مرگ خاموش در کندوها؛ آفتکشهای کشاورزی چگونه امنیت غذایی را تهدید میکنند؟
بررسی نقش مخرب آفتکشهای کشاورزی در نابودی کلنیهای زنبور عسل و راهکارهای جلوگیری از فروپاشی امنیت غذایی و صنعت زنبورداری کشور.
نابودی گسترده کلنیهای زنبور عسل در سالهای اخیر به یکی از بزرگترین دغدغههای کارشناسان محیطزیست و فعالان حوزه صنعت زنبورداری تبدیل شده است.
تحقیقات نشان میدهد که استفاده بیرویه و غیراصولی از آفتکشهای کشاورزی، با اختلال در سیستم عصبی و جهتیابی زنبورها، تیشه به ریشه این گردهافشانهای حیاتی میزند و زنگ خطر را برای امنیت غذایی جهان به صدا درآورده است.
سمومی که حافظه زنبور را پاک میکنند
برخلاف تصور عمومی، تأثیر آفتکشهای کشاورزی، تنها به مرگ آنی زنبورها محدود نمیشود. بسیاری از سموم جدید، بهویژه نئونیکوتینوئیدها، دارای اثرات سیستمیک هستند؛ به این معنا که در کل گیاه، پخش شده و به شهد و گرده نفوذ میکنند. زنبور با مصرف این مواد، دچار اختلال در حافظه و سیستم ناوبری میشود.
در چنین شرایطی، زنبور کارگر، توان بازگشت به کندو را از دست میدهد و این سرآغاز فروپاشی تدریجی کلنی است. بدون حضور زنبورها، چرخه تولید بسیاری از میوهها و غلات با بحرانی جدی روبهرو خواهد شد.
تضاد منافع میان کشاورزی صنعتی و بقای محیطزیست
شایان ذکر است که بخش بزرگی از کشاورزان برای مقابله با آفات نباتی، چارهای جز استفاده از سموم نمیبینند، اما مصرف ناصحیح آفتکشهای کشاورزی در ساعات فعالیت زنبورها، منجر به بروز فاجعه میشود.
کارشناسان بر این باورند که عدم هماهنگی میان باغداران و زنبورداران در زمان سمپاشی، خسارات اقتصادی سنگینی را به هر دو بخش وارد میکند. زمانی که گردهافشانها از میان بروند، کیفیت محصولات کشاورزی، افت کرده و در نهایت هزینههای تولید بهدلیل کاهش بهرهوری طبیعی، چندین برابر میشود.
راهکارهایی برای نجات کلنیهای زنبور عسل
برای توقف این روند کاهشی، تغییر در شیوه مدیریت مزارع ضروری است. استفاده از روشهای مبارزه بیولوژیک و جایگزینی سموم شیمیایی پرخطر با گزینههای کمخطرتر، اولین گام در مسیر نجات زنبورهاست.
همچنین آموزش کشاورزان برای محدود کردن استفاده از آفتکشهای کشاورزی به ساعاتی از شبانهروز که زنبورها در کندو حضور دارند، میتواند تا حد زیادی از نرخ مرگومیر این حشرات بکاهد. صیانت از زنبور عسل، تنها حمایت از یک صنعت نیست، بلکه حفاظت از زنجیره بقای انسان است.