ضرورت مدیریت آب کشاورزی در سال آبی نرمال با رویکرد آمادگی برای خشکسالیهای آینده
مدیریت آب کشاورزی در سال آبی نرمال، فرصتی برای ترمیم منابع و آمادگی در برابر خشکسالیها است؛ نه مجوزی برای افزایش مصرف و بازگشت به الگوهای ناپایدار
سال آبی جاری از نظر میزان بارش در بسیاری از مناطق کشور شرایطی نزدیک به نرمال یا حتی مطلوبتر از متوسط سالهای اخیر داشته است، اما این وضعیت در همه حوضههای آبریز یکسان نبوده است. بهطور خاص، حوضه آبریز مرکزی کشور همچنان بارشی کمتر از نرمال را تجربه کرده و از نظر منابع آب سطحی و زیرزمینی با محدودیتهای جدی مواجه است. این ناهمگنی فضایی در بارشها نشان میدهد که ارزیابی وضعیت منابع آب نباید صرفاً بر مبنای میانگینهای ملی انجام شود، بلکه شرایط هر حوضه آبریز باید بهصورت مستقل مورد توجه قرار گیرد.
از این منظر، حتی در سالی که در سطح کشور شرایط نسبتاً مناسب ارزیابی میشود، بخشهای مهمی از کشور همچنان در معرض تنش آبی قرار دارند. طی دهههای اخیر، کشور با چرخههای متوالی خشکسالی، افزایش دما، تغییر الگوی بارش، افت کیفیت منابع آب و برداشت فراتر از ظرفیت تجدیدپذیر مواجه بوده است.
نتیجه این روند، کاهش ذخایر سدها، افت مستمر سطح آبهای زیرزمینی، فرونشست زمین در بسیاری از دشتها و کاهش تابآوری نظام تولید کشاورزی بوده است. در چنین شرایطی، حتی اگر یک سال آبی شرایط مناسبی داشته باشد، این صرفاً فرصتی برای توقف روند تشدید بحران و آغاز ترمیم تدریجی منابع است، نه مجوزی برای افزایش مصرف یا بازگشت به الگوهای ناپایدار گذشته.
آب کشاورزی
بخش کشاورزی با مصرف بخش عمدهای از منابع آب کشور، اصلیترین حوزه اثرگذار بر پایداری منابع آبی محسوب میشود. در سالهایی که بارندگی مناسب است، معمولاً این تصور در میان برخی بهرهبرداران و حتی سیاستگذاران شکل میگیرد که محدودیت منابع کاهش یافته و امکان توسعه سطح زیرکشت یا افزایش مصرف آب فراهم شده است. این رویکرد کوتاهمدت، خطر بازتولید بحران آب را به همراه دارد.
واقعیت آن است که بسیاری از آبخوانهای کشور همچنان با کسری مخزن جدی مواجهاند. بخش مهمی از بارشهای امسال صرف جبران بخشی ناچیزی از کمبود رطوبت خاک، بهبود جریانهای سطحی کوتاهمدت و تعدیل نسبی ذخایر سدها شده است، اما هنوز فاصله قابلتوجهی تا احیای پایدار منابع آب وجود دارد. به همین دلیل، سیاست مدیریت آب نباید تابع نوسانات یکساله بارش باشد، بلکه باید مبتنی بر مدیریت بلندمدت ریسک و افزایش تابآوری باشد.
از منظر برنامه ریزی ، سالهای نرمال باید بهعنوان «دورههای ترمیم» تعریف شوند. یعنی در این سالها هدف اصلی، کاهش فشار بر منابع، افزایش ذخیرهسازی طبیعی و مصنوعی، و آمادهسازی برای سالهای کمبارش آینده باشد. در غیر این صورت، بازگشت به الگوی مصرف بالا در سال نرمال، کشور را در برابر اولین سال خشک بعدی با آسیبپذیری بیشتری مواجه خواهد کرد.
وضعیت موجود
بررسی روندهای بلندمدت نشان میدهد که اقلیم کشور به سمت افزایش نااطمینانی حرکت میکند. کاهش قابلیت پیشبینی بارش، وقوع بارشهای شدید و کوتاهمدت به جای بارشهای مؤثر و افزایش تبخیر، موجب شده است اتکا به بارش سالانه بهعنوان شاخص کافی برای ارزیابی وضعیت آب، گمراهکننده باشد.
از سوی دیگر، بهرهوری آب در بخش کشاورزی همچنان پایین است. راندمان انتقال ، توزیع و کاربرد آب در مناطق و مزارع پائین هستند، روشهای آبیاری سنتی سهم قابلتوجهی دارند و در اکثر مناطق کشور الگوی کشت با ظرفیت منابع آبی سازگار نیست. بنابراین حتی در شرایط بارش نرمال نیز ادامه روند فعلی مصرف، فشار بر منابع را حفظ خواهد کرد. همچنین باید توجه داشت که بازسازی آبخوانها فرآیندی زمانبر است.
افت چندینساله سطح آب زیرزمینی در بسیاری از دشتها با یک یا دو سال بارش مناسب جبران نمیشود. در برخی مناطق، تخریب ساختار آبخوان و فرونشست زمین حتی میتواند بخشی از ظرفیت ذخیرهسازی را بهصورت دائمی کاهش داده باشد. از این رو، نگاه خوشبینانه و کوتاهمدت به شرایط امسال میتواند هزینههای بلندمدت سنگینی ایجاد کند.
توصیههای فنی و اجرایی:
با توجه به شرایط موجود، پیشنهاد میشود سیاستهای زیر در دستور کار قرار گیرد:
1- تداوم مدیریت تقاضای آب در سال نرمال
سیاستهای صرفهجویی نباید محدود به سالهای خشک باشد. لازم است محدودیتهای برداشت، سهمیهبندی و برنامههای کنترل مصرف در سال جاری نیز ادامه یابد تا از تبدیل سال نرمال به سال افزایش مصرف جلوگیری شود.
2- استفاده از سال نرمال برای احیای منابع آب و محیط زیست
بخشی از منابع آب در دسترس باید بهصورت هدفمند برای تغذیه مصنوعی آبخوانها، تقویت ذخایر سدها و کاهش برداشت از منابع زیرزمینی اختصاص یابد. اولویت با بازسازی ظرفیتهای از دسترفته منابع آب است.
3- اصلاح الگوی کشت
الگوی کشت باید بر اساس مزیت نسبی آبی هر منطقه بازتنظیم شود. توسعه محصولات پرمصرف در مناطق دارای تنش آبی در سال نرمال باید محدود شود و مشوقهایی لازم برای کشت محصولات کمآببر طراحی گردد.
4-ارتقای بهرهوری آبیاری
توسعه سامانههای هوشمند آبیاری، بهبود زمانبندی آبیاری، کاهش تلفات انتقال و آموزش بهرهبرداران باید با سرعت بیشتری دنبال شود. افزایش بهرهوری، مهمترین راهکار کاهش فشار بر منابع در بلندمدت است.
5- تقویت حکمرانی دادهمحور آب
تصمیمگیری درباره تخصیص آب باید مبتنی بر پایش مستمر منابع، وضعیت آبخوانها، پیشبینیهای اقلیمی و گزینه های خشکسالی باشد. لازم است شاخصهای مدیریتی فراتر از صرفاً بارش سالانه تعریف شوند.
6- نهادینهسازی مدیریت ریسک خشکسالی
ضروری است در ذهن سیاستگذاران و بهرهبرداران این اصل تثبیت شود که سال نرمال، فرصتی برای آمادگی در برابر سال خشک است. برنامهریزی مالی، فنی و نهادی باید با این منطق انجام گیرد.
جمعبندی
اگرچه بارشهای مناسب سال جاری در برخی مناطق نشانه مثبتی برای بخش آب و کشاورزی محسوب میشود، اما استمرار کمبارشی در حوضههایی مانند حوضه مرکزی و تداوم کسری منابع آب زیرزمینی نشان میدهد که بحران آب همچنان پابرجاست. ناترازی منابع آب کشور حاصل سالها فشار انباشته است و جبران آن نیازمند تداوم سیاستهای مدیریت مصرف، افزایش بهرهوری و نگاه بلندمدت به پایداری منابع است.
سال نرمال نباید سال افزایش مصرف تلقی شود، بلکه باید بهعنوان فرصتی استراتژیک برای ترمیم ذخایر، کاهش آسیبپذیری و تقویت تابآوری تعریف شود. منطق حکمرانی پایدار آب اقتضا میکند که در سالهای خوب، برای سالهای بد آماده شویم. تنها در این صورت میتوان از چرخه تکرارشونده بحران آب فاصله گرفت و امنیت آبی و غذایی کشور را در بلندمدت تضمین کرد.
نیازعلی ابراهیمی پاک
استاد آبیاری موسسه تحقیقات خاک و آب