چرا تهران نباید در بازسازی پساجنگ، ردّ جنگ را پاک کند؟
تحلیل پیروز حناچی از نقش معماری در مدیریت بحران و بازسازی پساجنگ؛ از تابآوری شهری تا ضرورت حفظ ردّ جنگ در تهران و جلوگیری از پاک شدن حافظه جمعی.
در روزهایی که «بازسازی پساجنگ» به یکی از کلیدیترین دغدغههای شهرهای ایران تبدیل شده، یک هشدار مهم بیش از همیشه شنیده میشود: تهران نباید در مسیر نوسازی، حافظه جنگ را پاک کند. «پیروز حناچی»، معمار و استاد دانشگاه، در گفتوگویی تازه، نقش تعیینکننده معماری در مدیریت بحران و آینده شهرهای آسیبدیده را تشریح میکند.
معماری؛ دانشی فراتر از ساختوساز در دوران بحران
حناچی تأکید میکند که معماری در بازسازی پساجنگ تنها یک مهارت فنی نیست، بلکه دانشی میانرشتهای است که امنیت، اقتصاد، حافظه جمعی و تابآوری شهری را به هم پیوند میدهد. او جمله مشهور سیدهادی میرمیران را یادآور میشود: «معماری، ردّ زمان بر فضاست.»
به باور او، همین ردّ زمان است که در دورههای پساجنگ باید با دقت حفظ شود.
معماری و تابآوری شهری؛ شهر چگونه در برابر بحران مقاوم میشود؟
به گفته حناچی، معماری امروز نقشی فراتر از پاسخ به نیازهای زیستی دارد و میتواند موتور توسعه فرهنگی و اقتصادی باشد؛ همانطور که پروژههای جهانی مانند موزه بریتانیا یا گسترش لوور چنین کارکردی داشتهاند. اما وقتی بحث مدیریت بحران مطرح میشود، این نقش مهمتر هم میشود.
او تأکید میکند که تابآوری شهری نتیجه شناخت تهدیدها، پیشبینی بحران و طراحی هوشمندانه است، نه شعار.
تجربه عینی؛ تراکم بالای تهران چگونه بحران را تشدید کرد؟
حناچی با اشاره به اصابتهای اخیر در تهران میگوید یکی از دلایل افزایش تلفات در برخی مناطق، تراکم بیضابطه و نبود فضاهای باز بوده است.
او اضافه میکند: همان نقاطی که در جنگ آسیبپذیرند، در زلزله نیز بیشترین خسارت را خواهند دید. شهر سیستم یکپارچهای است و افزایش جمعیت بدون توجه به زیرساخت، تابآوری را کاهش میدهد.
از صفوی تا امروز؛ چرا شهرسازی ایران از مسیر خود خارج شد؟
این معمار برجسته گسست تاریخی در سنت شهرسازی ایران را ناشی از عواملی میداند که همیشه معماریمحور نیستند؛ ازجمله تورم، بیثباتی اقتصادی و نادیده گرفتن ظرفیتهای محیطی.
او به نقل از مرحوم کازرونی یادآور میشود که «مدیریت خردمندانه فضای سرزمین» تنها راه عبور از بحرانهاست؛ مدیریتی که شامل پرهیز از ساختوساز روی زمین کشاورزی، گسلها و نقاط پرخطر است.
نقش دادهها در تصمیمگیری شهری؛ وقتی جهت باد، آلودگی را تعیین میکند
حناچی میگوید بخش مهمی از تصمیمسازی شهری بر پایه دادههایی است که گاهی نادیده گرفته میشوند؛ از جنس خاک گرفته تا الگوی بادهای غالب.
او تجربه شخصیاش را از بررسی گلبادهای تهران مطرح میکند؛ اینکه ساختوسازهای گسترده مسیر بادها را مختل کرده و همین موضوع در شرایط آلودگی هوا اثر مخربی گذاشته است.
پدافند غیرعامل و تابآوری؛ دو مفهوم، یک هدف
به اعتقاد او، پدافند غیرعامل و تابآوری شهری جدا از هم نیستند. از محل احداث پالایشگاه تا پیشبینی پناهگاه در مجتمعهای مسکونی، همه اینها بخشی از طراحی هوشمندانه برای شرایط بحران است.
او مثال تاریخی خرمشهر را یادآور میشود؛ جایی که برای دفاع، حتی پلها را خود نیروهای ایرانی تخریب کردند.
مشکل از قوانین نیست؛ از عمل نکردن به آنهاست
حناچی میگوید: بسیاری از برنامههای معماری و شهرسازی علمی و دقیقاند. مشکل زمانی ایجاد میشود که این برنامهها نادیده گرفته میشوند یا در تغییرات بعدی منحرف میگردند.
افزایش تراکم بدون تأمین خدمات، توازن برنامهریزی را از بین میبرد و کیفیت زندگی و ایمنی شهری را کاهش میدهد.
رسالت معماران در بازسازی پساجنگ؛ حفظ زخم، نه پاک کردن آن
در پاسخ به پرسش درباره وظیفه معماران در دوران بازسازی پساجنگ، حناچی میگوید: مهمترین رسالت، حفاظت از حافظه جمعی است.
به باور او، بازسازی نباید واقعه را پنهان کند. او نمونهای از کلیسای نیمهویران برلین را مثال میزند که عمداً در همان حالت نگه داشته شده تا یادآور یک دوران تاریخی باشد.
در ایران نیز، مرمت بناهای آسیبدیده ــ مثل ساختمان قدیمی مجلس ــ باید به گونهای انجام شود که «زخم» خوانا بماند. این رویکرد باعث میشود تجربه تلخ جنگ به دانشی پایدار در ذهن نسلهای آینده تبدیل شود./ پیام ما