خبر فوری
شناسه خبر: 57462

حمله به ایران؛ شاید وقتی دیگر

بررسی احتمال و موانع لجستیکی و سیاسی حمله نظامی دونالد ترامپ به ایران پیش از انتخابات کنگره؛ از وضعیت ناوهای سنتکام تا تأثیر آن بر بازار نفت.

حمله به ایران؛ شاید وقتی دیگر

حتی به‌لحاظ لجستیکی، اگر دونالد ترامپ بخواهد پیش از نیمه آبان آینده، جنگی محدود یا گسترده علیه ایران آغاز کند، شرایط برای او و سربازانش بسیار دشوار خواهد بود. در حال حاضر، ناو «جرج دبلیو بوش» برای استراحت در مسیر تایلند و سواحل آن کشور حرکت می‌کند و خاورمیانه را ترک کرده است. ناو سرفرماندهی «تئودور روزولت» هم که قرار بوده به شناورهای نظامی ایالات متحده در خاورمیانه بپیوندد و تحت امر سنتکام قرار گیرد، حالا فاصله زیادی با این منطقه دارد و برآورد کارشناسان نظامی آن است که این ناو زودتر از آبان در موقعیت عملیاتی در خاورمیانه قرار نمی‌گیرد. به همین دلیل، از نظر توانایی عملیاتی، به‌ویژه بعد از خالی‌کردن پایگاه هوایی «فرفورد» انگلستان، تعداد هواپیماهای دارای قابلیت حمله به ایران آن‌قدر نیست که بتوان انتظار انجام عملیات گسترده‌ای را از آن‌ها داشت.

با این‌همه، حتی اگر ناو بوش پس از گذران دوره استراحت در تایلند دوباره به خاورمیانه بازگردد و در موقعیت عملیاتی باشد و ناو تئودور روزولت نیز به محدوده عملیاتی سنتکام وارد شود و در موقعیت عملیاتی قرار گیرد، باز هم دور از ذهن است که با تعداد سربازان موجود در خاورمیانه که تا ۲۰۰ هزار نفر نیز تخمین زده شده است، بتوان حمله‌ای زمینی با هدف اشغال خاک علیه ایران انجام داد. البته کارشناسانی هم هستند که معتقدند جنگ زمینی ایالات متحده علیه ایران تنها به اشغال یک یا دو جزیره نفتی و راهبردی ایران در خلیج‌فارس محدود می‌شود. این کارشناسان معتقدند که ترامپ می‌خواهد جزیره خارگ ایران را در کنترل نیروهای ایالات متحده نگه دارد تا مهم‌ترین پایانه نفتی ایران در آب‌های آزاد از دست ایرانی‌ها خارج و توقف صادرات و بارگیری نفت ایران در خلیج‌فارس عملاً امکان‌پذیر شود.

اما حتی اگر اشغال جزیره ایران با این تعداد نیروی کماندویی آمریکا ممکن باشد، آیا سنتکام می‌تواند با همین سازوکار و در حالی که شناورهای نظامی ایالات متحده صدها مایل دورتر از این جزایر ایستاده‌اند، خاک ایران را در کنترل خویش نگه دارد؟ برای بسیاری از نظامیان ارشد و بازنشسته که اکنون به‌عنوان تحلیلگر یا کارشناس امور نظامی با رسانه‌ها گفت‌وگو می‌کنند، قابل‌درک است که وقتی سنتکام هنوز ریسک نزدیک‌کردن شناورهای سرنشین‌دار خود را به خلیج‌فارس و تنگه هرمز نپذیرفته، احتمال ورود دفعی این شناورها و انجام شتابان یک حمله زمینی، آن‌هم به یکی از جزایر ایران که از همه نقاط خاک کشور قابل هدف‌گیری است، احتمال واقع‌بینانه‌ای نیست و بعید است که ژنرال‌های کارآزموده سنتکام این ریسک خطرناک را بپذیرند و به انجام آن تن دهند.

اما به‌لحاظ اجتماعی، اوضاع قبل از آبان و بعد از آبان اندکی با هم تفاوت دارد. پیش از آبان و در حالی که هنوز انتخابات مجالس ایالات متحده برگزار نشده است، برهم‌خوردن اوضاع بازارها اهمیت زیادی دارد و محبوبیت جمهوری‌خواهان را از آنچه اکنون هست، بیشتر کاهش می‌دهد. جمهوری‌خواهان می‌دانند که هم‌اکنون و بر اثر نتایج و پس‌لرزه‌های جنگ با ایران، اوضاع اقتصادی و بازارهای مالی و کالایی در ایالات متحده وضعیت نامطلوبی دارد و افزایش تنش‌ها در خلیج‌فارس و شدت‌گرفتن جنگ با ایران می‌تواند و حتماً به این نابسامانی‌ها دامن خواهد زد و شهروندان آمریکایی را در موقعیت نامطلوب‌تری قرار می‌دهد. به‌همین دلیل، دونالد ترامپ نمی‌خواهد اوضاع را پیچیده‌تر و بغرنج‌تر کند و دقیقاً به همین دلیل، وقوع جنگ در هفته‌های منتهی به برگزاری انتخابات مجالس ایالات متحده احتمال بسیار اندکی دارد.

در عین حال، ایران برای برهم‌زدن این ثبات تلاش می‌کند و در همین روزهای گذشته تعداد حمله به شناورهای تجاری که به‌اصطلاح در مسیر ناامن تردد می‌کنند، افزایش یافته است. نتیجه افزایش این حملات، افزایش قیمت‌ها در بازار جهانی نفت بوده و هرچند در برخی روزها نوسان این قیمت‌ها منفی و نرخ کاهشی می‌شود، اما میزان رشد و توقف در قیمت‌های بالا آن‌قدر تأثیرگذار بوده که کاهش چند سنت یا حتی یک دلار از قیمت‌های افزایش‌یافته، چندان بااهمیت تلقی نمی‌شود. اما پس از برگزاری انتخابات، دست‌کم تا دو سال دیگر ترامپ، دولت او و هم‌حزبی‌هایش دیگر نیاز چندانی به حمایت‌های مردمی ندارند و دست ژنرال‌های آمریکایی برای اقدام علیه ایران بازتر خواهد بود. در این صورت، حتی ممکن است قیمت نفت به بیش از آنچه هم‌اکنون وجود دارد، افزایش یابد.

با این تحول، شهروندان آمریکایی عصبانی‌تر و ناراحت‌تر خواهند شد و از جمهوری‌خواهان و دونالد ترامپ فاصله بیشتری خواهند گرفت؛ اما کاهش محبوبیت ترامپ بعد از انتخابات چه تظاهرات رفتاری‌ای خواهد داشت و این تظاهرات رفتاری چه تأثیری در سیاست‌گذاری‌ها و راهبردهای ایالات متحده می‌گذارد؟

پاسخ به این سؤال «هیچ» یا «تقریباً هیچ» است؛ یعنی نه‌فقط شهروندان آمریکایی، بلکه مقامات ارشدتر و صاحبان تریبون‌ها نیز قابلیت تأثیرگذاری یا اصلاح رفتار ترامپ و همکارانش را نخواهند داشت؛ چراکه ترامپ بدون توجه به موافقت یا مخالفت اعضای کنگره و سنا، به اتخاذ تصمیم و اجرای آن ادامه می‌دهد و به‌جای انجام اقدامات عملی که نتایج ملموس و محسوسی به دست دهد، تنها به دادن وعده پایان جنگ و آمدن روزهای شیرین بسنده می‌کند. در واقع ترامپ متوجه است که از میان دلایل گفته‌شده برای آغاز جنگ با ایران، تنها توقف توانایی هسته‌ای ایران و جلوگیری از مجهزشدن تهران به سلاح هسته‌ای اعتبار زیادی در نزد افکار عمومی کشورش دارد و در این‌باره به غلوگویی و بزرگ‌نمایی هم روی آورده است. اینکه ترامپ ادعا می‌کند اگر ایران سلاح هسته‌ای داشت آن را علیه آمریکایی‌ها به‌کار می‌گرفت و علیه ایالات متحده از سلاح هسته‌ای استفاده می‌کرد، نشان می‌دهد که دونالد ترامپ دریافته است هیچ بهانه‌ای به‌اندازه احتمال وقوع خطر اتمی علیه جان آمریکایی‌ها، از قابلیت لازم برای قانع‌کردن اذهان عمومی مردم آمریکا برخوردار نیست.

در مورد این دلیل تا به‌حال چندین‌بار از مقامات گوناگون ایالات متحده پرسیده شده که در پایان جنگ ۱۲روزه و به‌وسیله ایالات متحده، آیا تأسیسات اتمی ایران در شهرهای مختلف هدف قرار داده نشد و آیا در پایان همان جنگ، ترامپ و نتانیاهو ادعا نکردند که توانایی هسته‌ای ایران به‌طور کامل نابود شده و تهران دیگر قابلیت ساخت سلاح هسته‌ای را نخواهد داشت؟ این سؤال هم مطرح است که چرا پس از گذشت چند ماه، اکنون دوباره از خطر سلاح هسته‌ای و توانایی ایران برای داشتن تسلیحات اتمی سخن گفته می‌شود؟ به همین خاطر و با وجود ادعاهای مصرانه، هنوز دلیل دونالد ترامپ برای حمله و جنگ با ایران برای بسیاری از شهروندان ایالات متحده قابل‌پذیرش و باور نیست. با این‌همه، ممکن است ترامپ این‌بار هم از تکنیک فریب‌کاری استفاده کرده و پیش از پایان انتخابات سنا و کنگره در آبان آینده، حمله به ایران را عملیاتی و اجرایی کند. برخی می‌پرسند که هرچند ترامپ در تغییر و عدم پایبندی به اظهارات و وعده‌هایش سابقه زیادی دارد و آشکارا گفته‌های خویش را زیر پا می‌گذارد، آیا می‌تواند اظهارات صریح خود در مورد اینکه پیش از برگزاری انتخابات ایالات متحده، جنگ با ایران مجدداً آغاز نخواهد شد را زیر پا بگذارد و دست به انجام یک ریسک خطرناک و پرمخاطره بزند؟

رفتارهای پرنوسان و غیرقابل‌پیش‌بینی رئیس‌جمهور ایالات متحده نشان می‌دهد که انجام هر کاری، چه عاقلانه و چه غیرعاقلانه، از او برمی‌آید؛ حتی اگر مانند وضع تحریم‌ها علیه تمام کشورهای اروپایی و غیراروپایی، کارشناسان شکست راهبرد رئیس‌جمهور ایالات متحده و کاخ سفید را پیش‌بینی و با آن مخالفت کنند، باز هم ترامپ می‌تواند چشم خود را ببندد و کاری را که صلاح می‌داند، انجام دهد.

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای