رئیس محترم عدلیه! خانه ما را پس بده!
نامهای انتقادی و صریح از سوی علی فریدونی، عضو هیئتعلمی، به رئیس قوه قضاییه درباره مطالبه و استرداد عمارت تاریخی کشاورزی و چالشهای فعالان این بخش.
وقتی تلاشهای دهسالهام برای استرداد عمارت کشاورزی بینتیجه ماند (ابتدا خبرنگار خوشقریحهای خبرش را در مجله دکتر گلباف کار کرد! - وزارت در کارتن، صفاخو، دام کشت و صنعت، فروردین ۱۳۹۱-)، نوشتن در این زمینه را متوقف نمودم!
با رئیسجمهور مرحوم رئیسی و انتصاب شما به ریاست قوه قضاییه (که برخلاف اسلافتان؛ از درون قوه آمده و سلسلهمراتب را طی کرده بودید)، کورسویی از امید در دلمان برای اجرای عدالت ایجاد شد! بهویژه که از تشریفات گریزان بودید!
در اواخر سال ۱۴۰۰ شاهد گفتگویی بین شما و وزیر کشاورزی (که خود را متشرعی دبش نشان میداد!) بودم! او با قیاس به نفس عجیبی! حجتی را متهم به سوءاستفاده در طرح طوبی نمود!؟ او مدعی شد که هزاران هکتار زیتون، نابارورند!؟ جنابعالی با اشراف به موضوع که ناشی از تجربیاتتان بود، مهملات او را نپذیرفته و موضوع را به کمیته کارشناسی ارجاع دادید!
با دیدن این محاورات و اداواطوار ریاکارانه وزیر، تصمیم گرفتم طی مقالهای در «شرق»، آن وزیر بیسواد و کینهتوز را به چالش کشیده و اقدام منصفانه شما را تحسین نمایم (وزیری که زیتون را نمیشناسد! - شرق، ۲۳ اسفند ۱۴۰۰). البته فرصت را مغتنم شمرده و در انتهایش خواستار استرداد عمارت نیز شدم! اما تیرم به سنگ خورد!؟ شاید بهخاطر مشغله زیادتان آن را نددید!
آقای قاضیالقضات!
در حالی که ۵ سال از آن موقع گذشته و بنده کماکان در سکوت رادیویی بودم! یهو عکسی از عمارت را دیدم که با عنوان «ستاد قوه قضائیه» از آن یاد شده بود! با دیدن آن عکس، چهار ستون بدنم لرزید و گویا به زخم کهنهام نیشتر زدهاند!؟
برخلاف شما که تاکنون در این باره عکسالعملی نداشتهاید، دو رئیس قبلی، مواضع ضدونقیضی داشتند!؟ آنکه دورهاش به اتمام نرسید، طبرناکارش کرد و رفت! همو که هر روز درباره کلیه مسائل کشور حرف میزد الا حوزه مأموریت خودش! برخلاف او که میخواست محل کارش را مثل محل ییلاق و قشلاقش؛ لاکچری کند! (شاید به این دلیل نگهداشتن عمارت را حیثیتی کرد و اجازه پیگیری به حجتی نمیداد*).
اما مرحوم رئیسی، بدون هیچگونه حساسیتی به آن، بازرسیاش را مأمور گفتگو با دکتر گلباف درباره عمارت کرد!
رئیس محترم قوه قضاییه!
تصدیق میفرمایید که ممکن است خانه برای مدتی از صاحبانش دور باشد اما خاطرهاش کماکان با آنهاست! چه، فراتراز مشتی آهن و شیشه؛ خاطره نسلی است که در آنجا کار کرده و امنیت غذایی مردمش را تأمین کرده است!
چون گفتنیها را در مقالاتم نوشتهام [۱. بلوار بیمسما… و آخرین «وزیری که زیتون نمیشناسد»] و امیدوارم خلاصهاش را ملاحظه کنید، لذا بهعنوان حسن ختام وجیزهام، ۳ نکته را یادآوری میکنم:
۱. مطالبه ما منافاتی با شرایط روز کشور (جنگ و عوارضش) ندارد! چه، امنیت غذایی در هر شرایطی ضروریست! چهبسا مقدم بر امنیت ملی باشد!
۲. میخواهم برای چندمین بار، مظلومیت فعالان صبور و نجیب بخش کشاورزی را فریاد بزنم! چه، همین بیسروسامانیشان، باعث شده که اولاً: هر آزمون و خطایی را در اینجا انجام دهند (ریاکار خشکمغزی در ستاد بهاصطلاح انقلاب فرهنگی، نظام ثلثی و دومقطعی را بر آموزش این بخش تحمیل و آن را به حضیض برد! در حالی که قرار بود این طرح؛ در بخش سلامت نیز اجرا شود)، ثانیاً: هر کس به خود اجازه میدهد که درباره مسائل آن اظهارنظر کرده و برای این مظلومین تاریخ، تعیین تکلیف کند (نگاه کنید به اکثریت اعضای کمیسیون کشاورزی مجلس!؟).
۳. نسل حاضر و آینده به پسرِ آمیز هاشم (که بدون یک روز کار در دادگاه بخش، قاضیالقضات شد و کادر قضایی کشور را بیانگیزه کرد!؟) و عاملان ارضای شهوت لاکچریخواهی آن جوان جویای نام در دولت دهم و بهویژه آن وزیر ذلیلمردهاش، نفرین خواهند کرد!
جناب اژهای!
شما در آستانه اتخاذ تصمیمی تاریخیاید! یا شما هم همان راه رئیسِ الطبری را میروید که نفرین صدها هزار فعال کشاورزی را (که ۱۵ سال است کوچهپسکوچههای پایتخت سرگردانند!) بهدنبالتان است! و یا کماکان سادهزیستی خود را پیشه کرده و به کاخ ستبر دادگستری بازمیگردید! چه، عدلیه با احکام عادلانهاش در قلب مردم جای میگیرد نه ساختمانهای لاکچریاش!
*به حجتی گفتم «حالا که رهبری بههرقیمتی؛ از تو خودکفایی میخواهد، شما هم استرداد عمارت را از ایشان بخواه!» که پاسخ داد با حضور این آقا (که حضورم در جلسات را منوط به عدم درخواست عمارت نموده!؟) این کار ممکن نیست!
مشهد، علی فریدونی، عضو هیئتعلمی و عضو سابق شورای نظام مهندسی خراسان
۴ آبان ۱۴۰۵
بیشتر بخوانید: وزیری که زیتون را نمیشناسد!