رد پیشنهادهای میلیاردی در شمال؛ چرا این پیرمرد زمین نفروخت؟
روایت کشاورز ۷۲ سالهای که با رد سوداگری مسکن، ۱۲۰ هکتار شالیزار را در مازندران زنده نگه داشت تا پاسدار امنیت غذایی و نان سفره ایرانیان باشد.
در روزگاری که وسوسه تبدیل شالیزارها به ویلا و ورود به بازارهای پرسود و بیدردسر طلا، دلار و ساختوساز، نفس دشتهای سرسبز شمال را به شماره انداخته، پیرمردی ۷۲ ساله در دشتهای میاندورود ایستاده تا معادلات سوداگرانه زمین را بر هم بزند. «ابوالقاسم فغانی»، شالیکاری است که ماندن در گلولای مزرعه و تعهد به امنیت غذایی و برنج شمال را به زندگی بیدغدغه در برجهای مجلل ترجیح داده است.
۱۲۰ هکتار ایستادگی در میاندورود؛ نبرد با وسوسه سوداگری مسکن
اراضی حومه شهرستان میاندورود در استان مازندران ارزش اقتصادی هنگفتی دارند. در شرایطی که نوسانات ارزی و تورم مصالح، زمینهای کشاورزی را به طعمهای جذاب برای بنگاههای املاک بدل کرده، حفظ یکپارچه بیش از ۱۲۰ هکتار زمین زراعی شبیه به یک معجزه مدیریتی است.
آقای فغانی اگر زمینهایش را قطعهبندی میکرد یا با فروش آنها به بازارهای مالی غیرمولد میرفت، حالا بیهیچ دغدغهای سود نجومی داراییهایش را به تماشا مینشست؛ اما او راه سختتر را برگزیده است: هدایت صدها کارگر، تأمین مستمر کود و بذر، مدیریت پرمخاطره منابع آب و خواباندن نشا در خاکی که حاصلش تضمین نان و برنج سفرههای مردم است.
چرا شالیکاری در این مقیاس، شبیه یک مأموریت ملی است؟
کشاورزی در مقیاس ۱۲۰ هکتار، یک کار سنتی ساده نیست؛ یک کارگاه بزرگ صنعتی و زنجیره تولید زنده در دل جامعه روستایی است:
اشتغال پایدار در دل روستا
گردش اقتصادی حاصل از این مساحت زیر کشت، مستقیم و غیرمستقیم سفره دهها خانوار محلی، ماشینداران، کارگران فصلی و توزیعکنندگان را گرم نگه میدارد و سدی محکم در برابر مهاجرت به حاشیه شهرها میسازد.
دفاع از خاک تجدیدناپذیر در برابر تغییر کاربری
هر هکتاری که در مازندران زیر سیمان و آجر میرود، برای همیشه از چرخه حیات خارج میشود. پایداری شالیکارانی چون فغانی، در عمل خط مقدم حفاظت از هویت اقلیمی و زیستمحیطی شمال کشور است.
زراعت زیر تیغ بحران آب و هزینههای سرسامآور نهادهها
تولید در بخش کشاورزی امروز ایران شوخیبردار نیست. شالیکار مازندرانی هر روز باید میان خشکسالیهای پیاپی، قیمت صعودی ماشینآلات، کمیابی کود استاندارد و نوسانات غیرقابل پیشبینی قیمت محصول نهایی دستوپنجه نرم کند.
حفظ ثبات امنیت غذایی و برنج شمال صرفاً با جلسات اداری و آمارهای روی کاغذ تضمین نمیشود؛ تکیهگاه اصلی سفره ایرانیها، استقامت همین چهرههای تکیده در زیر آفتاب تند تابستان است که خاک را رها نمیکنند.
تولید یا دلالبازی؟ درسی که باید از کهنهسربازان خاک آموخت
ثروت واقعی یک سرزمین، حجم گردش حسابهای بانکی یا بالا رفتن قیمت متری زمینها نیست؛ ثروت یعنی خاکی که همچنان به بار مینشیند و جامعهای که گرسنه نمیماند. ارزش اجتماعی کار ابوالقاسم فغانی در همین نکته خلاصه میشود: ایجاد ارزش واقعی از دل طبیعت بهجای انباشت داراییهای منجمد.
حمایت واقعی از چنین الگوهایی، نه در تجلیلهای نمایشی، بلکه در تسهیل ادوات مدرن، تضمین خرید منصفانه محصول و مهار فشارهای سفتهبازانه در بازار زمینهای زراعی معنا پیدا میکند.
محمد اسماعیل اسدی، پژوهشگر ارشد کشاورزی حفاظتی
آبان ۱۴۰۵، استان مازندران

