خبر فوری
شناسه خبر: 56949

آقای نادعلی! درخشش لاله مرزبان در ونیز تبریک دارد نه ملامت

چرا درخشش لاله مرزبان در ونیز به جای تبریک با عتاب عضو شورای شهر روبه‌رو شد؟ بازخوانی ۱۰ نقد جدی به موضع تند علیرضا نادعلی علیه هنرمند جوان ایران.

آقای نادعلی! درخشش لاله مرزبان در ونیز تبریک دارد نه ملامت

کسب افتخار بین‌المللی یک بازیگر جوان ایرانی در یکی از معتبرترین محافل سینمایی جهان، به جای آنکه با پیام تبریک و استقبال مدیران شهری همراه شود، به عرصه خطابه و عتاب علیه او تبدیل شد.

انتقاد تند علیرضا نادعلی، عضو شورای اسلامی شهر تهران، از سخنان لاله مرزبان روی فرش قرمز فستیوال ونیز، موجی از واکنش‌های تحلیلی را برانگیخته است؛ مواضعی که نشان می‌دهد چگونه برخی تصمیم‌گیران، بدیهی‌ترین واقعیت‌های ملموس جامعه را نادیده می‌گیرند.

درخشش تحسین‌برانگیز لاله مرزبان، بازیگر جوان و بااستعداد سینمای ایران در هشتاد و سومین دوره جشنواره فیلم ونیز، بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌ها یافت. با این حال، واکنش به درخشش لاله مرزبان در جشنواره ونیز از سوی برخی چهره‌های رسمی با انتقاد روبه‌رو شد.

علیرضا نادعلی با ابراز «تأسف» از سخنان این بازیگر مبنی بر اینکه «زنان ایرانی برای کوچک‌ترین آزادی‌ها بیشترین هزینه‌ها را پرداخت می‌کنند»، مدعی شد که او مطالبات جامعه را به مسائل ظاهری تقلیل داده و چرا تریبون ونیز را به محکومیت تحریم‌ها اختصاص نداده است.

در ادامه، ۱۰ زاویه دید و پاسخ به این موضع‌گیری تند را مرور می‌کنیم:

۱. آداب رسمی و مرام اجتماعی؛ چرا تبریک نگفتید؟

در ابتدایی‌ترین اصول تشریفات و دیپلماسی عمومی، به افتخارآفرینی ملی ابتدا شادباش می‌گویند، نه آنکه مجلس شادی را با لحن ملامت بدرقه کنند. برخورد سرد، پرهیز از حتی بردن نام این هنرمند و نگاه رقابت‌جویانه با یک دختر جوان و باوقار، پیش از هر چیز نشان‌دهنده نبود روحیه مدارا و نگاه پدرانه یا همدلانه در حوزه مسئولیت عمومی است.

۲. جایگاه حقوقی سخنگو؛ شما وکیل کدام طیف هستید؟

دوره قانونی ۴ ساله این شورا به پایان رسیده و حتی با وجود مصوبات تمدید، از دیدگاه حقوقی و در افکار عمومی مشروعیت جایگاه نمایندگی با چالش جدی مواجه است. وقتی بخش قابل توجهی از شهروندان در انتخابات این دوره مشارکت نداشتند، از کدام جایگاه دموکراتیک و از زبان کدام اکثریت، یک هنرمند مستقل را مؤاخذه می‌کنید؟

۳. واقعیت عینی هزینه‌ها؛ از موتور‌سواری تا حق حضانت

آیا سخن لاله مرزبان خلاف واقعیت بود؟ وقتی دختران ایرانی برای دریافت گواهینامه موتورسیکلت با موانع متعدد روبه‌رو هستند و در صورت حادثه از حمایت‌های بیمه‌ای بازمی‌مانند، یا برای دستیابی به حق سرپرستی فرزند باید اهرم‌های مالی خود را فدا کنند، آیا برای کمترین حقوق هزینه نمی‌پردازند؟ این گزاره‌ها واقعیت‌های عینی کف خیابان‌اند، نه سیاه نمایی.

۴. تقلیل مطالبات یا حساسیت گزینشی شورا؟

منتقدان می‌گویند مطالبات زنان به پوشش تقلیل یافته است؛ اما چه کسانی در تمام سال‌های گذشته کارایی، تحصیلات، توانایی و کرامت زن ایرانی را تنها در ترازوی فرم ظاهری سنجیده‌اند؟ مرزبان و همکارانش پوششی موقر و متناسب با چارچوب‌های بازگشت به وطن برگزیدند؛ با این حال، باز هم از گزند عتاب در امان نماندند.

۵. جرم‌انگاری مفرط به جای گره‌گشایی

یک چهره هنری تریبونی برای بازتاب دغدغه‌های ملموس نسل خود یافته است. جامعه‌ای که در آن استفاده از یک پیام‌رسان یا راندن یک وسیله نقلیه ساده گاه به مناقشه حقوقی تبدیل می‌شود، نیاز به بازنگری در سیاست‌گذاری دارد نه هجمه به راوی.

۶. وظایف زمین‌مانده مدیریت شهری در پایتخت

حیطه وظایف قانونی عضو شورای شهر، ساماندهی ترافیک، آلودگی هوا و توسعه زیرساخت‌های فرهنگی شهر است؛ به‌گونه‌ای که گروه‌های تئاتری ناچار نباشند در کاربری‌های نامناسب تمرین کنند. بیانیه‌نویسی درباره سخنان یک هنرمند در ونیز چه تناسبی با مأموریت‌های بلدیه دارد؟

۷. فستیوال ونیز، فرش قرمز هنر است نه اجلاس دیپلماتیک

جشنواره بین‌المللی ونیز یک مجمع بین‌المللی سیاسی یا نشست امنیتی نیست. هنرمند مستقل، کارمند روابط عمومی نهادهای دولتی محسوب نمی‌شود که ادبیات رسمی و بخشنامه‌ای را تکرار کند. وقار و حضور مستقل این چهره‌های جوان در شرایط دشوار کنونی، خود گویاترین پیام برای زنده بودن جریان فرهنگ در ایران است.

۸. زاویه دید بسته و نادیده گرفتن ظرافت‌های فرهنگی

مشکل بنیادین در این قبیل واکنش‌ها، نگریستن به تمام پدیده‌های انسانی و فرهنگی از فیلتر محدود سیاست‌زدگی است. مدیری که با ظرافت‌های دنیای هنر و ادبیات مأنوس نباشد، هر سخن ملموس اجتماعی را معادل مخالفت سیاسی تعبیر خواهد کرد.

۹. تعمیق شکاف نسلی میان تصمیم‌گیران و نسل نو

این ادبیات قهری تنها یک پیامد دارد: تعمیق شکاف نسلی. مدیرانی که نمی‌توانند حتی موفقیت یک دختر جوان را بدون خط‌کشی‌های جناحی تبریک بگویند، چگونه انتظار دارند زبان مشترکی با مطالبات و دغدغه‌های نسل نو پیدا کنند؟

۱۰. تریبونی برای همدلی؛ جای خالی صدای نرجس سلیمانی

شاید زیباتر آن بود که دیگر اعضای شورا، از جمله نرجس سلیمانی، پیش‌قدم می‌شدند و پیام تبریکی شایسته برای درخشش نماینده سینمای ایران ارسال می‌کردند. تریبون شورا باید صدای مطالبات بی‌پاسخ زنان برای رفع تبعیض‌های بدیهی باشد، نه بلندگویی برای ملامت درخشش آنان در صحنه‌های جهانی./عصر ایران

 

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای