دیپلماسی کشاورزی یا تورهای پرهزینه با حساب بیتالمال؟
وقتی کشاورز برای تأمین نهاده و دریافت پول محصولش میدود، چرا هیأتهای خارجی وزارت جهاد کشاورزی اینقدر بزرگاند؟
دیپلماسی کشاورزی اگر قرار است برای تولیدکننده ایرانی منفعت ایجاد کند، باید ردپای آن در مزرعه، بازار، صادرات و سفره مردم دیده شود؛ نه اینکه خروجی آن به چند عکس رسمی، چند جلسه تشریفاتی و چند تفاهمنامه مبهم محدود بماند.
در ماههای گذشته، سفرهای خارجی وزیر جهاد کشاورزی و تعداد بالای اعضای برخی هیأتهای همراه، پرسشهای جدی ایجاد کرده است؛ پرسشهایی که دیگر نمیتوان با عبارت کلی «توسعه روابط کشاورزی» از کنار آنها عبور کرد.
ماجرای سفر به ازبکستان و هیأت حدود ۱۲۰ نفره، نمونه روشنی است.
۱۲۰ نفر برای چه؟
این عدد آنقدر بزرگ است که پیش از آنکه درباره دستاورد سفر سؤال شود، باید درباره ضرورت این تعداد همراه توضیح داده شود.
چه تعداد مقام دولتی در این هیأت حضور داشتند؟
چه تعداد فعال اقتصادی بودند؟
چه تعداد نماینده تشکلها بودند؟
مأموریت تکتک آنها چه بود؟
و مهمتر از همه، هزینه این لشکر همراهان از کجا پرداخت شد؟
اگر هزینه از جیب بخش خصوصی پرداخت شده، وزارتخانه اعلام کند.
اگر هزینه از منابع عمومی بوده، صورتحساب باید منتشر شود.
اگر ترکیبی از این دو بوده، سهم هر طرف باید مشخص باشد.
دیگر دورهای نیست که بتوان با یک عکس دستهجمعی، پاسخ همه این سؤالها را داد.
تفاهمنامهای که به سفره مردم نمیرسد، چه ارزشی دارد؟
سالهاست در ادبیات رسمی سفرهای خارجی، «تفاهمنامه» یکی از پرتکرارترین کلمات است.
اما کشاورز با تفاهمنامه زندگی نمیکند.
تولیدکننده با «همکاریهای فیمابین» هزینه کود و سم را نمیدهد.
صادرکننده با عکس یادگاری حقوق کارگرش را پرداخت نمیکند.
و کشاورزی که محصولش را تحویل داده و ماهها منتظر دریافت مطالبات خود است، نمیتواند قبضهایش را با خبر «امضای چند سند همکاری» پرداخت کند.
تفاهمنامه زمانی ارزش دارد که به قرارداد تبدیل شود؛ قرارداد زمانی ارزش دارد که اجرا شود؛ و اجرای قرارداد زمانی معنا دارد که اثرش در اقتصاد واقعی دیده شود.
بنابراین وزارت جهاد کشاورزی باید یک بار برای همیشه، به جای خبرسازی درباره تعداد جلسات و تفاهمنامهها، کارنامه عددی سفرها را منتشر کند.
چند قرارداد؟
چند دلار صادرات؟
چند دلار سرمایهگذاری؟
چند پروژه اجرایی؟
چند مشکل حلشده؟
چند تعهد انجامشده؟
عدد بدهید؛ نه عکس.
وقتی فشار سیاسی بالا میرود، سفر خارجی هم پررنگ میشود؟
موضوع زمانی حساستر میشود که برخی از این سفرها در مقاطع افزایش فشارهای سیاسی بر وزیر و طرح پرسشها درباره عملکرد وزارت جهاد کشاورزی انجام شدهاند.
این همزمانی بهتنهایی اثباتکننده هیچ انگیزه سیاسی نیست؛ اما دقیقاً به همین دلیل، شفافیت باید بیشتر شود، نه کمتر.
اگر سفرها اقتصادیاند، گزارش اقتصادی ارائه کنید.
اگر دیپلماتیکاند، خروجی دیپلماتیک ارائه کنید.
اگر برای توسعه صادراتاند، آمار صادرات بدهید.
اگر برای جذب سرمایهاند، نام پروژه و میزان سرمایهگذاری را اعلام کنید.
اما اگر قرار باشد در برابر پرسشهای افکار عمومی، تنها پاسخ وزارتخانه انتشار چند تصویر از استقبال، نشست و امضای تفاهمنامه باشد، طبیعی است که پرسشهای بیشتری شکل بگیرد.
شفافیت، بهترین راه بستن راه شایعه است.
فهرست همراهان؛ چرا نباید شفاف باشد؟
یکی از مطالبات منطقی و قابل بررسی، انتشار فهرست اعضای هیأتهای اعزامی است.
نه برای تخریب افراد؛ بلکه برای پاسخ به یک سؤال ساده:
چه کسی با چه سمتی و برای چه مأموریتی با این هیأت سفر کرده است؟
اگر فردی مقام دولتی بوده، سمتش مشخص شود.
اگر نماینده بخش خصوصی بوده، شرکت و حوزه فعالیتش اعلام شود.
اگر فعال اقتصادی بوده، ارتباط فعالیت او با اهداف سفر توضیح داده شود.
و اگر فردی هیچ مأموریت مشخصی نداشته، اساساً باید پرسید با چه توجیهی در هیأت رسمی حضور داشته است؟
پشت درهای بسته بودن فهرست همراهان، در شرایطی که هزینههای سفر میتواند از منابع عمومی تأمین شود، نهتنها کمکی به اعتماد عمومی نمیکند، بلکه بر دامنه پرسشها میافزاید.
وزارت جهاد کشاورزی باید پاسخ دهد، نه اینکه فقط سفرنامه منتشر کند
امروز مسئله بخش کشاورزی ایران کمبود عکس از دیدارهای خارجی نیست.
مسئله، تولید، نقدینگی، نهاده، آب، بازار، صادرات، مطالبات کشاورزان و امنیت غذایی است.
کشاورز ایرانی از وزیر نمیخواهد فقط در خارج از کشور جلسه برگزار کند؛ انتظار دارد نتیجه آن جلسه در داخل کشور دیده شود.
اگر وزیر جهاد کشاورزی برای توسعه صادرات به کشوری سفر میکند، محصول ایرانی باید راهی بازار آن کشور شود.
اگر برای تأمین نهاده مذاکره میکند، باید اثر آن در بازار نهاده دیده شود.
اگر برای سرمایهگذاری مذاکره میکند، باید سرمایه وارد پروژه شود.
و اگر برای امنیت غذایی مذاکره میکند، باید نتیجه آن در شاخصهای امنیت غذایی کشور قابل مشاهده باشد.
غیر از این، چه تفاوتی میان دیپلماسی کشاورزی و یک سفر اداری پرهزینه وجود دارد؟
بیتالمال، حساب بدون صاحب نیست
موضوع اصلی حتی ممکن است مبلغ یک بلیت یا هزینه یک هتل نباشد.
موضوع، فرهنگ پاسخگویی در برابر منابع عمومی است.
وقتی به مردم گفته میشود کشور با محدودیت منابع مواجه است، وقتی تولیدکننده با افزایش هزینهها دستوپنجه نرم میکند و وقتی دولت از ضرورت صرفهجویی سخن میگوید، هزینهکرد عمومی باید بیش از همیشه شفاف باشد.
بنابراین مطالبه مشخص است:
فهرست تمام سفرهای خارجی وزیر جهاد کشاورزی منتشر شود.
مقصد، تاریخ، تعداد همراهان، سمت هر فرد، مأموریت، هزینه بلیت، اقامت، پذیرایی و سایر هزینههای مرتبط اعلام شود.
در کنار آن، برای هر سفر نیز باید مشخص شود چه تفاهمنامهای امضا شده، کدام قرارداد به مرحله اجرا رسیده، چه میزان صادرات ایجاد شده، چه میزان سرمایه جذب شده و چه تعهداتی عملیاتی شده است.
این خواسته عجیب نیست.
این حداقل چیزی است که از مدیری که با منابع عمومی کشور سفر میکند، میتوان مطالبه کرد.
یک سؤال که نمیتوان با «دیپلماسی» خفهاش کرد
جناب آقای نوری قزلجه؛
اگر این سفرها دستاورد داشتهاند، آن را نشان دهید.
اگر هزینهها ضروری بودهاند، ضرورتشان را توضیح دهید.
اگر هیأتهای بزرگ برای توسعه تجارت لازم بودهاند، ترکیب و مأموریتشان را منتشر کنید.
اگر قرارداد بسته شده، نتیجه اجرای آن را اعلام کنید.
اما نمیتوان همزمان از کشاورز انتظار داشت با کمبود نقدینگی، گرانی نهاده و تأخیر در پرداخت مطالبات کنار بیاید و در مقابل، درباره سفرهای خارجی پرهزینه صرفاً با چند خبر رسمی و چند عکس تشریفاتی مواجه شود.
کشاورز، نتیجه میخواهد؛ نه قاب عکس.
اقتصاد کشور، قرارداد اجرایی میخواهد؛ نه تفاهمنامه بایگانیشده.
مردم، گزارش هزینه میخواهند؛ نه روایت تشریفاتی از موفقیت سفر.
و شاید صریحترین سؤال همین باشد:
وقتی یک گندمکار ایرانی ماهها برای دریافت پول محصولش منتظر میماند، یک هیأت ۱۲۰ نفره در سفر خارجی دقیقاً چه چیزی برای او به ارمغان آورده است؟
پاسخ این سؤال را نمیتوان با «دیپلماسی کشاورزی» پوشاند.
چون دستاورد واقعی سفر خارجی وزیر، در سالن تشریفات فرودگاه سنجیده نمیشود؛ در مزرعهای سنجیده میشود که کشاورزش هنوز منتظر نتیجه سیاستهای همین وزارتخانه است.
اگر دستاوردی وجود دارد، منتشر کنید؛ اگر نه، مردم حق دارند بدانند هزینه این سفرها دقیقاً برای چه پرداخت شده است.