تحلیل بروکینگز از آینده خاورمیانه پس از حمله به ایران
تحلیل اندیشکده بروکینگز از آینده خاورمیانه پس از حمله آمریکا و اسرائیل به ایران؛ سناریوهای احتمالی جنگ، مذاکره و تغییر موازنه قدرت منطقه.
حمله مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران، معادلات ژئوپلیتیک منطقه را وارد مرحلهای تازه کرده است. بسیاری از تحلیلگران اکنون این پرسش را مطرح میکنند که آینده خاورمیانه پس از این رخداد چگونه رقم خواهد خورد. گزارش جدید اندیشکده بروکینگز نشان میدهد سناریوهای پیشرو بسیار پیچیدهتر از تصور اولیه هستند و نهتنها ایران، بلکه کل منطقه و حتی نظم بینالمللی ممکن است تحت تاثیر قرار گیرد.
کارشناسان این اندیشکده با بررسی پیامدهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی جنگ، چند مسیر احتمالی را برای تحولات آینده خاورمیانه ترسیم کردهاند؛ از ادامه ساختار قدرت در ایران گرفته تا بیثباتی منطقهای یا حتی بازگشت به مسیر مذاکره.
آینده خاورمیانه از نگاه بروکینگز
حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ (۹ اسفند ۱۴۰۴) یکی از مهمترین رخدادهای ژئوپلیتیک سالهای اخیر محسوب میشود. این اقدام نهتنها آینده سیاسی ایران، بلکه موازنه قدرت در خاورمیانه را نیز با عدم قطعیتهای جدی مواجه کرده است.
در گزارش بروکینگز، چندین کارشناس برجسته با بررسی ساختار سیاسی ایران، راهبردهای آمریکا و واکنش بازیگران منطقهای تلاش کردهاند تصویر واقعبینانهتری از آینده خاورمیانه ارائه دهند. نتیجه این بررسیها نشان میدهد که سناریوی فروپاشی سریع ساختار قدرت در ایران چندان محتمل نیست و پیامدهای جنگ میتواند بسیار پیچیدهتر باشد.
محدودیت راهبرد «حذف رهبران»
وندا فلباب-براون، پژوهشگر ارشد سیاست خارجی در بروکینگز، معتقد است یکی از فرضهای اصلی عملیات نظامی علیه ایران این بوده که با حذف رهبران ارشد میتوان ساختار سیاسی کشور را متلاشی کرد.
با این حال، تجربههای تاریخی نشان میدهد چنین راهبردی معمولا به نتیجه مورد انتظار نمیرسد. ساختار قدرت در ایران طی دهههای گذشته در شبکهای گسترده از نهادهای سیاسی، نظامی و اقتصادی شکل گرفته و صرفا با حذف چند چهره کلیدی از میان نمیرود.
به باور او حتی اگر برخی رهبران حذف شوند، این شبکهها توانایی جایگزینی سریع افراد جدید را دارند. در نتیجه، تصور فروپاشی سریع حکومت از طریق عملیات نظامی میتواند سادهانگارانه باشد.
جنگ بدون نقشه راه سیاسی
استفانی ویلیامز، دیپلمات پیشین آمریکایی و پژوهشگر بروکینگز، یکی از انتقادیترین ارزیابیها را درباره این جنگ ارائه میدهد.
به گفته او، مشکل اصلی این درگیری آن است که بدون برنامهای روشن برای آینده سیاسی ایران آغاز شده است. آمریکا نزدیک به پنج دهه است که حضور دیپلماتیک مستقیمی در ایران ندارد و در نتیجه شناخت محدودی از تحولات داخلی کشور دارد.
ویلیامز هشدار میدهد تجربههای گذشته آمریکا در عراق و لیبی نشان داده که سقوط حکومتها لزوما به ثبات یا دموکراسی منجر نمیشود و گاهی حتی بیثباتی شدیدتری ایجاد میکند. در چنین شرایطی، جنگ میتواند به تضعیف دولت مرکزی و شکلگیری بحرانهای تازه در منطقه منجر شود.
آیا مذاکره دوباره محتمل است؟
شاران گروال، پژوهشگر خاورمیانه در بروکینگز، سناریوی متفاوتی را مطرح میکند. به باور او، با وجود شدت درگیریها، بازگشت به مسیر مذاکره همچنان یکی از محتملترین گزینههاست.
از نگاه او دولت آمریکا تمایل چندانی برای ورود به یک جنگ طولانی در خاورمیانه ندارد و فشارهای داخلی میتواند واشنگتن را به سمت توافقی محدود سوق دهد. چنین توافقی ممکن است شامل محدودیتهایی در برنامه هستهای ایران و امتیازاتی در حوزه انرژی باشد.
در این سناریو، حملات نظامی بیشتر به عنوان ابزاری برای افزایش فشار در مذاکرات آینده مورد استفاده قرار میگیرد.
قمار پرریسک تغییر حکومت
استیون هایدمن، استاد علوم سیاسی و پژوهشگر بروکینگز، معتقد است تلاش برای تغییر حکومت از طریق جنگ تقریبا همیشه با پیامدهای غیرقابل پیشبینی همراه است.
به گفته او، حتی اگر حملات نظامی بتواند خسارتهای جدی به ایران وارد کند، رسیدن به اهداف سیاسی گسترده آمریکا – از محدود کردن برنامه هستهای تا کاهش نفوذ منطقهای ایران – بدون تغییرات بنیادین در ساختار قدرت دشوار خواهد بود.
با این حال، تغییر حکومت نیز خود میتواند به دورهای طولانی از بیثباتی و رقابت داخلی برای قدرت منجر شود؛ وضعیتی که ممکن است پیامدهای آن برای منطقه بسیار خطرناک باشد.
نگرانی بازیگران منطقهای
تحلیلگران بروکینگز تاکید میکنند که آینده خاورمیانه فقط به روابط ایران و آمریکا محدود نمیشود و کشورهای منطقه نیز با نگرانی تحولات را دنبال میکنند.
اصلی آیدینتاشباش، تحلیلگر سیاست خارجی، معتقد است ترکیه از جمله کشورهایی است که با دقت تحولات را رصد میکند. از یک سو آنکارا با سیاستهای منطقهای ایران رقابت دارد، اما از سوی دیگر بیثباتی احتمالی در ایران میتواند تهدیدی جدی برای امنیت منطقه باشد.
به گفته او، اگر ایران دچار خلأ قدرت شود، رقابتهای ژئوپلیتیک جدیدی میان قدرتهای منطقهای شکل خواهد گرفت.
احتمال موج جدید مهاجرت
کمال کریشچی، استاد سیاست مهاجرت در بروکینگز، پیامدهای انسانی بحران را برجسته میکند. او هشدار میدهد که جنگ میتواند موج جدیدی از مهاجرت در منطقه ایجاد کند.
تجربه بحران سوریه نشان داده که چنین موجهایی فشار اقتصادی و اجتماعی سنگینی بر کشورهای میزبان وارد میکند. ترکیه که همچنان میزبان میلیونها پناهجوی سوری است، نسبت به تکرار چنین وضعیتی بسیار حساس است.
آیندهای پرابهام برای خاورمیانه
هادی عمرو، دیگر پژوهشگر بروکینگز، تاکید میکند که مسیر آینده هنوز مشخص نیست. ممکن است ساختار سیاسی ایران با وجود فشارهای نظامی همچنان پابرجا بماند یا تحولات جدیدی در ساختار قدرت شکل بگیرد.
به گفته او، نتیجه نهایی این بحران به تصمیمهای سیاسی تهران و واشنگتن، واکنش افکار عمومی و همچنین رفتار بازیگران منطقهای بستگی خواهد داشت.
در هر صورت، آنچه روشن به نظر میرسد این است که تحولات اخیر میتواند موازنه قدرت در خاورمیانه را برای سالهای آینده تغییر دهد./ دنیای اقتصاد