۹۰۰ کارخانه خوراک دام زیر ظرفیت؛ وابستگی به واردات همچنان گلوگاه صنعت است
صنعت خوراک دام، طیور و آبزیان ایران در حالی از ظرفیت قابلتوجه تولید برخوردار است که بخش بزرگی از این ظرفیت بلااستفاده مانده؛ بر اساس اظهارات رئیس انجمن صنایع خوراک دام، طیور و آبزیان، بیش از ۹۰۰ کارخانه در کشور فعالیت دارند
صنعت خوراک دام، طیور و آبزیان ایران در حالی از ظرفیت قابلتوجه تولید برخوردار است که بخش بزرگی از این ظرفیت بلااستفاده مانده؛ بر اساس اظهارات رئیس انجمن صنایع خوراک دام، طیور و آبزیان، بیش از ۹۰۰ کارخانه در کشور فعالیت دارند، اما این واحدها با کمتر از ۳۰ درصد ظرفیت واقعی خود کار میکنند.
این وضعیت در شرایطی رخ میدهد که صنعت دام و طیور ایران همچنان وابستگی بالایی به واردات نهادههایی مانند ذرت و کنجاله سویا دارد؛ وابستگیای که صنعت خوراک دام را در برابر نوسانات ارزی، تأخیر در تأمین ارز و اختلال در واردات آسیبپذیر میکند.
ظرفیت بزرگی که کمتر از یکسوم آن فعال است
بر اساس اعلام انجمن صنایع خوراک دام، طیور و آبزیان، بیش از ۹۰۰ کارخانه در کشور در این حوزه فعال هستند و ظرفیت تولید سالانه آنها حدود ۱۱ میلیون تن اعلام شده است؛ با این حال، میزان فعالیت این واحدها به کمتر از ۳۰ درصد ظرفیت واقعی رسیده است.
این فاصله میان ظرفیت اسمی و تولید واقعی، تنها یک مسئله صنعتی نیست. وقتی کارخانههای تولید خوراک آماده با ظرفیت پایین فعالیت میکنند، سرمایهگذاری انجامشده در این بخش نیز بهطور کامل مورد استفاده قرار نمیگیرد و هزینههای ثابت تولید بر حجم پایینتری از محصول سرشکن میشود.
نتیجه چنین شرایطی میتواند افزایش هزینه تولید خوراک و در ادامه افزایش هزینه تمامشده محصولات پروتئینی باشد.
وابستگی سنگین به ذرت و سویا
یکی از مهمترین چالشهای صنعت خوراک دام، وابستگی بالای کشور به واردات نهادههای اصلی است.
طبق اظهارات رئیس انجمن صنایع خوراک دام، نیاز سالانه کشور به ذرت حدود ۱۲ میلیون تن است که بیش از ۹۰ درصد آن از طریق واردات تأمین میشود.
در مورد سویا نیز از نیاز حدود ۳ میلیون تنی کشور، تنها حدود ۱۵۰ هزار تن از تولید داخلی تأمین میشود و بخش عمده نیاز همچنان وابسته به واردات است.
این ساختار باعث میشود هر اختلال در واردات، تخصیص ارز، حملونقل یا ترخیص نهادهها مستقیماً به صنعت خوراک دام منتقل شود.
واردات چند میلیارد دلاری؛ اما ظرفیت داخلی همچنان بلااستفاده
بر اساس همان اظهارات، در ۹ ماه نخست سال ۱۴۰۴ حدود ۱۴ میلیون تن نهاده به ارزش تقریبی ۴.۹ میلیارد دلار وارد کشور شده است.
این رقم نشان میدهد که بخش قابلتوجهی از منابع ارزی کشور برای تأمین نهادههای مورد نیاز زنجیره دام و طیور اختصاص پیدا میکند؛ در حالی که همزمان ظرفیت قابل توجهی در داخل برای تولید خوراک آماده وجود دارد.
