ایرج؛ صدایی که هنوز در کوچههای سینمای قدیم شنیده میشود
یادی احساسی از ایرج، صدای ماندگار فیلمهای قدیمی؛ از گنج قارون و فردین تا کوچه مردها و خاطرات فراموشنشدنی سینمای ایران.
وقتی خبر بیماری «ایرج» (حسین خواجهامیری) دهان به دهان میچرخد، ذهن ما پیش از آن که به اتاق تاریک بیمارستان برود، به سالنهای سینمای شلوغ دهههای چهل و پنجاه پر میکشد؛ به روزگاری که بوی سینما و صدای بشکنهای شادمانه روی پرده نقرهای، تمام غمهای دنیا را از یاد آدم میبرد.
ایرج، تنها یک خواننده در تاریخ موسیقی ما نیست؛ او صدایِ رفاقت، نمکِ سفرههای ساده و شناسنامه جوانمردانی است که سالها روی پرده نقرهای با آنها زندگی کردیم.
طنین بیتکرار «گنج قارون» و لبخندهای فردین
سینمای قدیم ایران بدون حنجره طلایی ایرج چیزی کم داشت. اصلاً مگر میشد محمدعلی فردین را روی پرده دید و صدای ششدانگ و پرقدرت ایرج در «گنج قارون» را نشنید؟
آنجا که با لحنی صمیمی و بیریا از دلخوشیهای کوچک میخواند و به همه ما یاد میداد که ثروت واقعی، نه در گنج قارون، که در دل خوش و نان حلال است.
آوازهای او در «چرخوفلک» و «قهرمان قهرمانان» چنان با چهره و بازی فردین گره خورده بود که در باور همه، این دو هنرمند یک روح در دو بدن بودند؛ یکی با سیمای محبوبش دلبری میکرد و دیگری با تحریرهای بینظیرش به آن چهره جان میبخشید.

از حماسه «امیرارسلان» تا لوطیگری در «کوچه مردها»
هنر ایرج فقط به ترانههای شاد کوچه و بازاری خلاصه نمیشد؛ او راوی داستانهای پهلوانی و اساطیری هم بود. صدای پرصلابت او در فیلم «امیرارسلان نامدار» ابهت یک قهرمان ملی را به تصویر میکشید.
در فیلم موزیکال و ماندگار «بابا شمل» به کارگردانی علی حاتمی، این حنجره ایرج بود که در کنار دیگر بزرگان، دیالوگهای آهنگین را به اثری هنری و ماندگار تبدیل کرد. همچنین در «کوچه مردها»، نوای گرم او نماد مرام، معرفت و لوطیگری شد؛ صدایی که وقتی بلند میشد، بوی صداقت و رفاقتهای قدیمی را با خود به همراه میآورد.
همدم تنهاییها و رؤیاهای شیرین قصر زرین
ایرج با آوازهایش در فیلمهایی مثل «مردی از جنوب شهر» یا «قصر زرین»، راوی رؤیاها و دردهای مردم زمانه خود بود. هر بار که روی پرده نقرهای دهان به آواز باز میکرد، انگار حرف دل تمام آدمهای خسته و امیدوار شهر را میزد.
امروز که این صدای ماندگار در بستر بیماری است، آرشیو طلایی سینمای ایران بیشتر از همیشه پیش چشممان ورق میخورد. چندین نسل با صدای او بزرگ شده، عاشق شده و زندگی کردند.
برای حسین خواجهامیری عزیز که سالها حال خوب را به دلهایمان هدیه داد، آرزوی تندرستی داریم تا سایه پُرمهرش همچنان بر سر هنر این مرز و بوم مستدام باشد.