نابودی ۳۰۰ هزار هکتار از جنگل‌های شمال بر اثر آفات

0

بیماریها و آفات بلای جنگل‌های شمال

جنگل های شمال با قدمت ۴۰ میلیون ساله یکی از ارزشمندترین عرصه های جنگلی ایران و جهان بنا به گفته برخی کارشناسان به علت بروز انواع آفات و بیماریهای ناشی از دخالت عوامل انسانی و تغییرات اقلیمی به مرحله اشباع رسیده که ضروری است با انجام تحقیقات علمی برای چالش این اکوسیستم راهکار اصولی اتخاذ شود.
به گزارش اخبار سبز کشاورزی به نقل از ایرنا ، از دیدگاه علوم گیاه پزشکی آنچه که در عرصه های منابع طبیعی(اعم از جنگلها و مراتع، مراکز تولید بذر و نهال، ذخیره گاهها و پارکها) به عنوان آفت و بیماری مطرح می شوند شامل گروهی از موجودات زنده مقیم این عرصه ها و جزیی از این اکوسیستم هستند که به ۲ گروه عمده تقسیم می شوند.
آفات گیاهی: آفت به آن دسته از موجودات زنده اطلاق می شود که به طور مستقیم از اندام های مختلف گیاه تغذیه نموده و سبب ایجاد خسارت می شوند و این موجودات بیشترشان شامل برخی از حشرات، کنه ها، جوندگان و نرمتنان هستند.
بیماری های گیاهی: بیماری از نظر تعریف به هر گونه پدیده فیزیولوژیکی غیر طبیعی و مضر گفته می شود که در اثر مجاورت و تحریک دائم و مستمر یک بیمارگر(عامل بیماری زا) در گیاه ایجاد می شود عوامل بیمارگر شامل بعضی از قارچ ها ی پارازیت، ویروسها، باکتری ها، نماتدها هستند و گاهی گیاهان گلدار انگلی(مانند سس و گل جالیز) و نیمه انگلی (متنند لورانتوس، دارواش، ارس واش) نیز به علت خسارتی که به گیاه وارد می کنند در گروه عوامل بیماری زا مورد مطالعه قرار می گیرند.
جنگل های هیرکانی در شمال ایران هر از چند گاهی دچار طغیان آفات مختلف می شود که به گفته کارشناسان نابودی بخش های وسیعی از این جنگل های ارزشمند را در پی دارد.
بررسی ها نشان می دهد بیش از ۴۰ عامل آفت زا در جنگل های شمال وجود دارد که گروه وسیعی از درختان را در برگرفته و برخی گونه های با ارزش نظیر ملج و شب خسب را به حد انقراض نزدیک کرده است.
آفات جنگل در حالت عادی، کم خطرند ولی اگر اوضاع محیطی برایشان مساعد شود، به مرحله طغیان می رسند، برای مثال، نوع قارچ به نام سم اسبی از فروردین تا مرداد، در حدود ۲.۵ میلیارد هاگ تولید می کند که پخش آن در هوا ممکن است درختان زیادی را آلوده کند، همچنین طغیان ملخ ها گاه چنان ویرانگر می شود که حتی باپیشرفته ترین امکانات و تجهیزات، نمی توان با آن مبارزه کرد.
به تاکید کارشناسان امر در چند دهه اخیر، ایجاد جوامع دست کاشت کاج های وارداتی و نیز توسعه کاشت گونه های خارجی صنوبر در جلگه و ساحل، موجب فعالیت دایم آفت خطرناک پروانه ابریشم باف ناجور در مناطق جلگه ای شمال شده است.
علت این رویداد، در درجه اول مربوط به اقدامات افراطی گذشته، به ویژه رعایت نکردن شرط سازگاری گونه های غیر بومی و حساسیت آنها نسبت به ابریشم باف ناجور که آفت بومی منطقه است و به طور دایم در جنگل های شمال زندگی می کند است.
به طور کلی، اغلب آفات جنگل های شمال، جانورانی از رده حشرات و عنکبوتیان هستند که برخی از آنان نظیر پروانه ابریشم باف ناجور می تواند ۵۰۰ نوع گیاه را آلوده کند و جنگل را به صورت یک دست از بین ببرد.
حشرات و به طور کلی بندپایان، بزرگ ترین گروه جانداران در کره زمین هستند که بیش از یک میلیون گونه را شامل می شوند، حشرات خود را با زندگی در انواع آب و هوا سازگار کرده اند و نقشی حیاتی در زندگی موجودات زنده دارند، با این حال تکثیر بیش از حد آنها باعث به هم خوردن تعادل محیط زیست و جنگل می شود.

کاشت هر گونه گیاهی باید متناسب با وضع آن منطقه باشد

با این وجود، نمی توان بیماری ها و آفات جنگل را نادیده گرفت و بهترین کار برای بهداشت جنگل، پیشگیری است، از جمله اقدامات پیشگیرانه این است که کاشت هر گونه گیاهی باید متناسب با وضع آن منطقه باشد و واردات بذر و نهال باید به خوبی کنترل و قرنطینه گیاهان جدی گرفته شود.
همچنین تک کشتی بودن جنگل از عوامل آسیب پذیر کردن آن در برابر آفات است و باید جنگل به صورت آمیخته، یعنی از گونه های گیاهی مختلف تشکیل شود.
به گفته صاحب نظران امر ، یکی از راه های مبارزه با آفات، حمایت از دشمنان طبیعی آن آفت است، برای مثال از شکار پرندگان جنگل که از آفات تغذیه می کنند جلوگیری کنیم و برای آنها آشیانه بسازیم ، اگر آفت، سطح وسیعی را در بر بگیرد، برنامه های تهیه شده برای جنگل شناسی و جنگل داری و همچنین استحصال چوب، مختل می شود.
آتش سوزی ، تخلیه زباله، تغییر بی رویه اراضی مرتعی، ویلاسازی، ایجاد راه های جنگلی، وجود دام، بهره برداری بی رویه از محصولات فرعی از یک سو و کاشت گونه های غیربومی و ناسازگار با محیط جدید، استفاده از نهاده های کشاورزی در اراضی، وارد نمودن بذر و نهاده های آلوده و رعایت نکردن مقررات قرنطینه ای را از سوی دیگر به عنوان عوامل شکل دهنده شرایط مستعد برای گسترش و طغیان آفات و بیماری ها سبب شده تا این اکوسیستم توانایی درمانش را از دست بدهد.
جنگل های هیرکانی با گستره حدود ۱.۹ میلیون هکتار از آستارا در شمال استان گیلان آغاز می شود و تا گُلی‌ داغی در شرق استان گلستان به طول تقریبی ۸۰۰ کیلومتر و عرض ۲۰ تا ۷۰ کیلومتر پراکنش دارد بخشی کوچکی از جنگل‌های هیرکانی هم معادل ۲۰ هزار هکتار در کشور آذربایجان قرار دارد.

خشکیدگی، پژمردگی و خزان زودرس تعدادی زیادی از درختان

در زمان حاضر آفات و بیماری ها بلای جان جنگل های شمال شده است و با گذر زمان و وقوع تغییرات اقلیمی طغیان این آفات روز به روز گسترش یافته و در زمان حاضر شاهد خشکیدگی، پژمردگی و خزان زودرس تعدادی زیادی از درختان در سطوح وسیع جنگل اعم از درختان سوزنی و پهن برگ در این عرصه های طبیعی خطه شمال کشور هستیم.
در خطه شمال کشور، استان مازندران دارای بیش از یک میلیون هکتار عرصه جنگلی معادل ۵۳ درصد کل جنگل‌های شمال کشور است، در حالی که ۲ استان دیگر شمال گلستان و گیلان فقط ۴۷ درصد از وسعت جنگلی شمال کشور دارند و این نسبت در ثبت جنگل‌های هیرکانی حفظ شده است به طوری که از ۱۲ لکه جغرافیایی ثبت شده در میراث جهانی یونسکو ۶ لکه مربوط به مازندران است.

راهکارهای مدیریت آفات و بیماری ها

کارشناسان امور جنگل بازنگری و اصلاح قوانین از جنگل ها، پیش آگاهی از وضعیت جنگل های کشورهای همسایه، اصول خودکنترلی با نگرش اکولوژیکی ، آموزش ، پژوهش ، برنامه ریزی هدفمند و اصولی، پای کار آمدن دیگر دستگاه های اجرایی در حفاظت این اکوسیستم طبیعی ، تقویت امکانات و تجهیزات و اعتبارات را از جمله راهکارهای مدیریت آفات و بیماری ها در جنگل های شمال برشمردند.

۱۲۵ هزار هکتار آلوده به آفات خارجی

رئیس دانشکده منابع طبیعی و محیط زیست دانشگاه علوم و تحقیقات تهران در این باره گفت : اوج شیوع و طغیان آفات و بیماری ها در جنگل های شمال که به منطقه هیرکانی خزری موسوم است طی دهه ۷۰ بوده است که متاسفانه از آن زمان تاکنون حدود ۳۰۰ هزار هکتار از سطح این عرصه آلوده و به طور کامل نابود شد و طبق گزارش ها و بررسی های به عمل آمده حدود ۱۲۵ هزار هکتار آن آلوده به آفات خارجی و غیر بومی است.
هادی کیادلیری افزود : آفاتی که طی این سال ها براثر طغیان جنگل های شمال را آلوده کرده اند از نوع آفات درجه اول محسوب می شوند یعنی از آن دسته از آفاتی که شروع کننده زوال رویشگاه های این عرصه هستند چرا که شرایط و بستر برای نابودی جنگل ها کامل مستعد بوده است و این اتفاقات نشان می دهد مسوولان دست اندرکار در آن زمان در حوزه قرنطینه جنگل ضعیف عمل کردند.
وی توضیح داد : امروز این اکوسیستم طبیعی ضعیف شده چرا که آفات و بیماری ها یک عارضه به شمار می آید همانند بدن انسان، وقتی که بدنش ضعیف می شود توان دفاع در برابر بیماری ها را تا حدودی از دست می دهد طبیعت یک موجود زنده است و عواملی مانند دست اندازی ها ، ویلاسازی ، جاده سازی ، تغییرکاربری و چرای دام بی رویه قاچاق چوب همه این موارد دست به دست هم داد تا جنگل توانایی درمانش را از دست دهد.

چالش آفات با تغییرات اقلیمی به ابرچالش تبدیل شد

رئیس دانشکده منابع طبیعی و محیط زیست دانشگاه علوم و تحقیقات تهران تصریح کرد : در ابتدا این اکوسیستم می توانست این چالش ها را حل کند منتهی به حدی دست اندازی به طبیعت زیاد شده که این اکوسیستم از نظر وقوع عوامل تهدید زا و تخریب کننده به ویژه آفات و بیماری ها به مرحله اشباع رسیده و از حالت بکر بودن خارج شده است و این چالش با تغییرات اقلیمی به ابر چالش تبدیل شده است.
کیادلیری اضافه کرد: وقتی در نقطه نامناسب از عرصه های طبیعی جنگل کاری می کنیم و شرایط برای اجرای چنین طرحی ناسازگار باشد یا در نقطه دیگر محدودیت های زیست محیطی نادیده گرفته شود به فرض مثال استفاده از نهاده های کشاورزی در اراضی حاشیه جنگل های شمال انجام گیرد متاسفانه این اقدامات سبب می شود نتوان این عرصه های طبیعی بیمار را درمان کرد.
وی پیش آگاهی از وضعیت جنگل های اطراف در دیگر نقاط کشور و حتی کشورهای همسایه در پیشگیری و کنترل این آفات بسیار اثر بخش دانست و افزود : اگر بدانیم وضعیت جنگل ها در دیگر نقاط چگونه است و پیش بینی های لازم از علت و میزان آسیب پذیری آن نقاط جنگلی خارج از شمال داشته باشیم این رویکرد همان نگاه کشورهای توسعه یافته است که باید در مدیریت آفات و بیماری ها مدنظر مسوولان دست اندرکار قرار گیرد که متاسفانه مورد بی توجهی قرار گرفته است.

ضرورت کار سیستمی در مدیریت آفات

رئیس دانشکده منابع طبیعی و محیط زیست دانشگاه علوم و تحقیقات تهران یادآور شد : در زمان حاضر در مدیریت بیماری ها و آفات در عرصه های طبیعی ، نخستین تصمیم در واقع همان گام آخر است به عبارتی سیستمی کار نمی کنیم و اهمیتی به این موضوع نمی دهیم یک زمان آفات طغیان می کند در زمستان حشره است و دیده نمی شود و این موضوع به فراموشی سپرده می شود و پیگیری ها برای رفع این چالش به سال آینده موکول می شود و این نوع اقدامات بزرگ ترین اشتباه است.
کیادلیری افزود : این رفتارها نشان می دهد که مجموعه مدیریت از آموزش و تحقیقات گرفته تا اجرا و نظارت نقص دارد و تصورمان بر این آفت آن است که طغیان نمی کند درحالی که به واسطه این آفت روند وضعیت موجود جنگل های شمال رو به زوال است و درصورتی اگر برنامه ریزی و تدابیری برای از بین بردن آن ها صورت نگیرد بی تردید باید طی سال های نه چندان دور شاهد از هم پاشیدگی این اکوسیستم طبیعی باشیم.
این استاد رشته جنگلداری با اشاره به آنکه برخی از آفات و بیماری های موجود در جنگل های شمال مشترک میان انسان و گیاه است، خاطرنشان کرد : آلودگی این عرصه طبیعی به این آفات و بیماری ها می تواند زمینه ساز برخی از بیماری های تنفسی و پوستی طبیعت گران ، گردشگران و مسافران باشد و علاوه بر نابودی درختان چنین عوارضی هم برای انسان ها به همراه داشته باشد ضمن آنکه روی اکسیژن ، تلطیف هوا و جذب گرد و غبار هم اثر می گذارد.
وی بیان داشت : نکته مهم تر میزان قاچاق چوبی که سالانه در جنگل های شمال از سوی قاچاقچیان انجام می گیرد شاید به پنج هزار تا ۱۰ هزار متر مکعب نرسد منتهی یک آفت برگ خوار سالانه می تواند به حدود ۴۰ هزار متر مکعب چوب خسارت وارد کند به عبارتی درخت زنده و رویش های آن را از دست بدهد و طی سه سال گستره زیادی از این عرصه طبیعی را آلوده نماید و از لحاظ ریالی هم میلیاردها تومان خسارت وارد کند.

لزوم نگاه علمی به مدیریت آفات و بیمارها

رئیس دانشکده منابع طبیعی و محیط زیست دانشگاه علوم و تحقیقات تهران گفت : امروز نگاه علمی در مدیریت آفات و بیماری های جنگل های شمال دیده نمی شود و تشخیص دنیا است که یک نوع آفت سالانه می تواند حدود ۱۰ میلیارد تومان به رویشگاه های جنگلی و گیاهی خسارت وارد کند در حالی که سعی می کنیم قاچاق چوب را برجسته و گزارش دهیم یا بهره برداری ها را از نو شروع کنیم.
کیادلیری ادامه داد : در زمان حاضر گونه های نادر و ارزشمندی نظیر ناروان ، ملج ، شمشاد ، شب خوسب، بلوط گرگان تا حدودی زیادی بر اثر شیوع آفات و بیماری ها در جنگل های شمال منقرص شده اند و بتازگی هم شاهد آفت زدگی ممرز از سمت گیلان به غرب مازندران هستیم.