مسئله مهم اینجاست که استفاده بیشتر از ظرفیت کارخانههای خوراک دام، بهتنهایی وابستگی به واردات را حذف نمیکند؛ زیرا بخش قابلتوجهی از مواد اولیه خوراک همچنان وارداتی است. اما میتواند امکان مدیریت علمیتر جیره، کاهش اتلاف نهاده و افزایش بهرهوری مصرف خوراک را فراهم کند.
خوراک آماده؛ حلقهای مهم در افزایش بهرهوری
تولید صنعتی خوراک دام و طیور میتواند امکان ترکیب دقیقتر نهادهها، کنترل کیفیت و تنظیم جیره متناسب با نیاز دام و طیور را فراهم کند.
از این منظر، افزایش سهم خوراک آماده در زنجیره تولید میتواند یکی از مسیرهای ارتقای بهرهوری باشد؛ البته مشروط به اینکه نهاده با کیفیت مناسب و قیمت قابل پیشبینی در اختیار کارخانهها قرار گیرد.
به همین دلیل، مسئله صنعت خوراک دام را نمیتوان جدا از سیاست واردات نهادهها بررسی کرد.
ارز و نهاده؛ دو متغیر تعیینکننده
فعالان این صنعت، وابستگی به واردات را یکی از عوامل اصلی کاهش فعالیت کارخانهها میدانند. نوسان نرخ ارز و تأخیر در تخصیص منابع ارزی میتواند قیمت مواد اولیه را تحت تأثیر قرار دهد و برنامهریزی تولید را برای کارخانهها دشوار کند.
از سوی دیگر، هرگونه افزایش هزینه خوراک در نهایت به زنجیره دام، مرغ و تخممرغ منتقل میشود؛ زیرا خوراک یکی از مهمترین مؤلفههای هزینه تولید محصولات پروتئینی است.
مسئله فقط کارخانهها نیست؛ پای امنیت غذایی در میان است
کاهش استفاده از ظرفیت صنعت خوراک دام در شرایطی که کشور برای تأمین نهادههای دامی به واردات وابسته است، یک مسئله چندلایه ایجاد میکند.
از یک طرف منابع ارزی برای واردات نهاده مصرف میشود و از طرف دیگر، بخشی از ظرفیت داخلی فرآوری و تولید خوراک آماده بدون استفاده میماند.
بنابراین سیاستگذار باید همزمان دو مسئله را دنبال کند: کاهش آسیبپذیری زنجیره تأمین نهاده و افزایش بهرهوری ظرفیت موجود در صنعت خوراک دام.
راهکار در افزایش تولید داخلی نهاده خلاصه نمیشود
یکی از برداشتهای مهم از وضعیت فعلی این است که حل مشکل صنعت خوراک دام صرفاً با افزایش تولید ذرت یا سویا در داخل امکانپذیر نیست.
افزایش بهرهوری مصرف نهاده، توسعه خوراکهای فرمولهشده، کاهش ضایعات، بهبود کیفیت مواد اولیه، توسعه زنجیرههای یکپارچه و ایجاد ثبات در سیاستهای ارزی و تجاری نیز باید همزمان مورد توجه قرار گیرد.
در واقع، هدف نهایی باید کاهش هزینه تولید هر کیلو گوشت، مرغ و تخممرغ باشد؛ نه صرفاً افزایش حجم نهاده واردشده یا تعداد کارخانههای فعال.
جمعبندی
وجود بیش از ۹۰۰ کارخانه خوراک دام، طیور و آبزیان در کنار فعالیت کمتر از ۳۰ درصدی این ظرفیت، نشاندهنده شکاف قابل توجه میان ظرفیت صنعتی موجود و تولید واقعی است. از سوی دیگر، وابستگی سنگین به واردات ذرت و سویا باعث شده این صنعت در برابر تغییرات ارزی و اختلالات زنجیره تأمین آسیبپذیر باشد.
برای عبور از این وضعیت، سیاستگذاری در حوزه نهادهها باید از نگاه صرفاً وارداتی فاصله بگیرد و همزمان بر بهرهوری، تولید خوراک استاندارد، استفاده از ظرفیت کارخانههای داخلی و کاهش هزینه تمامشده زنجیره پروتئین تمرکز کند.