مهاجرت شغلی تورلیدرها؛ گردشگری ایران پس از جنگ در رکود کامل
رکود گردشگری پس از جنگ، تورلیدرها را به مهاجرت شغلی واداشته است؛ روایتی از تعطیلی تورها، بحران معیشت و آینده مبهم گردشگری ایران.
رکود گردشگری پس از جنگ، فقط آژانسها و هتلها را زمینگیر نکرده؛ حالا به گفته راهنمایان تور، این بحران به مهاجرت شغلی تورلیدرها و خروج تدریجی نیروی حرفهای از صنعت گردشگری هم رسیده است. فعالان این حوزه میگویند گردشگری ورودی عملاً متوقف شده، تورها یکی پس از دیگری لغو میشوند و بسیاری از راهنمایان گردشگری برای تامین معیشت ناچار شدهاند به مشاغل دیگر روی بیاورند؛ وضعیتی که اگر ادامه پیدا کند، میتواند آینده این صنعت را حتی پس از بازگشت ثبات نیز با بحران جدی روبهرو کند.
گردشگری پس از جنگ؛ توقفی که از خبر شروع شد
صنعت گردشگری در ایران این روزها در یکی از دشوارترین دورههای خود قرار دارد. به گفته راهنمایان گردشگری، حتی انتشار خبر احتمال جنگ نیز کافی است تا بازار تورها دچار شوک شود؛ چه برسد به زمانی که جنگ و تنشهای پیدرپی رخ میدهد. در چنین شرایطی، گردشگری ورودی تقریباً به صفر رسیده و شمار مسافران خارجی به کمترین سطح ممکن سقوط کرده است.
فعالان این حوزه میگویند اگر هم گردشگری وارد ایران شود، بیشتر محدود به زائران کشورهای مسلمان یا گردشگرانی است که برای دیدن یک کشور جنگزده سفر میکنند؛ نه سفرهای معمول تفریحی و فرهنگی. همین موضوع باعث شده مهاجرت شغلی تورلیدرها از یک هشدار، به یک واقعیت روزمره تبدیل شود.
راهنمایان تور؛ قربانیان خاموش رکود گردشگری
«حسین عبادتی»، تورلیدر انگلیسیزبان، در گفتوگو با پیام ما میگوید صنعت گردشگری نخستین بخشی است که از بحرانها آسیب میبیند و جنگ، آن را بیش از هر صنعت دیگری زمینگیر میکند. او تاکید میکند که بازگشت گردشگری به شرایط عادی، حتی در بهترین حالت، دستکم پنج تا شش ماه زمان میبرد.
به گفته او، گردشگری ورودی ماهیتی بلندمدت دارد و تصمیم سفر برای گردشگر خارجی، لحظهای نیست. برنامهریزی، هماهنگی تعطیلات و انتخاب مقصد زمان میبرد؛ بنابراین حتی اگر از امروز همهچیز عادی شود، باز هم احیای این حوزه فوری نخواهد بود.
مهاجرت شغلی تورلیدرها؛ از افسردگی تا ترک حرفه
یکی از مهمترین پیامدهای رکود گردشگری، فشار روانی بر راهنمایان تور است. عبادتی میگوید بسیاری از همکارانش با افسردگی، فروپاشی زندگی مشترک و حتی تصمیم به مهاجرت روبهرو شدهاند. به گفته او، مهاجرت شغلی تورلیدرها در سالهای اخیر به پدیدهای جدی تبدیل شده؛ در حالی که تا چند سال قبل، کمتر کسی از راهنمایان گردشگری ایران به ترک حرفه یا خروج از کشور فکر میکرد.
او معتقد است این قشر سالها برای کسب اعتبار حرفهای تلاش کردهاند، اما در نبود حمایت، امروز بخشی از سرمایه انسانی گردشگری در حال از دست رفتن است.
نبود حمایت، بحران را عمیقتر کرده است
راهنمایان گردشگری میگویند برخلاف برخی مشاغل دیگر که در زمان بحران از حمایت یا تسهیلات برخوردار میشوند، برای آنها تقریباً هیچ سازوکار حمایتی مؤثری تعریف نشده است. عبادتی میگوید اگر وامی با بازپرداخت بلندمدت در اختیار فعالان این حوزه قرار میگرفت، میتوانست بخشی از فشار مالی را کاهش دهد.
به باور او، راهنمایان باسابقه شاید با اندوخته سالهای گذشته بتوانند تا حدی شرایط را مدیریت کنند، اما راهنمایان جوانتر بیشترین آسیب را دیدهاند؛ کسانی که هنوز سرمایهای برای عبور از بحران ندارند و بهسختی میتوانند در حرفه باقی بمانند.
گردشگری خروجی هم زیر فشار جنگ و بیثباتی
رکود فقط به گردشگری ورودی محدود نمانده است. به گفته فعالان این صنعت، گردشگری خروجی نیز با مشکل جدی روبهرو شده؛ پروازها به ثبات نرسیدهاند و نوسان نرخ ارز، برنامهریزی سفر را دشوار کرده است. بسیاری از مسافران هم به دلیل احتمال لغو پروازها یا تشدید تنشها، از سفر خارجی منصرف شدهاند.
در این میان، برخی آژانسها هزینه رزرو هتلها در اروپا، آفریقا و آسیا را از پیش پرداخت کرده بودند، اما با لغو تورها، امکان بازگشت کامل پول هم فراهم نشده و خسارت قابل توجهی به آنها وارد شده است.
گردشگری داخلی هم از رکود در امان نمانده
«مجتبی برزویی»، تورلیدر فرانسویزبان، هم میگوید گردشگری ایران بهطور کلی متوقف شده و حتی گردشگری داخلی نیز با رکودی کمسابقه مواجه است. او تاکید میکند که ورود گروههای گردشگری خارجی تقریباً متوقف شده و تنها بخشی از سفرهای مذهبی از کشورهایی مانند عراق، بحرین، لبنان و جمهوری آذربایجان ادامه دارد؛ آن هم در مقیاسی محدود.
برزویی میگوید تا زمانی که تنشهای سیاسی پایان نیابد و امنیت پایدار شکل نگیرد، امیدی به احیای گردشگری ورودی وجود ندارد.
مهاجرت شغلی تورلیدرها برای تامین معیشت
یکی از تلخترین بخشهای این بحران، تغییر مسیر شغلی راهنمایان تور است. برزویی توضیح میدهد که بسیاری از تورلیدرها برای تامین هزینههای زندگی به کارهایی مانند رانندگی در تاکسیهای اینترنتی، خرید و فروش لوازم یدکی خودرو، آموزش زبان یا حتی راهاندازی مغازه و کسبوکارهای خدماتی روی آوردهاند.
به گفته او، شماری از راهنمایان برای شروع شغل جدید ناچار شدهاند خانه یا خودرویشان را بفروشند تا بتوانند از نظر مالی دوام بیاورند. این وضعیت نشان میدهد مهاجرت شغلی تورلیدرها فقط به معنای تغییر شغل نیست، بلکه نشانه فشار عمیق اقتصادی بر نیروی انسانی گردشگری است.
تجربهای که در سکوت از بین میرود
برزویی راهنمای گردشگری را به سازنده ساختمان تشبیه میکند؛ کسی که مهارت واقعی را فقط در میدان عمل به دست میآورد. او میگوید در هر سفر ممکن است حوادثی رخ دهد؛ از گم شدن گذرنامه و خرابی خودرو گرفته تا مشکلات پزشکی یا قطع ارتباط در مسیر. چنین تجربههایی در کتابها آموزش داده نمیشود و تنها با کار مداوم شکل میگیرد.
او هشدار میدهد اگر راهنمایان برای مدت طولانی بیکار بمانند، هم تجربه عملی آنها از بین میرود و هم دانش نظریشان بهتدریج فراموش میشود؛ آسیبی که در آینده میتواند کیفیت گردشگری ایران را پایین بیاورد.
آینده گردشگری ایران؛ هشداری درباره خروج نیروی متخصص
به گفته این فعالان، اگر گردشگری پس از پایان بحران دوباره جان بگیرد، ممکن است با نسلی از راهنمایان روبهرو شویم که نه تجربه کافی دارند و نه فرصت رشد حرفهای. در چنین شرایطی، احیای صنعت گردشگری بهسادگی ممکن نخواهد بود.
آنها تاکید میکنند که حتی در روزهای رکود هم باید ارتباط تورلیدرها با این حرفه حفظ شود؛ از طریق آموزش، دورههای تخصصی و آماده نگه داشتن نیروهای باتجربه برای روز بازگشت گردشگری.
جمعبندی
روایت راهنمایان گردشگری از پساجنگ، فقط یک گزارش صنفی نیست؛ تصویری از صنعتی است که با رکود گردشگری پس از جنگ، هم سرمایه اقتصادی خود را از دست میدهد و هم سرمایه انسانیاش را. ادامه این وضعیت میتواند مهاجرت شغلی تورلیدرها را تشدید کند و احیای گردشگری ایران را به مسیری طولانیتر و پرهزینهتر بکشاند.