خبر فوری
شناسه خبر: 57598

پشت پرده انتقال آب خلیج فارس و دریای عمان؛ خط لوله‌هایی که بودجه و طبیعت را می‌بلعند

بررسی ابعاد پنهان انتقال آب خلیج فارس و دریای عمان؛ چرا کارشناسان از بلعیده‌شدن بودجه عمومی و نابودی مناطق حفاظت‌شده کشور هشدار می‌دهند؟

پشت پرده انتقال آب خلیج فارس و دریای عمان؛ خط لوله‌هایی که بودجه و طبیعت را می‌بلعند

پروژه‌ای که در آغاز دهه نود قرار بود با هزینه چند شرکت معدنی و صرفاً برای صنایع آب‌بر جنوب شرق اجرا شود، حالا به یک شبکه سراسری پرهزینه تبدیل شده که زیستگاه‌های حساس طبیعی ایران را شکافته و دست‌اندرکارانش را برای تأمین منابع مالی پای صندوق توسعه ملی کشانده است.

بررسی شواهد میدانی و ارزیابی‌های فنی نشان می‌دهد طرح انتقال آب از خلیج فارس و دریای عمان، به جای حل پایدار بحران، در حال بازتولید یک دور باطل پرهزینه میان دخل‌وخرج دولت و توان اکولوژیک سرزمین است.

 

دگردیسی یک ایده صنعتی؛ وقتی بار مالی به دوش دولت افتاد

طرح در روزهای نخست شفاف به نظر می‌رسید: معادن بزرگ بخش مرکزی آب نداشتند و قانون هم برداشت از منابع زیرزمینی رو به زوال را محدود می‌کرد. صنعت یا باید به حاشیه ساحل خلیج فارس کوچ می‌کرد، یا خودش هزینه سنگین نمک‌زدایی و پمپاژ آب دریا را تقبل می‌کرد. شرکت‌های بزرگ معدنی راه دوم را برگزیدند.

محمد الموتی، دبیر شبکه تشکل‌های محیط‌زیست و منابع طبیعی کشور، درباره تغییر مسیر این طرح می‌گوید: «در برنامه‌های اولیه قرار نبود حتی یک ریال از بودجه عمومی خرج این پروژه شود. اما پس از راه‌اندازی تأسیسات آب‌شیرین‌کن، رفته‌رفته صنایع بار مالی را به سمت دولت هدایت کردند؛ از تسهیلات صندوق توسعه ملی گرفته تا تعریف پروژه‌های موازی شرب. پای پول بیت‌المال که به میان آمد، مطالبات منطقه‌ای و فشار نمایندگان مجلس هم آغاز شد تا پای لوله‌ها به حوزه‌های انتخابیه‌شان باز شود.»

همین چرخش استراتژیک، خط انتقال را از طرحی محدود به صنعتی خاص، به شبکه‌ای سرگردان در فلات مرکزی تبدیل کرد که مقاصد جدیدی از جنوب فارس تا شمال‌غرب کرمان به آن اضافه شد و تا مدت‌ها نام مشهد و تهران نیز در میان مقاصد پیشنهادی آن به چشم می‌خورد.

 

از دره راگه تا تالاب لیپار؛ قربانیان خاموش خطوط لوله

یکی از تاریک‌ترین ابعاد اجرای شتاب‌زده این خطوط، گذر ماشین‌آلات سنگین از مناطق چهارگانه و اکوسیستم‌های شکننده ایران است. داده‌های ارزیابی محیط‌زیستی حاکی از آن است که مسیر این خطوط درست از قلب عرصه‌های بکر طبیعی عبور می‌کند:

  • شکاف در پدیده‌های زمین‌شناختی: عبور از حریم ژئوپارک و دره شگفت‌انگیز راگه در رفسنجان
  • تخریب پهنه‌های آبی ساحلی: خطرسازی برای حریم زیستگاه ارزشمند تالاب لیپار در چابهار
  • زخمی‌کردن پناهگاه‌های حیات‌وحش: مداخله در منطقه حفاظت‌شده کوه پوزک و مناطق شکارممنوع مک‌سرخ، هنگام، سه‌کوهک و ژرف
  • تخریب کریدورهای زیستی شرق کشور: قطع درختان بومی و دیرزیست نظیر کُنار و کهور که پوشش اندمیک این مناطق خشک محسوب می‌شوند.

مسعود امیرزاده، کارشناس و فعال باسابقه محیط‌زیست، با اشاره به پیش‌بینی‌های محقق‌شده کارشناسان تأکید می‌کند: «پاک‌تراشی مراتع، تغییر چشم‌انداز بومی، تسریع فرسایش خاک و اختلال در آبراهه‌های طبیعی حداقل خسارت‌های مشهود است. جاده‌های دسترسی و خطوط انتقال، زیستگاه‌های حساسی همچون هماگ، طارم، گنو و حتی رودخانه کل را قطعه‌قطعه می‌کنند و پوشش گیاهی نادری مثل بنه، کیکم، ارس، زیتون زنگی و گز را از میان می‌برند.»

 

اقتصاد متزلزل آب؛ شکاف قیمت تمام‌شده و نرخ فروش

آیا نمک‌زدایی و بالا کشیدن آب از سطح دریا به ارتفاعات بالای دو هزار متری فلات مرکزی از نظر اقتصادی منطقی است؟ ارقام ارائه‌شده از سوی متخصصان پاسخی کاملاً منفی به این پرسش می‌دهند.

محسن موسوی خوانساری، کارشناس منابع آب، به ابعاد مالی تکان‌دهنده این شبکه اشاره می‌کند: «امروز قیمت تمام‌شده هر مترمکعب آب انتقالی به مقصدی مثل مشهد حدود دو میلیون تومان برآورد می‌شود، در حالی که آب شرب به نرخ ناچیز دو هزار تومان به مصرف‌کننده تحویل داده می‌شود. این مابه‌التفاوت نجومی را چه کسی می‌پردازد؟ بودجه پیش‌بینی‌شده برای پوشش یارانه‌ای این طرح‌ها در سال‌های آتی از ۵۰ هزار میلیارد تومان فراتر می‌رود؛ رقمی که دولت در حال حاضر حتی توان تسویه بخش اندکی از بدهی‌های خود به شرکت‌های بهره‌بردار آب‌شیرین‌کن را ندارد.»

از سوی دیگر، خطوط لوله در شرایط اقلیمی خشن هر ۲۰ تا ۳۰ سال یک‌بار فرسوده شده و به بازسازی زیربنایی نیاز دارند؛ فرآیندی مداوم از ترانشه‌برداری، تخریب بستر خاک و هزینه‌های نگهداری که صرفه اقتصادی طرح را بیش از پیش زیر سوال می‌برد. این در حالی است که طرح تعادل‌بخشی سفره‌های آب زیرزمینی شرق کشور با اعتباراتی به مراتب کمتر از ۲۰۰ میلیارد تومان معطل مانده است.

 

توهم وفور آب و تشدید تمرکز در فلات مرکزی

انتقال آب، به جای کاهش بحران، الگوهای زیست بومی را دگرگون ساخته است. مناطقی که پیش‌تر بر اساس توان طبیعی و سازگاری با کم‌آبی مدیریت می‌شدند، با وعده ورود آب دریا مصرف خود را گسترش داده‌اند.

شاخص رویکرد انتقال آب بین‌حوضه‌ای راه‌حل‌های پایدار و جایگزین
هزینه سرمایه‌گذاری نیازمند صدها هزار میلیارد تومان از بودجه عمومی کم‌هزینه و مبتنی بر منابع محلی
اثرات اکولوژیک تکه‌تکه‌شدن زیستگاه‌ها، تخریب پوشش گیاهی و فرسایش خاک حفاظت از ساختار طبیعی زمین و آبخوان‌ها
پایداری اجتماعی ایجاد تعارضات میان‌استانی و تقاضای بی‌پایان آب بازتوزیع عادلانه و سازگاری با ظرفیت بومی
روش اجرایی پیشنهادی لوله‌گذاری سراسری در اقلیم‌های کویری مهار آب‌های مونسون، تصفیه پساب صنعتی و اصلاح الگوی کشت

به باور کارشناسان، انتقال آب دریا باید صرفاً به عنوان یک استثنای محدود برای تأمین حداقل شرب مناطق محروم و نوار ساحلی (نظیر سیستان و بلوچستان) در نظر گرفته می‌شد، نه اینکه به یک نسخه عمومی برای سراسر کشور بدل گردد.

 

راه‌حل‌های از یاد رفته؛ گزینه‌های ارزان‌تر از لوله‌کشی کویر

تکیه صرف بر خطوط لوله فلزی در کویر، مدیران را از روش‌های در دسترس و علمی غافل کرده است. مهار سالانه صدها میلیون مترمکعب روان‌آب‌های موسمی ناشی از جبهه‌های مونسون در دریای عمان، بازچرخانی پساب شهری کارخانه‌ها (مانند انتقال پساب تصفیه‌شده تربت‌حیدریه به معادن خواف)، و بهره‌گیری از منابع آب لب‌شور محلی با تکنولوژی تصفیه در مبدأ، بخش بزرگی از نیازهای صنعتی را با کسری از این هزینه‌ها برطرف خواهد کرد.

ادامه توسعه پروژه انتقال آب از خلیج فارس بدون ارزیابی جامع ریسک، تنها بدهی‌های کلان برای دولت و سرزمینی تکه‌تکه و شکننده برای نسل‌های بعد بر جای خواهد گذاشت./ پیام ما

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای