خبر فوری
شناسه خبر: 56158

بخش دوم

نخل‌های ایران؛ ثروتی که هنوز آن‌گونه که باید شناخته نشده است

نخل‌های ایران از نظر کیفیت کمبودی ندارند؛ آنچه صنعت خرما را متحول می‌کند مدیریت علمی، آموزش نخلداران، فرآوری، برندسازی و افزایش ارزش افزوده است.

نخل‌های ایران؛ ثروتی که هنوز آن‌گونه که باید شناخته نشده است

در سال‌های اخیر بارها این سؤال از من پرسیده شده است که آیا نخل‌های کشورهای عربی از نخل‌های ایران بهتر هستند؟

پاسخ من همیشه یک جمله بوده است:

خیر. آنچه آن‌ها را موفق‌تر کرده، مدیریت بهتر است، نه نخل بهتر.

شاید این جمله در نگاه اول ساده به نظر برسد، اما حاصل سال‌ها تجربه و مشاهده در نخلستان‌های کشور است. بارها دیده‌ام که یک نخلدار ایرانی، با امکانات محدود و تنها با اصلاح روش تغذیه، آبیاری و مدیریت باغ، توانسته محصولی تولید کند که از نظر کیفیت، اندازه و بازارپسندی با بهترین نمونه‌های خارجی رقابت کند.

بنابراین نباید تصور کنیم که فاصله امروز ما با کشورهای پیشرو، فاصله‌ای غیرقابل جبران است. اتفاقاً این فاصله بیش از هر چیز، یک فاصله مدیریتی است.

یکی از موضوعاتی که کمتر به آن توجه شده، نگاه اقتصادی به نخلستان است.

در بسیاری از کشورهای موفق، نخل فقط یک درخت تولیدکننده خرما نیست؛ بلکه یک بنگاه اقتصادی است. برای هر نخل، هزینه تولید، میزان مصرف آب، مقدار کود، عملکرد، کیفیت محصول و حتی سود نهایی محاسبه می‌شود. تصمیم‌های مدیریتی نیز بر اساس همین اطلاعات گرفته می‌شود.

 

در حالی که در بسیاری از نخلستان‌های ما هنوز این نگاه به‌طور کامل شکل نگرفته است. گاهی هزینه‌های فراوانی صرف باغ می‌شود، اما به دلیل نبود برنامه‌ریزی، بازده اقتصادی مطلوب حاصل نمی‌شود.

از سوی دیگر، کشورهای پیشرو سال‌هاست که به سمت کشاورزی دقیق (Precision Agriculture) حرکت کرده‌اند. استفاده از پهپادها برای پایش نخلستان، سامانه‌های هوشمند آبیاری، سنجش رطوبت خاک، پیش‌بینی بیماری‌ها، ثبت اطلاعات هر نخل و تحلیل داده‌ها، دیگر موضوعاتی عجیب و دور از دسترس نیستند؛ بلکه بخشی از مدیریت روزمره نخلستان‌ها هستند.

شاید برخی تصور کنند که این فناوری‌ها تنها برای باغ‌های بزرگ قابل استفاده‌اند، اما واقعیت این است که حتی استفاده از اصول ساده مدیریت علمی نیز می‌تواند تحول بزرگی در عملکرد بسیاری از نخلستان‌های کشور ایجاد کند.

موضوع مهم دیگر، ارزش افزوده است.

متأسفانه بخش قابل توجهی از خرمای ایران هنوز به‌صورت خام به بازار عرضه می‌شود. در حالی که کشورهای رقیب، پیش از صادرات، محصول را درجه‌بندی، فرآوری، بسته‌بندی و با نام تجاری مشخص عرضه می‌کنند. تفاوت قیمت نهایی، گاهی چندین برابر ارزش خرمای خام است.

خرما فقط میوه نیست. از آن می‌توان شیره، خمیر خرما، قند طبیعی، شکلات خرمایی، سرکه، نوشیدنی‌های فراسودمند، فرآورده‌های غذایی، خوراک دام و ده‌ها محصول دیگر تولید کرد. حتی برگ، الیاف و هسته خرما نیز در صنایع مختلف کاربرد دارند. این همان زنجیره ارزشی است که می‌تواند درآمد نخلداران را افزایش دهد و وابستگی به فروش محصول خام را کاهش دهد.

یکی دیگر از تفاوت‌های اساسی، سرمایه‌گذاری بر آموزش است.

در کشورهای پیشرو، آموزش نخلداران یک فعالیت مقطعی نیست، بلکه فرآیندی دائمی است. یافته‌های جدید پژوهشی، نتایج تحقیقات و فناوری‌های نوین، به سرعت در اختیار تولیدکنندگان قرار می‌گیرد. این ارتباط مستمر میان مراکز تحقیقاتی و باغداران، موجب می‌شود دانش روز به‌سرعت وارد مزرعه شود.

در ایران نیز خوشبختانه طی سال‌های اخیر حرکت‌های ارزشمندی در این زمینه آغاز شده است، اما هنوز تا رسیدن به نقطه مطلوب فاصله داریم. تجربه نشان داده است هر جا آموزش مستمر، مشاوره تخصصی و انتقال تجربه به‌درستی انجام شده، کیفیت مدیریت نخلستان نیز به شکل محسوسی افزایش یافته است.

من طی سال‌های فعالیت خود، بارها شاهد بوده‌ام که یک نخلدار تنها با اصلاح چند اشتباه مدیریتی، بدون افزایش چشمگیر هزینه‌ها، توانسته عملکرد باغ خود را به‌طور قابل توجهی بهبود ببخشد. این یعنی بسیاری از مشکلات امروز، بیش از آنکه مالی باشند، ریشه در شیوه مدیریت و تصمیم‌گیری دارند.

اگر امروز از من بپرسند که برای تحول صنعت خرمای ایران از کجا باید آغاز کرد، پاسخ من روشن است.

سرمایه‌گذاری بر آموزش نخلداران، ترویج تغذیه علمی و هدفمند، جوان‌سازی نخلستان‌های فرسوده، توسعه مکانیزاسیون، مدیریت صحیح آب، تقویت صنایع فرآوری، استانداردسازی بسته‌بندی و برندسازی جهانی.

این اقدامات شاید ساده به نظر برسند، اما کنار هم می‌توانند آینده صنعت خرمای ایران را متحول کنند.

من آینده خرمای ایران را روشن می‌بینم؛ زیرا بزرگ‌ترین سرمایه این صنعت، نه فقط نخل‌های ارزشمند آن، بلکه نخلدارانی هستند که با وجود همه دشواری‌ها، همچنان با عشق و امید تولید می‌کنند.

امروز بیش از هر زمان دیگری باید به این باور برسیم که عصر مدیریت سنتی، به پایان خود نزدیک شده است. کشاورزی فردا، کشاورزی دانش، فناوری و تصمیم‌گیری علمی است. هر نخلستانی که زودتر این واقعیت را بپذیرد، زودتر نیز به موفقیت اقتصادی خواهد رسید.

در پایان، می‌خواهم سخنم را با جمله‌ای به پایان برسانم که عصاره سال‌ها تجربه من در کنار نخلداران این سرزمین است:

«من سال‌ها در میان نخلستان‌های جنوب ایران زندگی کرده‌ام. هر بار که زیر سایه یک نخل ایرانی می‌ایستم، بیش از آنکه به توانایی این درخت فکر کنم، به ظرفیت‌های استفاده‌نشده آن می‌اندیشم. نخل‌های ما چیزی از نخل‌های کشورهای پیشرو کم ندارند؛ آنچه باید تغییر کند، نگاه ما به مدیریت، آموزش، تغذیه، فرآوری و اقتصاد خرماست. اگر این نگاه اصلاح شود، آینده صنعت خرمای ایران نه‌تنها روشن، بلکه درخشان خواهد بود.»

ما مشکل کمبود نخل نداریم؛ مشکل ما کمبود مدیریت علمی است. روزی که تجربه نخلدار ایرانی در کنار دانش روز کشاورزی قرار بگیرد، هیچ مانعی وجود نخواهد داشت که خرمای ایران، نه فقط از نظر کیفیت، بلکه از نظر ارزش اقتصادی و جایگاه جهانی نیز در صدر قرار گیرد.

 

دکتر اصغر وطنخواه

کارشناس ارشد بیماری‌های گیاهی، پژوهشگر و مدرس مدیریت نوین نخلستان‌ها

بیش از یک دهه فعالیت میدانی، آموزش و مشاوره تخصصی در نخلستان‌های جنوب ایران

 

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای