خبر فوری
شناسه خبر: 57365

درختان افتاده جنگل هم بخشی از اکوسیستم‌اند؛ هشدار درباره برداشت چوب از جنگل‌های هیرکانی

درختان شکسته و افتاده در جنگل‌های طبیعی لزوماً چوب بی‌ارزش یا ضایعات جنگلی نیستند؛ این بقایا بخشی از چرخه طبیعی اکوسیستم محسوب می‌شوند و برداشت گسترده آنها می‌تواند بر خاک، رطوبت و تنوع زیستی جنگل اثر بگذارد

درختان افتاده جنگل هم بخشی از اکوسیستم‌اند؛ هشدار درباره برداشت چوب از جنگل‌های هیرکانی

موضوع نحوه مدیریت درختان شکسته، خشک‌شده و افتاده در جنگل‌های کشور بار دیگر مورد توجه قرار گرفته است؛ موضوعی که در نگاه نخست ممکن است صرفاً یک مسئله اقتصادی یا مربوط به بهره‌برداری از چوب به نظر برسد، اما از دیدگاه بوم‌شناسی، این عناصر بخشی از ساختار طبیعی جنگل هستند.

رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست با تأکید بر اهمیت حفاظت از جنگل‌ها، نسبت به نگاه صرفاً اقتصادی به درختان افتاده و بقایای چوبی جنگل هشدار داده است.

چرا درخت افتاده برای جنگل اهمیت دارد؟

در جنگل‌های طبیعی، یک درخت پس از افتادن الزاماً از چرخه حیات خارج نمی‌شود. تنه و شاخه‌های باقی‌مانده به‌تدریج تجزیه می‌شوند و مواد آلی و عناصر غذایی خود را به خاک بازمی‌گردانند.

چوب‌های افتاده همچنین می‌توانند برای طیف گسترده‌ای از موجودات زنده، از قارچ‌ها و حشرات گرفته تا برخی مهره‌داران کوچک، زیستگاه و منبع غذایی فراهم کنند.

به همین دلیل، حذف همه بقایای چوبی از جنگل می‌تواند چرخه طبیعی تجزیه مواد آلی و بازگشت عناصر غذایی به خاک را مختل کند.

خطر برداشت بی‌ضابطه چوب

یکی از نگرانی‌های اصلی کارشناسان محیط‌زیست این است که تبدیل درختان خشک و افتاده به یک منبع اقتصادی، زمینه برداشت گسترده از جنگل‌های طبیعی را فراهم کند.

در چنین شرایطی، مرز میان مدیریت علمی جنگل و برداشت اقتصادی از منابع طبیعی می‌تواند مبهم شود.

به‌ویژه در جنگل‌های هیرکانی که از مهم‌ترین زیست‌بوم‌های طبیعی ایران به شمار می‌روند، هرگونه تصمیم درباره برداشت درختان باید بر اساس مطالعات اکولوژیک، وضعیت زیستگاه و ظرفیت طبیعی منطقه انجام شود.

چوب افتاده؛ سوخت یا سرمایه اکولوژیک؟

نگاه اقتصادی به چوب‌های افتاده معمولاً بر ارزش آنها به‌عنوان ماده اولیه صنایع چوب، سوخت یا سایر مصارف متمرکز است. اما ارزش واقعی این بقایا برای اکوسیستم بسیار فراتر از ارزش تجاری آنهاست.

تنه‌های افتاده می‌توانند:

  • به حفظ رطوبت خاک کمک کنند؛

  • در فرایند تشکیل و غنی‌شدن خاک نقش داشته باشند؛

  • محل زندگی جانداران مختلف باشند؛

  • بخشی از چرخه طبیعی کربن باشند؛

  • و در بلندمدت مواد غذایی مورد نیاز پوشش گیاهی را به خاک بازگردانند.

بنابراین حذف گسترده این عناصر می‌تواند پیامدهایی داشته باشد که در محاسبات اقتصادی کوتاه‌مدت دیده نمی‌شوند.

جنگل سالم الزاماً جنگل «تمیز» نیست

یکی از برداشت‌های اشتباه درباره مدیریت جنگل این است که جنگل سالم باید فاقد درختان خشک، شکسته و افتاده باشد.

در حالی که در یک جنگل طبیعی، وجود بخشی از این عناصر کاملاً طبیعی است. جنگلی که در آن همه تنه‌های افتاده، شاخه‌ها و بقایای گیاهی جمع‌آوری شده‌اند، لزوماً جنگل سالم‌تری نیست.

اتفاقاً وجود بخشی از چوب مرده می‌تواند نشانه‌ای از فعال بودن چرخه طبیعی اکوسیستم باشد.

مسئله‌ای که به کشاورزی هم مربوط می‌شود

حفاظت از جنگل تنها یک دغدغه محیط‌زیستی نیست. جنگل‌ها در حفظ خاک، تنظیم روان‌آب، کاهش فرسایش و تقویت چرخه آب نقش دارند؛ بنابراین تخریب پوشش جنگلی می‌تواند پیامدهای آن را به خارج از محدوده جنگل نیز منتقل کند.

کاهش پوشش گیاهی و تخریب خاک در بالادست می‌تواند روان‌آب و فرسایش را افزایش داده و در پایین‌دست، رسوب‌گذاری و خسارت به زمین‌های کشاورزی را تشدید کند.

از این منظر، حفاظت از جنگل بخشی از سیاست حفاظت از منابع آب و خاک کشاورزی نیز محسوب می‌شود.

مدیریت علمی، نه برداشت حداکثری

مدیریت جنگل به معنای دست‌نزدن مطلق به هیچ بخشی از آن نیست؛ در برخی شرایط، اقدامات مدیریتی برای کنترل آفات، کاهش خطر آتش‌سوزی یا حفظ ایمنی ضروری است.

اما تفاوت اساسی میان مدیریت علمی و برداشت اقتصادی در این است که در مدیریت علمی، اولویت با سلامت اکوسیستم است، نه ارزش تجاری چوب.

از همین رو، تصمیم‌گیری درباره درختان خشک و افتاده باید موردی، علمی و مبتنی بر شرایط اکولوژیک هر منطقه باشد.

در نهایت، یک درخت افتاده شاید از نگاه بازار «چوب» باشد، اما از نگاه جنگل می‌تواند بخشی از خاک، زیستگاه، چرخه مواد غذایی و حیات اکوسیستم باشد؛ تفاوتی که در سیاست‌گذاری منابع طبیعی نباید نادیده گرفته شود.

 

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای