زندگی زیر سایه انفجار؛ روایت مردمی که در تهران ماندهاند
روایت واقعی مردمی که در تهران ماندهاند؛ از صفهای نان و ترس انفجار تا هزینه بالای جابهجایی و تلاش برای ادامه زندگی در روزهای بحران.
با وجود ادامه تنشها و شنیده شدن صدای انفجار در نقاط مختلف پایتخت، همه از تهران نرفتهاند. برخی توان مالی جابهجایی ندارند، بعضی بیمار در خانه دارند و عدهای هم میگویند چارهای جز ادامه زندگی در دل بحران نیست. روایت مردمی که در تهران ماندهاند، تصویری واقعی از ترس، مقاومت و تلاش برای بقا در روزهای دشوار است.
روایت مردمی که در تهران ماندهاند؛ زندگی میان ترس و عادت
روزنامه اعتماد در گزارشی به قلم "فائزه فتحی رستمی" نوشت: حدود دو هفته از آغاز درگیریها میگذرد، اما فضای شهر هنوز برای بسیاری از ساکنان تهران باورپذیر نیست. کسانی که در تهران ماندهاند میگویند هنوز احساس میکنند در میان صفحهای از تاریخ ایستادهاند؛ جایی میان ترس، شوک و تلاش برای ادامه زندگی.
در برخی محلهها با هر صدای انفجار، مردم برای دقایقی در کوچهها جمع میشوند؛ از آنچه دیدهاند میگویند و بعد دوباره سکوت و خلوتی به خیابانها بازمیگردد. شهر گاهی آنقدر خلوت میشود که انگار سالهاست کسی در آن زندگی نمیکند.
صفهای نان و روایتهای کوتاه از یک زندگی ناآرام
یکی از صحنههایی که هنوز در شهر دیده میشود، صفهای طولانی نانواییهاست. جایی که مردم علاوه بر خرید نان، از تجربههایشان در این روزها میگویند.
پیرمردی که در صف نان ایستاده بود، از انفجار صبح زود روایت میکرد: دخترش بارها از او خواسته به خانهاش برود، اما میگوید در این سن نمیخواهد سربار کسی باشد. او با صدایی آرام میگوید ترسیده، اما زندگی باید ادامه پیدا کند.
این روایتها بخشی از واقعیتی است که افرادی که در تهران ماندهاند هر روز با آن مواجه میشوند.
چرا برخی از تهران خارج نمیشوند؟
با وجود ادامه تنشها، بسیاری از شهروندان هنوز در پایتخت ماندهاند. دلایل این تصمیم متفاوت است:
- برخی توان مالی ترک شهر را ندارند
- برخی به دلیل کار یا مسئولیت خانوادگی نمیتوانند بروند
- برخی بیمار یا فرد نیازمند مراقبت در خانه دارند
- عدهای هم میگویند ترجیح میدهند در خانه خود بمانند
کارگران روزمزد از جمله گروههایی هستند که شرایط سختتری دارند. در روزهای نخست درگیریها بسیاری از آنها از خیابانها ناپدید شدند، اما چند روز بعد دوباره در محلهای همیشگی برای کار ایستادند؛ حتی اگر کاری پیدا نشود.
فشار اقتصادی؛ چالش بزرگ برای ماندن یا رفتن
یکی از مهمترین دلایل ماندن در پایتخت، هزینه بالای جابهجایی است. بسیاری از رانندگان تاکسی اینترنتی و کارگران میگویند حتی اگر بخواهند هم توان مالی ترک شهر را ندارند.
یک راننده تاکسی اینترنتی میگوید: پیش از این هم به دلیل مشکلات اقتصادی و اعتراضات خیابانی کار کمتر شده بود و حالا با شروع درگیریها وضعیت دشوارتر شده است. او میگوید هزینه سفر به شهر دیگر برایش ممکن نیست.
این شرایط باعث شده بسیاری از افرادی که در تهران ماندهاند، میان ترس و اجبار اقتصادی زندگی کنند.
خانوادههایی که به دلیل بیماری نمیتوانند بروند
برای برخی خانوادهها، خروج از شهر به سادگی ممکن نیست. افرادی که بیمار در خانه دارند یا به خدمات درمانی نیاز دارند، ناچارند در تهران بمانند.
مادری که فرزند دارای معلولیت دارد میگوید پس از شروع حملات، وضعیت روحی کودک به شدت آسیب دیده است. با هر صدای بلند، کودک دوباره دچار اضطراب میشود.
خانوادههایی که بیماران خاص دارند نیز با همین مشکل روبهرو هستند؛ زیرا دسترسی به پزشک و بیمارستان برای آنها ضروری است.
تلاش برای حفظ روحیه در دل بحران
با وجود تمام فشارها، برخی شهروندان تلاش میکنند زندگی روزمره را ادامه دهند. بعضی به سر کار میروند، برخی خریدهای روزانه انجام میدهند و حتی برخی برای تغییر روحیه به فعالیتهای معمول خود بازگشتهاند.
در برخی مناطق، سالنهای زیبایی یا فروشگاهها هنوز فعال هستند. مشتریان میگویند انجام کارهای عادی به آنها کمک میکند روحیه خود را حفظ کنند.
این رفتارها نشان میدهد افرادی که در تهران ماندهاند، هرکدام به شیوهای تلاش میکنند با شرایط سازگار شوند.
افزایش اضطراب و نگرانی در میان شهروندان
در کنار مشکلات اقتصادی و اجتماعی، فشار روانی یکی از مهمترین پیامدهای این وضعیت است. داروخانهها میگویند در روزهای اخیر تقاضا برای مسکنها و داروهای ضد اضطراب افزایش یافته است.
بسیاری از والدین نیز از تأثیر صداهای انفجار بر کودکان نگران هستند. کودکان از آسیبپذیرترین گروهها در چنین شرایطی به شمار میروند و ترسهای ناشی از این تجربه ممکن است مدتها همراه آنها بماند.
روایت افرادی که در تهران ماندهاند نشان میدهد زندگی در شرایط بحران تنها به معنای مقابله با خطر نیست؛ بلکه ترکیبی از فشار اقتصادی، نگرانیهای خانوادگی و تلاش برای حفظ امید است.
در چنین شرایطی، بیشترین فشار معمولاً بر طبقه متوسط و کارگران وارد میشود؛ کسانی که همزمان باید با ناامنی، مشکلات اقتصادی و اضطراب روانی دست و پنجه نرم کنند.