چرا کشاورزی اتحادیه اروپا برای رشد به طبیعت نیاز دارد؟
در نشست سال ۲۰۲۶ انجمن آینده کشاورزی در بروکسل، کارشناسان گرد هم آمدند تا در مورد چگونگی راهاندازی مجدد سیستم غذایی اروپا بحث و تبادل نظر کنند
در نشست سال ۲۰۲۶ انجمن آینده کشاورزی در بروکسل، کارشناسان و ذینفعان سطح بالا گرد هم آمدند تا در مورد چگونگی راهاندازی مجدد سیستم غذایی اروپا بحث و تبادل نظر کنند. اتحادیه بینالمللی حفاظت از طبیعت (IUCN) به عنوان شریک استراتژیک این انجمن، پیامی روشن و به موقع ارائه داد: رقابتپذیری کشاورزی، امنیت غذایی و جاهطلبیهای زیستمحیطی اروپا اولویتهای رقیب نیستند، بلکه اساساً به یکدیگر وابستهاند.
در میزگردی که با تمرکز بر مدیریت آیندهی کاربری زمین در اتحادیهی اروپا و سیاست مشترک کشاورزی (CAP) برگزار شد، دلفین بابین-پلیارد، مشاور ارشد سیستمهای پایدار غذا و کشاورزی در IUCN، این روایت گمراهکنندهی مداوم را که جاهطلبیهای زیستمحیطی باید فدای بهرهوری یا امنیت غذایی شود، به چالش کشید. از آنجایی که ظرفیت بلندمدت اروپا برای تولید غذا مستقیماً به سلامت اکوسیستمهای آن بستگی دارد، تولید کشاورزی بدون خاکهای حاصلخیز، گردهافشانها، سیستمهای آبی پایدار و مناظر انعطافپذیر نمیتواند پایدار بماند. بنابراین، سوال واقعی این نیست که آیا محیط زیست را در اولویت قرار دهیم یا امنیت غذایی، بلکه این است که چگونه میتوان با سرمایهگذاری در طبیعت، هر دو را در دهههای آینده تضمین کرد.
بر اساس قطعنامه ۸.۰۰۲ کنگره ۲۰۲۵، IUCN خواستار گذار سریع از کشاورزی مبتنی بر تجارت معمول به سمت سیستمهای سازگار با طبیعت است. تغییر مورد نیاز نه تنها در مورد حفاظت از محیط زیست، بلکه در مورد تابآوری، ثبات اقتصادی و کاهش ریسک در مواجهه با نوسانات اقلیمی و بازار نیز میباشد. برای تحقق این تحول، IUCN سه اولویت کلیدی حاکمیتی را مشخص کرد:
هماهنگی سیاستهای اتحادیه اروپا
اروپا از چارچوبهای قوی موجود، از جمله CAP و مقررات احیای طبیعت، بهرهمند است. با این حال، تأثیر آنها به دلیل اجرای پراکنده و هماهنگی ضعیف محدود است. IUCN بر نیاز به موارد زیر تأکید کرد:
ابزارهای نظارتی هماهنگ و دادههای قابل مقایسه در سراسر کشورهای عضو؛
مکانیسمهای پاسخگویی قویتر؛ و اجرای منسجم در سطوح ملی و منطقهای.
برای پشتیبانی از این امر، IUCN ابزارها، مکانیسمهای حاکمیتی، گزارشها و چارچوبهایی مانند چارچوب جهانی نظارت بر سلامت زمین (LHMF)، ابزاری نوآورانه که مناظر کشاورزی را از طریق شاخصهای اکولوژیکی، زراعی و اجتماعی-اقتصادی ارزیابی میکند، توسعه میدهد. با پیوند دادن واقعیتهای سطح مزرعه به تصمیمات سیاستی، امکان ردیابی بهتر پیشرفت و شناسایی مداخلات مؤثر فراهم میشود.
ایجاد پلتفرمهای فراگیر
حکمرانی مؤثر نیازمند گفتگوی فراگیر در سراسر زنجیره ارزش کشاورزی، کشاورزان، دانشمندان، سازمانهای محیط زیستی، مدیران آب و مقامات محلی است. در حالی که پلتفرمهای موجود گامی رو به جلو هستند، IUCN تأکید کرد که صداهای زیستمحیطی و علمی باید به طور مساوی نمایندگی شوند. بدون این تعادل، سیاستگذاری خطر ترجیح راهحلهای کوتاهمدت بر راهحلهای بلندمدت را به همراه دارد.
تضمین عدم بازگشت به عقب
سادهسازی سیاستها باید بار اداری را کاهش دهد، نه اینکه استانداردهای زیستمحیطی را تضعیف کند، همانطور که قبلاً در دستورالعمل پرندگان و زیستگاه یا دستورالعمل نظارت و تابآوری خاک مشاهده شده بود. عقبنشینی از جاهطلبی در نهایت خطرات را برای کشاورزان افزایش میدهد و تابآوری سیستم غذایی را تضعیف میکند. دلفین بابین-پلیارد روی صحنه، حمایت دیرینه IUCN از اصل عدم رگرسیون را که در قطعنامه 6074 آن مجدداً تأیید شده است، تکرار کرد.
IUCN مدلهای عملی را که در حال حاضر مزایای اقتصادی، زیستمحیطی و اجتماعی را ارائه میدهند، برجسته کرد:
- راهکارهای مبتنی بر طبیعت (NbS): اجرای NbS به همراه شیوههای ارائه شده از سیستمهای کشاورزی اگرواکولوژیکی و احیاکننده میتواند هزینههای ورودی را کاهش دهد، تابآوری را افزایش دهد و عملکرد را حفظ کند.
- مدیریت یکپارچه آب: احیای تالابها و رویکردهای چشمانداز که منابع آب را تضمین کرده و شغل ایجاد میکنند.
- کشاورزی مختلط و تحت حمایت جامعه: سیستمهایی که اقتصادهای محلی را تقویت میکنند، تنوع زیستی را ارتقا میدهند و سیستمهای غذایی عادلانهتری را پرورش میدهند.
این مثالها نشان میدهند که کشاورزی پایدار تئوری نیست، بلکه در حال حاضر در حال وقوع است. گسترش این راهحلها نیاز به سیاستهای هماهنگ، مشوقهای مناسب و حاکمیت مشارکتی دارد.
هماهنگسازی کشاورزی با حفاظت از تنوع زیستی میتواند سالانه تا ۱۵۰ میلیارد دلار سود اقتصادی جهانی ایجاد کند. در مقابل، تخریب مداوم اکوسیستم میتواند به دلیل از دست رفتن خدمات اکوسیستمی، سالانه نزدیک به ۱۰۰ میلیارد دلار برای بخش کشاورزی هزینه داشته باشد. با نزدیک به یک سوم بودجه اتحادیه اروپا، CAP همچنان یک اهرم قدرتمند برای تغییر است. از این رو، IUCN خواستار رویکردی قویتر و هدفمندتر در چرخه اصلاحات بعدی شد. در حالی که در طرحهای زیستمحیطی فعلی CAP پیشرفت قابل توجهی مشاهده شد، ارزیابیهای اولیه نشاندهنده عدم جاهطلبی مکرر و تمایل به حمایت از شیوههای موجود به جای ایجاد تحول بود. بنابراین IUCN سه پیشرفت کلیدی را پیشبینی میکند:
- تمرکز بر خدمات اکوسیستم: هدایت پرداختها به سمت سلامت خاک، تنظیم آب، ذخیره کربن و گرده افشانی.
- افزایش مقیاس در سطح چشمانداز: تشویق اقدام جمعی فراتر از مزارع انفرادی، شامل ذینفعان متعدد.
- پاداش دادن به نوآوری واقعی: اولویت دادن به کشاورزی بومشناختی، تنوعبخشی و اجرای راهحلهای مبتنی بر طبیعت که اساساً سیستمهای تولید را تغییر میدهند.
اصلاحات بعدی CAP لحظهای تعیینکننده برای کشاورزی اروپا است. قرار دادن خدمات اکوسیستم در هسته خود، کشاورزی را به محرکی برای تابآوری، رقابتپذیری و احیای طبیعت تبدیل میکند. همانطور که IUCN در این مجمع نتیجهگیری کرد، اگر اروپا خواهان یک سیستم کشاورزی است که قادر به تحمل شوکهای اقلیمی و فشارهای اقتصادی باشد، سرمایهگذاری در طبیعت اختیاری نیست، بلکه ضروری است.