خبر فوری
شناسه خبر: 57486

از کافه تا پیاده‌رو؛ شهروندان برای قدم زدن در شهر به «مجوز» نیاز دارند؟

آیا قدم زدن یا نشستن در کافه نیازمند توجیه است؟ بررسی حقوقی حدود مداخله پلیس در فضای عمومی با تکیه بر اصول اساسی و قانون مجازات.

از کافه تا پیاده‌رو؛ شهروندان برای قدم زدن در شهر به «مجوز» نیاز دارند؟

در روزمرگی‌های پرترافیک و خاکستری شهرهای امروز، کافه‌نشینی یا پیاده‌روی بدون مقصد یکی از معدود راه‌های تنفس اجتماعی است. اما مواجهه‌های گهگاه خیابانی، سوالی کهنه و مهم را دوباره زنده کرده است: آیا یک فرد برای اینکه چند بار طول یک پیاده‌رو را قدم بزند یا ساعتی روی صندلی کافه بنشیند، باید پاسخگوی پرسش‌هایی مثل «اینجا چه می‌کنی؟» یا «مقصدت کجاست؟» باشد؟ مرز میان حفظ نظم شهری و مداخله در زندگی عادی مردم کجاست؟

پاسخ حقوقی به این دغدغه عمومی، سرراست‌تر از پیچیدگی‌های اداری است؛ هر نوع اعمال محدودیت بر آزادی‌های فردی، محتاج نص صریح و شفاف قانون است و نمی‌توان فضای عمومی را با حیاط یک پادگان اشتباه گرفت.

 

قانون چه می‌گوید؟ اصل بر آزادی رفت‌وآمد است، نه توجیه حضور

بر اساس ماده ۲ قانون مجازات اسلامی، جرم تنها به رفتاری (اعم از فعل یا ترک فعل) اطلاق می‌شود که قانون‌گذار برای آن مجازاتی تعیین کرده باشد. پیاده‌روی در بلوار، نشستن روی نیمکت، مکث پشت ویترین یا گپ‌وگفت در کافه، هیچ‌کدام در دایره عناوین مجرمانه نمی‌گنجند.

در فرهنگ زیست شهری مدرن، «صرف حضور در خیابان» خودش یک هدف معتبر است. شهروند بدهکار دستگاه‌های اجرایی نیست که برای هر گام خود در یک فضای مشاع، توجیه یا برگه‌ای با عنوان مقصد همراه داشته باشد.

اصل بر برائت و آزادی رفت‌وآمد است؛ بنابراین تا زمانی که رفتاری با قیود قانونی نقض نشده، هیچ سازمانی حق ندارد حضور آرام فرد را زیر سوال ببرد.

 

تفکیک تخلف صنفی و سد معبر از زیست طبیعی شهر

یکی از سوءتفاهم‌های رایج در مدیریت شهری، پیوند زدن تخلفات مشخص به کل جمعیت حاضر در یک منطقه است:

  • سد معبر مشخص: اگر فرد یا دستفروشی مسیر تردد عمومی را مسدود کرده باشد، ماده ۵۵ قانون شهرداری تکلیف و سازوکار قانونی برخورد را تعیین کرده است.
  • تخلفات صنفی: چنانچه کافه‌ای فراتر از حریم صنفی خود فعالیت کند یا قوانین نظارتی را رعایت نکرده باشد، نهاد ناظر وظیفه دارد مستقیماً با خود واحد صنفی طرف شود.

تبدیل کردن خطای احتمالی یک مغازه‌دار یا تجمع مقطعی چند نفر به توجیهی برای «مظنون‌انگاری جمعی» تمام عابران، با هیچ‌یک از موازین حقوقی و اصل مسوولیت فردی تطابق ندارد. پلیس مامور امنیت است، نه مسوول بازجویی از لحظات فراغت عابران.

 

خط قرمزهای قانون اساسی؛ وقتی سوال «کجا می‌روی؟» غیرقانونی می‌شود

قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به شفافیت این حریم را تعیین کرده است:

  1. اصل ۲۲ قانون اساسی: حیثیت، جان، مال، حقوق، مسکن و شغل اشخاص را از هرگونه تعرض مصون دانسته است.
  2. اصل ۹ قانون اساسی: صراحتاً تاکید می‌کند هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال یا حتی امنیت کشور، آزادی‌های مشروع مردم را – حتی با وضع قوانین و مقررات – سلب کند.

از منظر آیین دادرسی کیفری، ضابط انتظامی تنها در جرایم مشهود یا با وجود امارات و قرائن عینی دال بر وقوع جرم اجازه ورود و تفتیش دارد. پرسش‌هایی نظیر «چرا اینجا ایستاده‌ای؟» یا «کجا می‌روی؟»، مادامی که قرینه‌ای بر ارتکاب جرم وجود نداشته باشد، فاقد هرگونه وجاهت قانونی است.

 

مرز حساس امنیت با تحدید زندگی روزمره

مساله تنها بر سر چند گام پیاده‌روی یا چند فنجان قهوه در غروب شهر نیست؛ مساله، تعریف نسبت شهروند با ساختار قدرت است. جامعه‌ای که برای ساده‌ترین جلوه‌های زندگی اجتماعی و «حضور در فضای عمومی» احساس امنیت و کرامت نکند، دچار انقباض اجتماعی می‌شود. وظیفه نهادهای مسوول، محافظت از امنیت عابر پیاده است، نه وادار کردن او به توجیه کردن نفس کشیدن در شهر.

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای