سقوط جایگاه طبابت در سایه کاهش درآمد پزشکان
بحران معیشت، پزشکان عمومی را به سمت مشاغل کاذب سوق داده است. بررسی علل کاهش درآمد پزشکان و چالشهای تعرفههای غیرواقعی پزشکی.
تصویر ذهنی جامعه از حرفه پزشکی، همواره با رفاه و جایگاه اجتماعی گره خورده است؛ اما واقعیتِ عریانِ امروز، فرسنگها با این کلیشهها فاصله دارد.
کاهش درآمد پزشکان اکنون به بحرانی تبدیل شده است که نه تنها نظام سلامت، بلکه امنیت روانی جامعه را تهدید میکند.
وقتی یک پزشک عمومی برای تأمین حداقلهای معیشتی خود مجبور میشود «طبابت» را رها کرده و به مسافرکشی در تاکسیهای اینترنتی یا پرستاری از سالمندان روی بیاورد، باید زنگ خطر را برای آینده درمان کشور به صدا درآورد.
شکاف عمیق میان درآمد و هزینههای درمان
در حالی که تورم افسارگسیخته، هزینههای زندگی را چند برابر کرده، تعرفههای درمانی با سرعتی لاکپشتی رشد میکنند.
طبق آمارهای موجود، یک پزشک عمومی تماموقت در سال ۱۴۰۵، پس از کسر سهم مراکز درمانی، درآمدی کمتر از ۴۰ میلیون تومان دارد؛ عددی که با توجه به شرایط اقتصادی امروز، بهسختی هزینههای حداقلی یک خانواده را پوشش میدهد.
در این میان، مطبداری که زمانی نماد استقلال کاری پزشک بود، اکنون به یک بارِ مالی سنگین تبدیل شده است.
هزینههای اجاره، تجهیزات، مالیات و حقوق پرسنل، بسیاری از پزشکان را ناچار به تعطیلی مطبها کرده است.
وقتی دخل با خرج نمیخواند، خروج از گردونه خدمت، آخرین سنگرِ ناگزیر است. آمار ۳۵ درصدی پزشکانی که دیگر طبابت نمیکنند، تنها یک عدد نیست؛ یک فاجعه ملی در حوزه سرمایههای انسانی است که در سکوت خبری رقم میخورد.
فرسودگی شغلی و نابرابری در پرداخت
تنها درآمد پایین نیست که انگیزه را از جامعه پزشکی سلب کرده است؛ فشار کاری غیرمنطقی، چالشی دیگر است.
بسیاری از پزشکان امروز، بهویژه در بخش دولتی، بیش از ۵۰ و گاه تا ۷۰ ساعت در هفته کار میکنند.
با این حال، سیستم پرداخت اضافهکار و سختی کار، به هیچوجه با این حجم از فعالیت طاقتفرسا و استرسِ جانفرسایِ محیط درمانی تناسب ندارد.
وقتی نیروی متخصصِ درمان، برای دریافت حقالزحمهاش باید ماهها انتظار بکشد یا با محاسباتی غیرشفاف مواجه شود، نتیجهای جز بیانگیزگی و مهاجرت یا تغییر شغل نخواهیم داشت.
تعرفههای غیرواقعی پزشکی نه تنها عدالت در سلامت را به مسلخ برده، بلکه باعث شده است که حتی بخش خصوصی هم نتواند امنیت شغلی پزشکان را تضمین کند.
آیندهنگری؛ زنگ خطری برای نظام سلامت
ادامه این روند، یعنی خالی شدن بیمارستانها و درمانگاهها از نیروهای کارآمد و جوان.
مسافرکشی پزشکان، تنها یک آسیب معیشتی نیست؛ بلکه دهنکجیِ واقعیتِ تلخِ اقتصاد به بدنه اصلی نظام سلامت است.
اگر برای بحران معیشت پزشکان چارهای اندیشیده نشود، دور از ذهن نیست که در آیندهای نزدیک، با قحطیِ پزشک عمومی مواجه شویم؛ بحرانی که هزینهاش را در نهایت بیمارانی پرداخت میکنند که پشتِ درهایِ بسته، چشمانتظارِ خدماتی هستند که دیگر ارائهدهندهای ندارد.