خبر فوری
شناسه خبر: 54245

اَرکِه ما؛ طنین چوب‌دستیِ نوروزخوانان بر درگاهِ خانه‌های مازندران

وقتی تقویم تبری به نیمه «اَرکِه ما» (نیمه دوم اسفند) می‌رسد، خاکِ تشنه‌ی شمال، بوی شکوفه‌های آلوچه (هَلی‌دار) می‌گیرد. در این میان، آیینی نهفته است

اَرکِه ما؛ طنین چوب‌دستیِ نوروزخوانان بر درگاهِ خانه‌های مازندران

وقتی تقویم تبری به نیمه «اَرکِه ما» (نیمه دوم اسفند) می‌رسد، خاکِ تشنه‌ی شمال، بوی شکوفه‌های آلوچه (هَلی‌دار) می‌گیرد. در این میان، آیینی نهفته است که پیش از صدای بلبلان، مژده‌ی بهار را به گوش اهالی می‌رساند. «نوروزخوانی»، تنها یک آواز دوره‌گردی نیست؛ بلکه یک اپرای خیابانیِ هزارساله است که از اساطیر باستان تا مدح ائمه را در کوله‌پشتیِ خسته اما پربرکتِ نوروزخوانان جای داده است.

 

اَرکِه ما؛ زمانی که زمین در مازندران بیدار می‌شود

در فرهنگ عامه‌ی مازندران، نیمه‌ی دوم اسفند یا همان اَرکِه ما، زمانی است که «نفسِ زمین» گرم می‌شود. در این روزها، سکوتِ برفی البرز با صدای کوبش چوب‌دستی‌هایی می‌شکند که صاحبانی سپیدموی دارند. نوروزخوانی در واقع پل میان‌برِ زمستان به بهار است. نوروزخوان، برخلاف حاجی‌فیروز که با لودگی می‌خنداند، با وقار و هیبتِ یک «پیرِ فرزانه» وارد محله می‌شود. او پیکِ خجستگی است که نامش با برکتِ شالیزار گره خورده است.

 

نوروزخوان؛ راویِ نجیبِ نغمه‌های قدسی و باستانی

نوروزخوانی از معدود آیین‌هایی است که توانست پیوندی عمیق میان باورهای زرتشتی باستان و اعتقادات اسلامی ایجاد کند. اشعار نوروزخوانی معمولاً با ستایش خداوند آغاز شده، با مدح امامان شیعه ادامه می‌یابد و در نهایت با دعای خیر برای صاحب‌خانه و طلب «انعام» (اغلب تخم‌مرغ، برنج یا پول) به پایان می‌رسد. 

این ترکیبِ بی‌نظیر، نشان‌دهنده روحِ صلح‌طلب و پذیرا در فرهنگ مازنی است. نوروزخوان با خواندنِ «همی خوانم به نامِ آن خداوند / که او باشد کریم و بخشنده»، فضای معنوی خاصی ایجاد می‌کند که حتی سخت‌گیرترین افراد را هم مجاب می‌کند تا درِ خانه را به روی بهار باز کنند.

 

نمادشناسیِ کوله‌پشتی و چوب‌دستی در کوچه‌های مِه گرفته

اگر به جزئیات این آیین دقت کنیم، نوروزخوانی یک نمایش نمادین است. سه نفر اصلی این گروه (نوروزخوان، ساززن و کوله‌کش) هر کدام بخشی از بارِ تمدن را به دوش می‌کشند. «چوب‌دستیِ» نوروزخوان، نمادِ اقتدار طبیعت و عصای موسایی است که یخ‌های جهل و سرما را می‌شکند. «کیسه‌ی» بر دوشِ کوله‌کش نیز، مخزنِ برکت جمعی است؛ آنچه مردم به نوروزخوان می‌دهند، در واقع نذری برای شادیِ دست‌جمعی است.

 

چرا نوروزخوانیِ امروز، فراتر از یک فولکلور ساده است؟

در عصر سیطره‌ی رسانه‌های دیجیتال، حضور فیزیکی نوروزخوان در کوچه‌ها، نوعی «مقاومت فرهنگی» است. او به ما یادآوری می‌کند که بهار، نه از درون صفحات گوشی، بلکه از پشتِ درِ خانه‌هایمان آغاز می‌شود. زنده کردنِ این سنت در ذهن نسل جوان، به معنای بازگرداندنِ «هویتِ شنیداری» به مازندران است. ما نباید اجازه دهیم صدایِ خش‌خشِ برگ‌ها زیر پای نوروزخوانان، در هیاهوی ترافیک و تکنولوژی گم شود.

 

کلام آخر: بهاری که با «تِنا» می‌آید

مازندرانی‌ها معتقدند اگر نوروزخوان پشت در خانه‌ای نرود، خیر و برکتِ آن سالِ آن خانه «تِنا» (تک و تنها) می‌ماند. در واقع روزهای پایانی «اَرکِه ما»، گوش‌ ما را به نغمه‌هایی می‌سپارد که از حنجره‌های خسته اما اصیل برمی‌آید. نوروزخوانی، میراثی است که در آن «مذهب»، «طبیعت» و «موسیقی» در زیباترین شکلِ انسانی خود به هم دستِ یاری داده‌اند.

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای