خبر فوری
شناسه خبر: 56451

مرگ عروس دریاچه‌ها؛ سکوت مرگبار «بزنگان» در قلب سرخس

دریاچه بزنگان سرخس به‌طور کامل خشک شد. بررسی ابعاد فاجعه زیست‌محیطی، نقش حفر چاه‌ها، تصاحب زمین‌ها و تهدید طوفان‌های نمک برای مردم و کشاورزی منطقه در این گزارش.

مرگ عروس دریاچه‌ها؛ سکوت مرگبار «بزنگان» در قلب سرخس

دریاچه «بزنگان»، اثری که روزگاری نگین آبیِ شرق کشور و پناهگاه حیات‌وحش و گردشگری خراسان بود، امروز به زمینی تفت‌دیده و شوره‌زار بدل شده است. خشکی کامل این دریاچه تنها یک فاجعه زیست‌محیطی نیست؛ بلکه زنگ خطری جدی برای معیشت هزاران نفر از اهالی منطقه و تهدیدی خاموش برای سلامت ساکنان سرخس است. با خاموش شدن چشمه‌ها و پیشروی بیابان، بزنگان اکنون به نمادی از سوءمدیریت و خشکسالی‌های پی‌در‌پی تبدیل شده است.

 

از خاطرات پرآب تا کویر نمک؛ بزنگان چگونه مرد؟

برای اهالی روستاهای اطراف، «بزنگان» صرفاً یک دریاچه نبود؛ منبعی برای حیات، کشاورزی و گردشگری بود. «رضا خروجی»، دهیار روستای بزنگان، هنوز روزهایی را به یاد دارد که آب دریاچه چنان بالا می‌آمد که به زمین‌های کشاورزی سرریز می‌کرد. حالا اما، مسیر قایق‌سواری‌های دهه هفتاد، به راهی برای پیاده‌روی در کفِ ترک‌خورده دریاچه تبدیل شده است.

خشکی بزنگان طی سالیان اخیر رخ داد، اما ضربه نهایی را بی‌برنامگی، عدم لایروبی به موقع و حفر چاه‌های غیرکارشناسی بر پیکر آن وارد کرد. وقتی دریاچه خشک می‌شود، فقط آب نیست که از دست می‌رود؛ زندگی، کشاورزی و امنیت آبی ده‎ها روستا در سایه این فاجعه در حال فروپاشی است.

 

حفر چاه؛ مرهمی که زخم را عمیق‌تر کرد

یکی از مباحث جنجالی در مرگ بزنگان، تصمیمات مدیریتی سال‌های اخیر است. با کاهش آب، مسئولان برای تأمین شرب روستاهای اطراف، دست به حفر چاه زدند. «جمال محمد عباسی»، رئیس اداره محیط‌زیست سرخس، در این‌باره می‌گوید: «حفر چاه مورد موافقت ما نبود، اما به بهانه اهمیت تأمین آب شرب و کشاورزی، این تصمیم اجرا شد؛ تصمیمی که نتیجه‌اش وضعیت اسفناک فعلی است.»

این اقدامات که بدون توجه به توان اکولوژیک منطقه صورت گرفت، نه‌تنها دریاچه را نجات نداد، بلکه در کنار خشکسالی و برداشت‌های بی‌رویه، تیر خلاصی بر حیات «عروس دریاچه‌ها» بود.

 

سایه سنگین زمین‌خواری بر حریم دریاچه

علاوه بر خشکسالی، کشمکش‌های حقوقی بر سر تصاحب زمین‌های اطراف، از دیگر موانع احیای بزنگان است. فعالان محیط‌زیست منطقه، از جمله «مجید محمدپور»، سال‌هاست برای بازپس‌گیری هشت هکتار از زمین‌های ملی در حریم دریاچه تلاش می‌کنند. پرونده‌ای که با ادعای «مستثنیات بودن» زمین، همچنان در پیچ‌وخم‌های اداری و قضایی گیر کرده است.

فعالان منطقه هشدار می‌دهند که این تصرفات، نه تنها مسیر چشمه‌های جوشان را مسدود کرده، بلکه مانع از اجرای طرح‌های کلان لایروبی شده است. آیا حقِ عمومیِ مردمی که طوفان‌های نمک زندگی‌شان را تهدید می‌کند، فدای ادعاهای مالکانه اشخاص شده است؟

 

طوفان نمک؛ تهدیدی فراتر از خشکی دریاچه

خطر اصلی اکنون در لایه‌های پنهان این خشکی نهفته است. بزنگان حالا یک نمکزار وسیع است که با کوچک‌ترین وزش باد، غباری از املاح نمک را به سمت مزارع کشاورزی و سکونتگاه‌های انسانی می‌فرستد.

  • تخریب خاک: نمکزارها باعث شور شدن زمین‌های حاصلخیز اطراف می‌شوند.
  • بحران سلامت: ریزگردها و املاح ناشی از بستر خشک دریاچه، سلامت تنفسی مردم محلی را مستقیماً هدف قرار می‌دهد.

 

آیا بزنگان دوباره جان می‌گیرد؟

لایروبی دریاچه و احیای چشمه‌هایِ درون آن، راهکاری است که کارشناسان بر آن تأکید دارند؛ اما این امر نیازمند «عزم ملی» و فراتر از اختیارات محلی است. در حالی که رئیس اداره محیط‌زیست سرخس بر نیاز به برنامه‌ریزی سازمان‌های کلان تأکید می‌کند، مردم منطقه با نگرانی به آسمان چشم دوخته‌اند.

بزنگان، بزرگترین دریاچه طبیعی خراسان، در حالی در سکوت خشکید که هنوز امیدی کمرنگ برای بازگشت به روزهای پرآبی وجود دارد، مشروط بر آنکه اراده‌ای واقعی برای توقف تخریب‌ها و احیای این زیست‌بوم شکل بگیرد./ پیام ما

 

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای