چرا کشاورزان ایرانی فقیر میمانند؟
بررسی دلایل فقر کشاورزان ایرانی؛ از ضعف ساختار بازار و افزایش هزینههای تولید تا ریسکهای اقلیمی و نقش واسطهها در کاهش سهم تولیدکننده از ارزش واقعی محصول
کشاورزان ایرانی اغلب فقیر میمانند؛ نه به این دلیل که کمکار یا بیمهارتاند، بلکه به این سبب که ساختارهای اقتصادی و نهادی پیرامون آنان بهگونهای شکل گرفته است که سهم عادلانهای از ارزش تولید را نصیبشان نمیکند.
اخبار سبز کشاورزی؛ در بسیاری از مناطق کشور، از دیمزارهای گلستان تا مزارع آبی جنوب، تولیدکننده نخستین حلقه زنجیره ارزش است، اما کمترین بهره را از آن میبرد.
نخست آنکه نظام بازار محصولات کشاورزی در ایران همچنان با چالش شفافیت و دسترسی برابر به اطلاعات روبهروست. کشاورزان اغلب محصول خود را در فصل برداشت و اوج عرضه به بازار ارائه میکنند؛ زمانی که قیمتها در پایینترین سطح قرار دارد. نبود سامانههای کارآمد اطلاعرسانی قیمت، ضعف در تشکلهای تولیدی و سیطره واسطهها موجب میشود قدرت چانهزنی کشاورز کاهش یابد. از آنجا که بسیاری از محصولات فسادپذیر هستند، کشاورز ناچار است برای جلوگیری از زیان بیشتر، محصول را با قیمتی پایینتر از ارزش واقعی به فروش برساند.
دوم آنکه هزینههای تولید در سالهای اخیر بهشدت افزایش یافته است. عملیات آمادهسازی زمین، بذر اصلاحشده، کودهای شیمیایی، سموم، ماشینآلات، سوخت و دستمزد کارگری، همگی تابع نوسانات شدید قیمتیاند. بسیاری از کشاورزان پیش از کشت، از منابع غیررسمی یا بانکی تسهیلات دریافت میکنند؛ بنابراین در زمان برداشت، بخش قابل توجهی از درآمدشان صرف بازپرداخت بدهی و بهره میشود و حاشیه سود واقعی آنان به حداقل میرسد.
سوم، کشاورزان ایرانی در خط مقدم ریسکهای اقلیمی قرار دارند. خشکسالیهای متوالی، سیلابهای ناگهانی، گرما و سرمای خارج از فصل و شیوع آفات و بیماریها میتواند یک سال زراعی را نابود کند. در حالی که نظام بیمه کشاورزی در کشور وجود دارد، اما میزان پوشش، سرعت پرداخت خسارت و کفایت آن در بسیاری موارد پاسخگوی زیان واقعی نیست. یک فصل ناموفق میتواند سرمایه چند سال تلاش را از بین ببرد.
در نهایت، محدودیت دسترسی به فناوریهای نوین، سامانههای ذخیرهسازی، صنایع تبدیلی و بازارهای مستقیم، مانع از ایجاد ارزش افزوده در مزرعه میشود. بدون انبار استاندارد، سردخانه، فرآوری یا فروش مستقیم، کشاورز ناچار است محصول خام را عرضه کند و از منافع حلقههای بعدی زنجیره بیبهره بماند. در چنین شرایطی، چرخه درآمد پایین تداوم مییابد.
به بیان دیگر، مسئله فقر کشاورزان در ایران ریشه در تنبلی یا ناتوانی فردی ندارد، بلکه حاصل ترکیب ریسکهای بالا، هزینههای فزاینده، ضعف ساختار بازار و قدرت چانهزنی پایین است؛ در حالی که امنیت غذایی کشور بر دوش همین قشر زحمتکش قرار دارد.
این نوشتار به قلم محمد اسماعیل اسدی، پژوهشگر ارشد کشاورزی پایدار از استان گلستان، با تأکید بر واقعیتهای میدانی کشاورزی ایران، تلاشی است برای بازخوانی جایگاه کشاورز در نظام اقتصادی و ضرورت اصلاح ساختارها به نفع تولیدکننده واقعی.