چرا قیمت یک محصول از مزرعه تا فروشگاه چند برابر میشود؟
وقتی یک محصول کشاورزی را از قفسه فروشگاه خریداری میکنیم، فاصله قیمت آن با مبلغی که کشاورز دریافت کرده، گاهی قابلتوجه است. چرا؟
وقتی یک محصول کشاورزی را از قفسه فروشگاه خریداری میکنیم، فاصله قیمت آن با مبلغی که کشاورز دریافت کرده، گاهی قابلتوجه است. اما این اختلاف قیمت لزوماً به معنای سود چندبرابری یک واسطه نیست؛ محصول کشاورزی در مسیر مزرعه تا سفره از چندین مرحله عبور میکند و در هر مرحله هزینههای جدیدی به آن اضافه میشود.
شناخت این زنجیره، یکی از کلیدهای فهم اقتصاد واقعی محصولات کشاورزی است.
محصول بعد از مزرعه کجا میرود؟
یک محصول کشاورزی معمولاً مسیر سادهای از «کشاورز → فروشگاه» ندارد.
پس از برداشت، محصول ممکن است وارد زنجیرهای شامل جمعآوری، درجهبندی، بستهبندی، حملونقل، انبارداری، سردخانه، عمدهفروشی، خردهفروشی و در برخی موارد فرآوری شود.
هرکدام از این مراحل هزینههایی دارند که در نهایت بخشی از قیمت پرداختی مصرفکننده را تشکیل میدهند.
برای محصولات فسادپذیری مانند میوه، سبزی و برخی محصولات پروتئینی، هزینه و ریسک این زنجیره میتواند اهمیت بیشتری داشته باشد.
اولین هزینه؛ برداشت و آمادهسازی محصول
کشاورز برای رساندن محصول از مزرعه به بازار تنها هزینه تولید را پرداخت نمیکند.
هزینه برداشت، نیروی کار، سبد یا بستهبندی اولیه، جداسازی محصول نامرغوب و انتقال محصول از مزرعه به محل جمعآوری نیز وجود دارد.
علاوه بر این، همه محصول تولیدشده الزاماً با همان کیفیت اولیه به مصرفکننده نمیرسد. بخشی ممکن است در زمان برداشت، حمل یا نگهداری آسیب ببیند یا به دلیل استاندارد نبودن از چرخه فروش خارج شود.
این مسئله در اقتصاد کشاورزی با مفهوم ضایعات و افت محصول اهمیت زیادی دارد.
حملونقل؛ هزینهای که دیده نمیشود
محصول باید از محل تولید به بازار مصرف برسد.
سوخت، استهلاک خودرو، دستمزد راننده، بارگیری و تخلیه و مسافت طیشده، همگی هزینه ایجاد میکنند.
هرچه فاصله میان منطقه تولید و بازار مصرف بیشتر باشد، سهم حملونقل نیز میتواند افزایش پیدا کند.
برای محصولاتی که نیازمند حمل در شرایط کنترلشده هستند، هزینههای بیشتری نیز ممکن است به زنجیره اضافه شود.
سردخانه؛ هزینه حفظ محصول
همه محصولات را نمیتوان بلافاصله پس از برداشت فروخت.
برخی محصولات برای حفظ کیفیت به سردخانه یا شرایط کنترلشده نیاز دارند. در این مرحله هزینههایی مانند برق، تجهیزات، نیروی انسانی، نگهداری و افت محصول مطرح میشود.
از سوی دیگر، نگهداری محصول یک ریسک اقتصادی نیز دارد؛ زیرا قیمت بازار ممکن است در طول دوره ذخیرهسازی تغییر کند.
چرا بستهبندی مهم است؟
بستهبندی فقط برای زیباتر شدن محصول نیست.
بستهبندی مناسب میتواند از محصول در برابر ضربه، آلودگی و آسیبهای محیطی محافظت کند و امکان حمل و عرضه بهتر را فراهم سازد.
اما بستهبندی نیز هزینه دارد؛ از مواد اولیه گرفته تا نیروی کار، تجهیزات، طراحی و حمل.
در محصولات فرآوریشده، این هزینهها میتواند بسیار بیشتر شود.
نقش عمدهفروش و خردهفروش
یکی از بخشهای مهم زنجیره، توزیع است.
عمدهفروش محصول را در حجم بالا خریداری و به بازارهای مختلف منتقل میکند. خردهفروش نیز هزینههایی مانند اجاره محل، حقوق کارکنان، برق، تجهیزات، مالیات و ریسک فروشنرفتن محصول را متحمل میشود.
بنابراین اختلاف میان قیمت خرید و فروش در این مراحل الزاماً به معنای «سود خالص» نیست؛ بخشی از آن صرف پوشش هزینههای فعالیت تجاری میشود.
اما سهم واسطهها چقدر است؟
اینجا یکی از مهمترین پرسشهای اقتصاد کشاورزی مطرح میشود.
تعداد زیاد حلقههای تجاری میتواند شفافیت زنجیره را کاهش دهد و در برخی شرایط باعث افزایش فاصله میان قیمت تولیدکننده و مصرفکننده شود.
اما برای تعیین سهم واقعی واسطهها نمیتوان صرفاً با مقایسه قیمت مزرعه و فروشگاه نتیجهگیری کرد.
باید هزینههای تمام مراحل، میزان ضایعات، هزینه حمل، هزینه نگهداری، مالیات، بستهبندی و حاشیه سود هر حلقه بررسی شود.
به همین دلیل، قیمت نهایی محصول بهتنهایی نمیتواند نشان دهد چه مقدار از پول پرداختشده بهعنوان سود باقی مانده است.
یک مثال ساده
فرض کنیم محصولی در مزرعه با قیمت مشخصی خریداری شود.
این محصول سپس هزینههای برداشت و جمعآوری، حمل، درجهبندی، بستهبندی، احتمال افت و ضایعات، انبارداری، عمدهفروشی و در نهایت خردهفروشی را پشت سر بگذارد.
در پایان، قیمت روی قفسه فروشگاه ترکیبی از تمام این هزینهها و حاشیه سود حلقههای مختلف زنجیره خواهد بود.
بنابراین برای فهم اختلاف قیمت باید به جای نگاه کردن به دو عدد ــ قیمت مزرعه و قیمت فروشگاه ــ کل مسیر را بررسی کرد.
چگونه میتوان فاصله مزرعه تا سفره را کاهش داد؟
کاهش فاصله قیمت تولیدکننده و مصرفکننده تنها با حذف واسطهها اتفاق نمیافتد.
راهکارهای مختلفی میتوانند زنجیره را کوتاهتر و شفافتر کنند:
-
توسعه بازارهای مستقیم تولیدکننده و مصرفکننده
-
ایجاد و تقویت تشکلهای تولیدی
-
توسعه زنجیرههای تأمین منسجم
-
ایجاد سردخانه و انبار استاندارد در مناطق تولید
-
کاهش ضایعات پس از برداشت
-
توسعه صنایع تبدیلی و فرآوری
-
بهبود سیستم حملونقل
-
شفافتر شدن اطلاعات قیمت در مراحل مختلف زنجیره
-
توسعه فروش مستقیم و تجارت الکترونیک در محصولات مناسب
-
افزایش قدرت چانهزنی کشاورزان از طریق تشکلهای قوی
خامفروشی هم میتواند فاصله قیمت را بیشتر کند
یکی از موضوعات مهم دیگر، فروش محصول بدون فرآوری و ایجاد ارزش افزوده در مبدأ است.
اگر محصول خام از منطقه تولید خارج شود و مراحل فرآوری، بستهبندی و ایجاد ارزش افزوده در نقاط دیگری انجام شود، بخش مهمی از درآمد زنجیره نیز خارج از منطقه تولید ایجاد خواهد شد.
توسعه صنایع تبدیلی در مناطق کشاورزی میتواند به افزایش ارزش محصول، ایجاد اشتغال و کاهش بخشی از ضایعات کمک کند.
مسئله اصلی؛ شفافیت زنجیره
اختلاف قیمت مزرعه و فروشگاه به خودی خود نشانه ناکارآمدی نیست. پرسش مهمتر این است که این اختلاف قیمت چگونه شکل گرفته است؟
هرچه اطلاعات بیشتری درباره قیمت خرید، هزینه حمل، میزان ضایعات، هزینه نگهداری، هزینه بستهبندی و قیمت فروش در اختیار باشد، امکان تحلیل دقیقتر زنجیره نیز افزایش پیدا میکند.
در واقع، فاصله میان مزرعه و فروشگاه فقط یک اختلاف قیمت نیست؛ بلکه تصویری از ساختار توزیع، زیرساخت، بهرهوری و اقتصاد یک محصول کشاورزی است.
از مزرعه تا سفره؛ زنجیرهای که باید دیده شود
قیمت یک محصول کشاورزی در فروشگاه حاصل یک تصمیم یا یک مرحله نیست. این قیمت نتیجه عبور محصول از زنجیرهای است که از تولید آغاز شده و تا مصرف ادامه پیدا میکند.
اگر هدف، افزایش سهم کشاورز و کاهش فشار قیمت بر مصرفکننده باشد، باید به جای تمرکز صرف بر قیمت نهایی، کل زنجیره ارزش مورد بررسی قرار گیرد.
کاهش ضایعات، بهبود حملونقل، توسعه سردخانه، ایجاد ارزش افزوده در مبدأ و افزایش شفافیت بازار میتواند به ایجاد زنجیرهای کارآمدتر کمک کند؛ زنجیرهای که در آن هم تولیدکننده سهم منصفانهتری از ارزش محصول داشته باشد و هم مصرفکننده با هزینه کمتری به محصول باکیفیت دسترسی پیدا کند.