری از ماشین‌آلات در واشنگتن و بروکسل به حرکت درآمده است: «ماشین لابی‌گری».

طبق گزارش موسسه کیل (Kiel Institute)، اگر تنگه هرمز برای مدت طولانی بسته‌ بماند، قیمت جهانی گندم می‌تواند ۴.۲ درصد افزایش یابد. افزایش قیمت غلات تا حدی ناشی از اختلال در عرضه نفت و گاز است که باعث افزایش هزینه کودها و در نتیجه گران‌تر شدن تولید فشرده مواد غذایی می‌شود. شرکت‌های آرچر دنیلز میدلند و بانج بخشی از گروه موسوم به «ABCD» هستند که در مجموع بیش از ۷۰ درصد از بازار جهانی غلات را در کنترل دارند. در سال ۲۰۲۲ و به دنبال حمله همه‌جانبه روسیه به اوکراین، ارزش سهام این دو شرکت تقریباً یک‌سوم افزایش یافت.

 

تجارت کود، نهاده‌ها و نقش کلیدی چین

تجارت کود شیمیایی در ارتباط با جنگ ایران و تنگه هرمز، در واقع شامل سه حوزه تجاری مجزا در مسیرهای متفاوت است، اما نقطه پیوند آن‌ها «محور خریدهای چین» است. جنگ ایران روایت‌های گوناگونی از سرمایه‌گذاری‌های کلان را به همراه داشت که یکی از مهم‌ترین آن‌ها تنگناهای عرضه کود و به تبع آن، افزایش قیمت مواد غذایی بود. سرمایه‌گذاران این موضوعات را درک کردند؛ برخی به معامله در سهام نفت روی آوردند و برخی دیگر در شرکت‌های تولید کود سرمایه‌گذاری کردند. برای برخی از این شرکت‌ها، بحران تنگه هرمز باعث جهش ارزش سهام شد، در حالی که برای برخی دیگر که چین بخشی از زنجیره تأمین آن‌ها را تشکیل می‌داد، این روند به کاهش ارزش سهام انجامید.

چین تعیین‌کننده اصلی قیمت نهاده‌های کود، از جمله گوگرد خروجی از خلیج فارس است. این کشور در حال حاضر صادرات برخی از کودهای کلیدی را محدود کرده است. هر تنی که چین از واردات آن خودداری کند، به منزله حذف یک تن کود از بازار جهانی است که مستقیماً به افزایش قیمت‌ها می‌انجامد.

گروه یونتیانهوا (Yunnan Yuntianhua - CN:600096)، یک شرکت دولتی چینی و چهارمین تولیدکننده بزرگ کود فسفات در جهان است. کود فسفات، مانند نیتروژن و پتاس، از نهاده‌های اصلی کشاورزی به شمار می‌رود. شرکت یونتیانهوا برای تولید به گوگرد نیاز دارد که آن را از خلیج فارس و ایالات متحده تأمین می‌کند. در بازار کشاورزی، گوگرد کالایی بوده که بیشترین آسیب را از جنگ دیده است؛ به طوری که هزینه‌های گوگرد با جهشی ۱۱۰۰ درصدی از حدود ۱۰۰ دلار در هر تن به بیش از ۱۲۰۰ دلار رسیده است. این رشد قیمت که بخش عمده‌ای از آن با هدایت چین رخ داده، یکی از شدیدترین افزایش‌های ثبت‌شده در تاریخ این بازار است.

 

بحران کود و مسئله انرژی

تولید کود به مقادیر عظیمی از انرژی نیاز دارد که معمولاً از گاز طبیعی یا نفت تأمین می‌شود؛ ضمن اینکه گاز طبیعی ماده اولیه اصلی برای تولید کود محسوب می‌شود. برآورد می‌شود که حدود یک‌‌پنجم کل کود جهان در خاورمیانه تولید می‌شود؛ منطقه‌ای که گاز طبیعی در آن نسبتاً ارزان و به راحتی در دسترس است. بخش عمده‌ای از این کود به طور معمول از طریق تنگه هرمز (آبراهه استراتژیک میان ایران و عمان) صادر می‌شود که اکنون این تجارت به دلیل جنگ متوقف شده است.

شرکت یارا (Yara) که در سال ۱۹۰۵ در نروژ برای مبارزه با قحطی اروپا تأسیس شد، بزرگ‌ترین تولیدکننده کودهای معدنی نیتروژنی در جهان است و کارخانه‌هایی در هلند، فرانسه، آلمان، هند و آمریکای جنوبی دارد. این شرکت در حال حاضر تحت تأثیر یک «ضربه دوگانه» قرار گرفته است:

  1. کاهش شدید عرضه مواد اولیه از خلیج فارس؛
  2. افزایش جهشی قیمت گاز طبیعی که برای جذب نیتروژن از هوا ضروری است.

علاوه بر اختلال حدوداً ۲۰ درصدی در تولید جهانی کود، تولید در سایر نقاط جهان نیز به دلیل گرانی گاز طبیعی پرهزینه‌تر شده است. از زمان آغاز درگیری‌ها، قیمت اوره (یکی از اجزای کلیدی کود) به حدود ۶۰۰ دلار در هر تن رسیده که نشان‌دهنده افزایش حدود ۶۰ درصدی نسبت به قیمت‌های معمول است.

قیمت‌های بالای نفت که به صورت مداوم در حال رشد است، تورم را تشدید کرده و استراتژی‌های قیمت‌گذاری شرکت‌ها را با چالش روبه‌رو می‌سازد. با افزایش نرخ بهره توسط فدرال رزرو، هزینه‌های استقراض نیز رو به افزایش است. در این میان، تولیدکنندگان عمده انرژی و مؤسسات مالی سودها و درآمدهای هنگفتی از قیمت بالای کالاها و فعالیت‌های تجاری خود ثبت کرده‌اند، اما در مقابل، اختلال در زنجیره تأمین، گرانی حمل‌ونقل و کمبود مواد اولیه، تأثیر منفی شدیدی بر شرکت‌های فعال در سایر بخش‌ها گذاشته است.

با این حال، تاریخ نشان می‌دهد که برای انحصارهای بزرگ کشاورزی، یک بحران جهانی کمتر به معنای فاجعه و بیشتر به عنوان یک «فرصت استراتژیک» تلقی می‌شود. ما در آستانه مشاهده یک کلاس درس عملی هستیم؛ کلاس درسی که آموزش می‌دهد چگونه می‌توان ترس از «امکان اختلال در امنیت غذایی» را به سودهای بادآورده و رونق بیشتر برای شرکت‌های فراملیتی مواد غذایی تبدیل کرد.

 

نویسنده: حسین شیرزاد (تحلیل‌گر و دکترای توسعه کشاورزی)

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای