از گفتمان ضدآمریکایی تا احتمال همکاری نفتی؛ تناقض یا تجدیدنظر خاموش؟
اظهار احتمال همکاری نفتی ایران و آمریکا، در میانه تداوم گفتمان تقابلی، پرسشی جدی را پیش میکشد:آیا راهبرد روشن در کار است یا تناقضی پرهزینه؟
بیش از چهار دهه است که سیاست رسمی ایران بر پایه تقابل ایدئولوژیک با آمریکا تعریف شده است. این چارچوب نهتنها در سطح دیپلماسی، بلکه در ادبیات سیاسی داخلی نیز نقش هویتی ایفا کرده است. در چنین بستری، هرگونه سخن از همکاری اقتصادی یا انرژی، بهویژه در حوزهای راهبردی مانند نفت و گاز، واجد بار سیاسی سنگین است.
مسئله، «همکاری» نیست؛ مسئله، روایت متضاد است
اخبار سبز کشاورزی؛ اگر همکاری نفتی با آمریکا به نفع اقتصاد ایران باشد، میتوان درباره آن بحث کارشناسی کرد. اما مشکل از جایی آغاز میشود که سالها یک تصویر مطلق از «دشمنی غیرقابلتغییر» ساخته میشود و سپس در عمل، همان طرف بهعنوان شریک بالقوه معرفی میشود؛ بیآنکه تغییر راهبرد توضیح داده شود.
در تجربهای مانند برجام نیز همین شکاف دیده شد: مذاکره مستقیم با آمریکا در حالی انجام شد که ادبیات رسمی همچنان بر تقابل ساختاری تأکید داشت.
چرا روایت شفاف ارائه نمیشود؟
سه دلیل محتمل وجود دارد:
۱. ملاحظات داخلی سیاسی
بخشهایی از ساختار قدرت مشروعیت خود را از گفتمان ضدآمریکایی گرفتهاند. پذیرش علنی تغییر رویکرد، میتواند به معنای عقبنشینی ایدئولوژیک تعبیر شود. بنابراین، سادهتر آن است که بدون بازنگری رسمی، در عمل انعطاف نشان داده شود.
۲. ترس از هزینه نمادین
وقتی سالها یک موضع بهعنوان «اصل تغییرناپذیر» معرفی میشود، تغییر آن نیازمند توضیح صریح و پذیرش هزینه سیاسی است. این هزینه اغلب به تعویق انداخته میشود.
۳. مدیریت افکار عمومی بهجای اقناع آن
بهجای گفتوگوی صریح با جامعه درباره تغییر شرایط جهانی، منافع اقتصادی و ضرورت بازتعریف روابط، ترجیح داده میشود روایت رسمی حفظ شود و تصمیمات عملی در سطحی دیگر پیش برود.
آیا این «دروغ» است؟
اگر یک سیاست تغییر کند اما همچنان با همان ادبیات پیشین توصیف شود، با یک شکاف میان گفتار و عمل روبهرو هستیم. نام آن را میتوان «تناقض»، «ابهام » یا «مدیریت دوگانه» گذاشت؛ اما از نگاه افکار عمومی، وقتی روایت رسمی با واقعیت عملی همخوان نباشد، احساس بیصداقتی شکل میگیرد.
مسئله اصلی همکاری یا عدم همکاری با آمریکا نیست. مسئله این است که آیا سیاست خارجی کشور بر اساس شفافیت و پذیرش مسئولیت تغییرات پیش میرود، یا با حفظ ظواهر پیشین، تصمیمات متفاوتی در عمل اتخاذ میشود؟