این سرمایه ملی نباید تحت تاثیر سیاست نادرست وزارت جهادکشاورزی قرار گیرد

وی با اشاره به آنکه مسوولیت حفاظت ، احیا و بهره برداری از جنگل های شمال نباید به تنهایی بر عهده سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری باشد ، تصریح کرد : ضمن آنکه این سرمایه ملی نباید تحت تاثیر سیاست های نادرست وزارت جهاد کشاورزی قرار گیرد چرا اگر این وزراتخانه وظیفه اش تولید انواع فرآورده های کشاورزی است نباید برای منابع طبیعی فشار بیاورد.
وی گفت : برای رفع این چالش ها باید قوانین موجود که امروز پاسخگوی نیاز در حوزه حفاظت و احیای جنگل های نیست بازنگری و اصلاح شود ضمن آنکه سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری به تنهایی نمی تواند از عهده این مسوولیت بر بیاید و همه دستگاه های متولی باید پای کار بیایند.
در این پیوند ، کارشناس گیاه‌پزشکی دفتر حفاظت و حمایت سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری گفت : امروز اصل خود کنترلی با نگرش اکولوژیکی به عنوان مهم ترین برنامه و راهکار مدیریت و آفات در جنگل ها و مراتع است که با حفظ و حمایت محیط طبیعی به منظور توازن اجزای آن صورت می گیرد.
یزدانفر آهنگران افزود : درحالی که گاهی با بروز حوادث این تعادل مختل می شود و آفتی طغیان می کند و در این حالت متناسب با نوع آفت، بیولوژی، رفتار، سیکل زندگی آفت، شرایط عرصه، پوشش گیاهی از نظر میزان خلوص و آمیختگی مناسب ترین و سازگارترین روش بررسی و در قالب دستورالعمل به استان ها ابلاغ می شود.
مجری نجات رویشگاه های شمشاد در جنگل های شمال کشور خاطرنشان کرد : امروز مهم ترین روش هایی که در مدیریت آفات و بیماری های جنگل های شمال استفاده می شود یک مورد روش های مکانیکی مانند جمع آوری و امحای یک یا چند مرحله از سیکل زندگی، هرس و امحای اندام های آلوده به آفت که حاوی توده های لارو یا تخم و حتی شفیره آفت هستند، است.
آهنگران بیان داشت : اکنون شیوه های بیولوژیکی و میکروبیولوژیکی با بهره گیری از ترکیبات زیست سازگار با محیط زیست برای آن دسته از آفاتی که با روش اول امکان پذیر نباشد. مورد استفاده قرار نمی گیرد.
وی، تغییرات آب و هوایی نظیر پدیده خشکسالی، وجود و یا ایجاد جنگل های خالص، دخالت های انسانی و در پی آن روش شدن فضای جنگل ، کاشت گونه های غیر بومی و ناسازگار با محیط جدید، نامناسب بودن شرایط خاک، استفاده از نهاده های کشاورزی مانند سموم و کود در اراضی کشاورزی مجاور جنگل ها منجر به از بین رفتن دشمنان طبیعی آفات و بیماری ها ، وارد نمودن بذر و نهال آلوده از سایر مناطق عدم رعایت اصول و مقررات قرنطینه ای، عدم رعایت بهداشت جنگل، بهره برداری های بیش از حد از عرصه ، پایین آمدن توان اکولوژیکی و بیولوژیکی جنگل به علت تخریب های بی رویه، عدم رعایت در اجرای اصول جنگلداری و جنگل شناسی افزایش آلاینده های محیطی را از جمله دلایل عمده گسترش و طغیان آفات در جنگل های شمال برشمرد.
کارشناس گیاه پزشکی سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری گفت : گاهی تراکم جمعیت یک آفت یا بیماری و شدت خسارت آن ها چنان سنگین است که می تواند در اثر طغیان های متوالی منجر به تهدید یک گونه جنگلی و حذف و انقراض آن گونه به صورت انفرادی و یا توده ای شود این مورد بیشتر در مورد آفات و بیماری های خارجی و وارداتی صادق است که تک میزبانه (منوفاژ) و چند نسلی یا چند دوره ای هستند.
آهنگران افزود : در این باره تاکنون چند گونه درختی جنگلی بومی شمال کشور مورد تهدید قرار گرفته اند از آن جمله می توان به بیماری پژمردگی هلندی نارون (بیماری مرگ نارون) روی گونه های اوجا، ملج و تا حدودی آزاد، بیماری پژمردگی فوزاریومی شب خسب، بیماری بلایت شمشاد، شب پره شمشاد در سال های اخیر اشاره کرد.
وی بیان داشت : امروز به علت تغییرات آب و هوایی کم و بیش مشابه می توان گفت تمام عرصه های جنگلی خطه شمال کشور از لحاظ پوشش گیاهی، اقلیم، توپوگرافی، رطوبت نسبی، عرصه های آلوده در بیشتر این نقاط جنگلی و مرتعی مشابه است اما تفاوت های مربوط به میکروکلیما و تا حدودی کاهش بارندگی و افزایش دما از غرب به شرق، وسعت و شدت آلودگی با توجه به نوع آفت یا بیماری متفاوت است.

شیوع بیشتر آفت ابریشم باف ناجور و جوانه خوار بلوط در جنگل های گلستان و شرق مازندران

این کارشناس امور جنگل توضیح داد: به عنوان مثال آفاتی مانند شب پره های ابریشم باف ناجور و جوانه خوار بلوط، بیماریهای پوسیدگی زغالی بلوط و فتیله نارنجی ممرز که شرایط گرمای بیشتر و رطوبت کمتر را می پسندند در نواحی شمال شرقی (استان گلستان و شرق مازندران) شیوع بیشتری دارند و یا بیماری بلایت شمشاد و شب پره شمشاد با توجه به وسعت رویشگاه و شرایط دما و رطوبت در نواحی غربی و مرکزی شدت بیشتری دارند.
آهنگران ادامه داد: یا بعضی از گونه های جنگلی در مناطق خاصی می رویند مانند درختان جنگلی شاه بلوط که در استان گیلان انتشار داشته لذا بیماری مربوط به آن (شانکر شاه بلوط) در همان منطقه وجود داشته و خسارت زیادی را وارد نموده است و گاهی هم به خاطر شرایط اکولوژیکی ممکن است جمعیت یک آفت یا بیماری در یک استان شمالی به حد طغیان برسد ولی در استان دیگر اثری از آن نباشد.
وی در باره میزان خسارت های ناشی از شیوع آفات و بیماری ها در جنگل های شمال گفت : تعیین خسارت در این عرصه طبیعی ابعاد مختلفی دارد و منحصر به کاهش چوب نیست وقتی میلیون ها اصله درخت شمشاد و یا شاه بلوط در اثر یک آفت یا بیماری به صورت توده ای خشک می شوند در واقع یک اکوسیستم مختص آن گونه شامل آب، خاک، هوا، حیات وحش و سایر گونه های وابسته به آن از این خشکیدگی متاثر می شوند.
کارشناس گیاه پزشکی سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری اضافه کرد : بنابراین می توان از آن به عنوان یک فاجعه یاد کرد که از نظر ریالی قابل محاسبه نیست و گاهی بعضی از آفات نیز در کنار سایر موارد طبیعی غیرزنده چنان اثرات منفی روی یک اکوسیستم جنگلی می گذارند که زمینه را برای ضعف و کاهش توان زیستی آن گونه در ابعاد وسیع فراهم می کنند مانند گسترش بیماری زغالی و فتیله نارنجی.
وی یادآور شد : گاهی تراکم جمعیتی یک آفت یا بیماری و شدت خسارت آن چنان سنگین است که می تواند در اثر طغیان های متوالی منجر به تهدید یک گونه جنگلی و حذف و انقراض آن گونه به صورت انفرادی و یا توده ای شود این مورد بیشتر در مورد آفات و بیماریهای خارجی و وارداتی صادق است که تک میزبانه (منوفاژ) و چند نسلی یا چند دوره ای هستند.

تمام شیوه های کاربردی از موسسه های علمی و آموزشی و پژوهشی انجام می گیرد

به گفته وی تاکنون در این خصوص چند گونه درختی جنگلی بومی شمال کشور مورد تهدید قرار گرفته اند از آن جمله بیماری پژمردگی هلندی نارون (بیماری مرگ نارون) روی گونه های اوجا، ملج و تا حدودی آزاد، بیماری پژمردگی فوزاریومی شب خسب، بیماری بلایت شمشاد، شب پره شمشاد در سالهای اخیر اشاره نمود.
این کارشناس گیاه پزشکی در زمینه نقش تحقیق و پژوهش مدیریت آفات و بیمارهای جنگل های شمال خاطرنشان کرد: در مجموع همه امور در یک اکوسیستم طبیعی که از حساسیت خاصی بویژه از نظر دخالت های انسانی برخوردار بوده لازم است در قالب مثلث آموزش، پژوهش و اجرا برنامه ریزی شوند.
آهنگران افزود : بنابراین تمام یافته های علوم طبیعی تاکنون بر همین اساس به دست آمده است و در زمینه مدیریت آفات و بیماری ها در جنگل ها هم تمام این شیوه ها کاربردی و براساس نتایج و اصوله ارایه شده از موسسه های علمی ، آموزشی و پژوهشی انجام می گیرد.
کارشناسان معتقدند مشکلات ناشی از بروز آفات و بیماری ها در جنگل زمانی شروع می شود که انسان در آن وارد می شود و با اقداماتی همچون برداشت بیش از حد و حذف گونه های بومی و باز کردن فضای جنگل و کاشت گونه های غیربومی ، تعادل را برهم می زند.
بنا به اظهار آنان عوامل مخرب در جنگل، به دو دسته ‘عوامل غیر زنده ‘ نظیر وضع نامساعد جوی و به هم خوردن عناصر خاک و ‘عوامل زنده ‘ تقسیم می شوند.
درباره عوامل زنده ای که در آسیب رساندن به جنگل موثرند می توان گفت این عوامل، همان آفات و بیماری ها هستند که گونه های فراوانی از جانواران، ویروس ها، باکتری ها، گیاهان انگلی و نیمه انگلی را شامل می شوند.
از موارد خسارت زایی عوامل غیر زنده می توان به خشکیدگی درختان ‘کاج الدار’ در مرزن آباد چالوس اشاره کرد که بر اثر نامساعد بودن خاک برای این درخت به وجود آمد.
برگ خواران، ریشه خواران، چوب خواران، پوست خواران، بذرخواران، جوانه خواران، گل خواران، میوه خواران، ساقه خواران، طوقه خواران، سرشاخه خواران، شیره خواران، مهم ترین گروه های آفت زا در جنگل های شمال هستند.
جنگل های شمال ایران دارای ۹۰ گونه درختی و ۲۱۱ گونه درختچه ای و هزار و ۵۵۸ گونه علفی و بوته ای است،مساحت این عرصه های جنگلی در حدود یک درصد جنگل های اروپاست ولی تعداد گونه های آن ۱۶ درصد گونه های موجود در کل قاره اروپاست.
معاونت امور جنگل سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور در شهرستان چالوس غرب مازندران مستقر است.
مقاله قبلیاستمرار بحران آبی در بیشتر مناطق کشور
مقاله بعدینگاهی به صنعت دامپروری در بازار سرمایه

پاسخ شما

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید