اعتیاد زیر پوست شهر؛ چرا کسی چهره زنانه مصرف مواد را نمیبیند؟
مسئولان از افزایش پنهانی اعتیاد زنان در ایران خبر میدهند؛ گزارشی از حصار انگ اجتماعی و موانعی که مانع درمان و ثبت آمارهای واقعی زنان میشود.
در حالی که آمارهای رسمی همواره تصویری مردانه از سوءمصرف مواد ارائه میدهند، گزارشهای میدانی و هشدار مقامات نشاندهنده تغییر نگرانکننده چهره اعتیاد زنان در ایران است.
سایه سنگین قضاوتهای جامعه و ترس از «تگ یا برچسب خوردن»، باعث شده تا بسیاری از زنان مصرفکننده در میانههای تاریک پنهانکاری گم شوند و هرگز پایشان به مراکز درمانی باز نشود؛ شکافی عمیق که نشان میدهد در نبرد با این آسیب اجتماعی، پیش از دارو و درمان، به شکستن حصار «انگ اجتماعی» نیاز داریم.
هشدار نسبت به روند افزایشی مصرف مواد در زنان
اگرچه سهم زنان در جمعیت مصرفکنندگان مواد مخدر همچنان کمتر از مردان است، اما دادههای یک دهه اخیر زنگ خطر را به صدا درآورده است. سلیمان عباسی، مدیرکل درمان ستاد مبارزه با مواد مخدر، با تایید این روند میگوید: «مشاهدات ما نشان میدهد در ۷ تا ۱۰ سال گذشته، گرایش به مصرف در جامعه زنان افزایش یافته است، هرچند به دلیل پنهانکاریها، هنوز آمار جامع و دقیقی در دست نیست.»
به گفته وی، این مسیر خطرناک اغلب با سیگار و محصولات دخانی آغاز شده و در نهایت به مواد مخدر ختم میشود. بررسیها نشان میدهد که برخلاف تصور عمومی از مواد صنعتی، در حال حاضر «حشیش» و «گل» پرمصرفترین مواد در میان این گروه است که ضرورت توجه به برنامههای پیشگیرانه را دوچندان میکند.
چرا آمارهای اعتیاد زنان واقعی نیست؟
بزرگترین مانع در مسیر شناسایی ابعاد واقعی این بحران، ترس از قضاوت است. نسیم صادقی، درمانگر اعتیاد، در گفتوگو با «پیام ما» تاکید میکند که تصویر فعلی با واقعیت فاصله زیادی دارد. او معتقد است: «بسیاری از زنان حتی هنگام مراجعه به پزشک برای بیماریهای دیگر، مصرف خود را پنهان میکنند. این استیگما (انگ اجتماعی) باعث شده تا اعتیاد زنان به یک “درد پنهان” تبدیل شود که در گزارشهای رسمی منعکس نمیشود.»
تغییر الگوی مصرف؛ از قلیان تا ویپ و مواد جدید
توسعه شهرنشینی و گسترش فضای مجازی، دسترسی به مواد تدخینی جدید را برای زنان و بهویژه نوجوانان آسانتر کرده است. صادقی با اشاره به رواج «ویپ» و «پاد» میگوید: «مراکز درمانی معمولاً زمانی با این افراد روبرو میشوند که کار از کار گذشته و عوارض شدیدی مثل عفونتهای ریوی بروز کرده است. در مراحل اولیه که فرصت طلایی پیشگیری است، تقریباً هیچ مراجعهای نداریم.»
او معتقد است نظام آموزشی و خانواده باید پیش از رسیدن فرد به مرحله آسیب، آگاهیرسانی درباره اعتیاد زنان و خطرات مواد جدید را آغاز کنند، چرا که در مراحل پیشرفته، درمان بسیار دشوارتر خواهد بود.
خانواده؛ بال پرواز یا زنجیر اسارت؟
نحوه برخورد اطرافیان با زنی که درگیر مصرف مواد شده، تعیینکننده سرنوشت اوست. در برخی خانوادهها، حمایت عاطفی راه را برای درمان هموار میکند، اما در بسیاری از لایههای جامعه، برچسب «معتاد» حتی پس از سالها پاکی از پیشانی زن پاک نمیشود. این برخورد دوگانه باعث میشود زنان برای حفظ آبرو، عطای درمان را به لقایش ببخشند و در چرخه ویرانگر مصرف باقی بمانند.
چالشهای درمان؛ تفاوتی میان زنان و مردان وجود دارد؟
از نظر علمی و دارویی، درمان اعتیاد زنان تفاوت چندانی با مردان ندارد، مگر در موارد خاص مانند دوران بارداری که پروتکلهای ویژهای اجرا میشود. با این حال، تفاوت اصلی در «رواندرمانی» است. زنان به دلیل نقشهای حساس در خانواده (مانند مادری)، فشارهای روانی مضاعفی را تحمل میکنند که نیازمند مداخلات روانشناختی متفاوتی است.
ستاد مبارزه با مواد مخدر اعلام کرده است که در طرحهای جدید، حمایت از افراد ترخیص شده تا سه سال ادامه مییابد تا احتمال بازگشت به مصرف کاهش یابد. همچنین هشدار داده شده که مواد موجود در بازار حاوی ناخالصیهای خطرناکی مثل فلزات سنگین هستند که حتی در دوزهای پایین میتوانند مرگبار باشند.
ضرورت تغییر نگاه ملی به آسیبهای زنانه
در نهایت، مقابله با اعتیاد زنان تنها با پلیس یا مراکز سمزدایی ممکن نیست. تا زمانی که جامعه به زن مصرفکننده به چشم یک «مجرم طرد شده» نگاه کند و نه یک «بیمار نیازمند حمایت»، آمارهای مخفی رشد خواهند کرد. حذف انگهای اجتماعی و ایجاد محیطی امن برای مراجعه بدون ترس، تنها راهی است که میتواند چهره واقعی این آسیب را نمایان و درمان آن را آغاز کند.