خبر فوری
شناسه خبر: 55086

​رویارویی در نقطه جوش

تحلیلی از تنش‌های دریایی ایران و آمریکا در خلیج‌فارس، چشم‌انداز آتش‌بس شکننده، اختلافات بر سر مذاکرات هسته‌ای و موانع شکل‌گیری توافق تهران و واشنگتن

​رویارویی در نقطه جوش

با اینکه در روزهای گذشته منازعه دریایی ایران و آمریکا در خلیج‌فارس، تنگه هرمز و دریای عمان به نقطه جوش نزدیک شد و درگیری‌هایی میان دو طرف رخ داد اما آمریکایی‌ها بلافاصله تاکید کردند که هنوز آتش‌بس میان ایران و ایالات‌متحده برقرار است و جنگ تمام‌عیار شروع نشده.

چنین به نظر می‌رسد که واشنگتن در یک راهبرد کلی و تصمیم‌گیری شده، شروع مجدد و توسل به منازعه نظامی را از دستور کار خارج و پنتاگون را هم به رعایت این راهبرد کلی وادار کرده است. در این باره ایالات‌متحده و به‌طور خاص کاخ سفید به رهبری و راهبری ترامپ با وجود دریافت سناریوهای متعدد برای انجام یک حمله گسترده و نابودکننده علیه ایران از سوی فرماندهان سنتکام، تا امروز این پیشنهادها را قابل اجرا و مفید ندانسته و آنها را نپذیرفته و در دستور کار قرار نداده است.

در این صورت اگرچه هنوز هیچ‌چیز را نمی‌توان در مورد جنگ ایران و ایالات‌متحده، محتوم و قطعی دانست اما با احتمال نسبتا بالایی می‌توان پیش‌بینی کرد که صرف‌نظر از وقوع برخی حملات از سوی دو طرف، حتی هدف قرار گرفتن برخی تاسیسات امارات متحده عربی، هنوز اصراری بر توسعه و گسترش حملات مذکور وجود ندارد و به همین دلیل بلافاصله اظهار می‌شود که آتش‌بس کماکان در دست اجراست و برنامه‌ای برای شروع مجدد یک جنگ تمام‌عیار و گسترده وجود ندارد.

در مقابل اقدامات ایذائی ناوگان ایالات‌متحده و از جمله حمله به نفتکش ایرانی، نظامیان کشورمان هم شناورهای ایالات‌متحده در حوالی تنگه هرمز را هدف قرار دادند، البته سنتکام می‌گوید که همه پرتابه‌های خطرناک را رهگیری و منهدم کرده است اما توضیح نمی‌دهد که چرا ماموریت سه ناوشکن اعلام شده تغییر پیدا کرد و از استقرار در خلیج‌فارس -پس از تنگه هرمز- به بیرون این موقعیت منتقل شد چنانکه فرماندهی ناوگروه مستقر در دریای عمان ضمن تایید انجام چند حمله به این شناورها اعلام کرد که همه حملات انجام‌شده دفع شد و این ناوشکن‌ها به سلامت به ناوگروه خود در دریای غرب بازگشته‌اند.

در بیانیه سنتکام هیچ اشاره‌ای به نفوذ این شناورها به خلیج‌فارس و عبور آنها از تنگه هرمز و نهایتا استقرار آنها در خلیج‌فارس نشده و به نظر می‌رسد در حالی که اعلام شده بود که قرار است این سه ناوشکن با عبور از تنگه هرمز، در خلیج‌فارس مستقر شوند اما به‌ناگاه اعلام شد که شناورهای یادشده به ناوگروه خود بازگشته‌اند.

گمان می‌رود که اگرچه برخی پرتابه‌های ایران مورد دفاع و شکار پدافندهای سنتکام قرار گرفته‌اند اما اگر شانس ۱۰درصدی که تا ۳۰‌درصد هم گفته شده، برای اصابه پرتابه‌های ایرانی در نظر گرفته شد گمان می‌رود دست‌کم چند فروند از این پرتابه‌ها به کشتی‌های نظامی ایالات‌متحده اصابت کرده باشد که همین امر خسارت‌های مهمی به این شناورها وارد می‌کند و احتمالا وقوع تلفات انسانی را هم پدید می‌آورد.

حتی هم‌اکنون که ماموریت اظهارشده پروژه آزادی کشتیرانی در خلیج‌فارس از اسکورت کشتی‌ها به راهنمایی کشتی‌ها تبدیل و همین راهنمایی هم متوقف شده، گزارش‌های کارشناسی نظامی اجرای مجدد این پروژه را پرریسک و خطرناک می‌دانند و می‌گویند در مقابل همه حملاتی که ممکن است از سوی ایالات‌متحده علیه تاسیسات دریایی ایران و پایگاه‌های موشکی راهبردی کشورمان در خلیج‌فارس اجرا شود، باز هم نظامیان ایرانی قابلیت‌های گسترده‌ای برای حمله به شناورهای نظامی ایالات‌متحده در دریای عمان و حتی اقیانوس هند دارند که آسیب‌پذیری آن نظامیان را تشدید و به همین نسبت ریسک اجرای این عملیات علیه ایران به‌شدت افزایش پیدا می‌کند. در این صورت احتمالا ناوشکن‌های آمریکا نمی‌توانند مسیر ورود به خلیج‌فارس را امن بدانند و به دیگران توصیه کنند که خارج از نظارت و هماهنگی با تهران، ریسک ورود به خلیج‌فارس را بپذیرند.

دقیقا به همین دلیل است که موفقیت این پروژه حتی اگر سبک اجرای آن به حفاظت حبابی از گشتی‌ها و نظارت بر امنیت شناورها از طریق هلی‌کوپتر تغییر کند، در ‌هاله‌ای از ابهام قرار دارد و به همین علت اجرای مجدد آن نه فقط از جانب نظامیان که از سوی سیاستمداران و راهبردنویسان نیز توصیه نشده است.

البته دردسر بزرگ‌تر برای ترامپ و کاخ سفید‌نشینان سرسختی ایران در مذاکره‌ها و رسیدن به یک توافق با  ایالات متحده است در حالی که ترامپ برای خروج آبرومندانه از جنگ نیاز به یک دستاورد دارد، ایران به‌طور جدی همه راه‌ها را برای دستیابی آمریکا به یک دستاورد بسته است.

مشخصا ترامپ می‌خواهد نه فقط اورانیوم غنی‌شده ۶۰ درصد را از ایران بگیرد بلکه فعالیت‌های هسته‌ای ایران را کاملا و برای همیشه متوقف یا دست‌کم آن را برای مدت طولانی و حدود ۲۰سال منجمد کند که هر دوی این خواسته‌ها مورد قبول ایران نیست.

در عین ایران می‌خواهد جنگ به پایان برسد و ایالات متحده ضمن اعلام پایان جنگ تضمین دهد که نه خودش و نه همکار راهبردی‌اش- اسرائیل- جنگی را برای بار سوم علیه کشورمان آغاز نخواهد کرد و این پایان جنگ، به پایان جنگ علیه حزب‌الله لبنان هم منجر و متعاقب این اعلام پایان جنگ، دارایی‌های مسدود شده ایران آزاد شود. تازه در این نقطه است که ایران حاضر خواهد بود در مورد فعالیت‌های هسته‌ای‌اش گفت‌وگو شود.

نکته روشن آن است که در پیشنهادهای ایران نه در مورد فعالیت‌های منطقه‌ای و نه در موشک توانایی‌های تسلیحاتی و از جمله موشکی کشورمان چیزی گفته نشده و قابل درک است که این‌گونه موضوع‌ها به‌طور کلی از مباحث مطرح در گفت‌وگوهای صلح میان تهران- واشنگتن کنار گذاشته و منتفی شده است.

می‌توان به روشنی دریافت که این مسیر و راهبرد اصلا با خواسته‌های ترامپ منطبق نیست و به همین دلیل رییس‌جمهور ایالات متحده تاکنون همه پیشنهادهایی که مقامات ایرانی ارائه داده و مسیر یا فرآیند فوق را پیشنهاد و ارائه کرده، رد نموده است.

مانع بزرگ‌تر از ترامپ اسرائیل است که از هم‌اکنون درباره احتمال وقوع  یا حصول یک توافق بد یا ضعیف میان تهران و واشنگتن هشدار می‌دهد. تل‌آویو پنهان نمی‌کند که تنها وقتی آرامش دارد که در ایران، جمهوری اسلامی حکومت نکند و حکومتی غربی که اسرائیل را مانند کشورهای حاشیه جنوبی خلیج‌فارس   به رسمیت بشناسد، در ایران بر سر کار بیاید.

حال اگر این خواسته محقق نشود- که تاکنون نشده و چشم‌اندازی هم برای تحقق آن وجود ندارد- اسرائیل می‌خواهد همه دندان‌های تیز ایران کشیده شود چه این دندان‌های تیز پیشرفت‌های فناورانه در حوزه هوش مصنوعی یا حتی پزشکی باشد و چه این دندان‌ها شامل توانایی‌های راهبردی نظامی یا فعالیت‌های هسته‌ای به هر صورت و در هر مکان باشد. بر این پایه هرچه به جز تضعیف ایران به حدی که هیچ‌گونه خطری برای تل‌آویو ایجاد نکند، از نظر اسرائیل توافقی ضعیف و نامناسب خوانده می‌شود که باید از حصول آن جلوگیری کرد.

با این موقعیت‌ها دست‌کم در چشم‌انداز قابل پیش‌بینی و روی کاغذ، حصول توافق میان ایران و ایالات‌متحده امکان‌پذیر نیست. البته در تهران راهبرد اصلی، خرید زمان برای قرار گرفتن واشنگتن و موقعیت‌های بد و بدتر است اما اگر کاخ سفید در بن‌بست متوقف شود و راهی جز دادن امتیازهای ناخواسته به ایران نداشته باشد، آن‌گاه تحت تحریک تل‌آویو، آیا ممکن است واشنگتن به شروع جنگ مجدد علیه ایران دست بزند؟

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای