۱۰۰ روز جنگ با ایران؛ وقتی قیمت بنزین ترامپ را زمینگیر کرد
صد روز از جنگ آمریکا علیه ایران گذشت. نظرسنجیها نشان میدهد تورم و قیمت سوخت، افکار عمومی آمریکا را علیه استراتژی دونالد ترامپ شورانده و او را در وضعیت دشواری قرار داده است.
۱۰۰ روز از آغاز عملیات نظامی علیه ایران میگذرد؛ عملیاتی که حامیان آن در کاخ سفید وعده «نقطه عطف خاورمیانه» را میدادند. اما امروز، روایت رسمی کاخ سفید با واقعیتِ جاری در زندگی روزمره آمریکاییها شکافی عمیق پیدا کرده است. برخلاف ادعاهای پیروزی، افکار عمومی در ایالات متحده نهتنها این جنگ را دستاورد نمیبیند، بلکه آن را «هزینهای غیرضروری» برای منافع ملی خود تلقی میکند. گویی میدان نبرد، حالا به پمپبنزینهای آمریکا رسیده است.
ترامپ در محاصره نظرسنجیها؛ شکست روایت «پیروزی»
نتایج تازه نظرسنجی «دانشگاه مریلند» زنگ خطر را برای دولت دونالد ترامپ به صدا درآورده است. تنها ۱۶ درصد از رأیدهندگان آمریکایی معتقدند کشورشان در این درگیری پیروز شده است. این آمار نشان میدهد که افکار عمومی، روایتِ پیروزمندانهی دولت را نپذیرفته و حتی بخشی از پایگاه سنتی جمهوریخواهان نیز نسبت به ادامه این مسیر ابراز تردید کردهاند. شبلی تلحمی، استاد مطالعات صلح، معتقد است این دادهها یک پیام روشن دارند: «بیشتر آمریکاییها باور ندارند این جنگ آمریکا و ایران در خدمت منافع واقعی ایالات متحده باشد.»
از تنگه هرمز تا جیب شهروندان؛ جنگی که اقتصادی شد
شاید در ابتدای امر، جنگ آمریکا و ایران برای بسیاری از مردم آمریکا یک موضوع دوردستِ سیاست خارجی بود، اما مسدود شدن تنگه هرمز و اختلال در زنجیره تأمین انرژی، این معادلات را تغییر داد. افزایش چشمگیر قیمت نفت و گاز، بهطور مستقیم بر سبد معیشتی خانوارها تأثیر گذاشته است.
آمارها تکاندهنده است: حدود ۷۹ درصد از رأیدهندگان آمریکایی معتقدند که تبعات این جنگ مستقیماً بر هزینههای زندگی آنها سایه افکنده است. وقتی شهروندان تأثیر جنگ را در قبضهای انرژی و قیمت مواد غذایی لمس میکنند، نگاهشان به سیاستهای نظامی کاخ سفید به کلی دگرگون میشود.
سایه انتخابات میاندورهای بر سر جنگ
در حالی که ترامپ اعلام کرده نگران تبعات سیاسی جنگ نیست، تحلیلگران معتقدند ادامه فشارهای اقتصادی میتواند موقعیت جمهوریخواهان را در انتخابات پیش رو به شدت تهدید کند. ترس از دست دادن کنترل کنگره و حتی احتمال کلید خوردن بحثهای استیضاح، دولت را در یک بنبست استراتژیک قرار داده است.
این در حالی است که منتقدان به فقدان «زمینهسازی عمومی» برای این جنگ اشاره میکنند؛ برخلاف تجربیات تاریخی آمریکا در جنگهای پیشین، اینبار کاخ سفید پیش از ورود به درگیری، تلاشی برای اقناع افکار عمومی یا جلب حمایتِ گسترده در کنگره انجام نداد.
تناقض بزرگ؛ وعدههای ضدجنگ و واقعیت میدان
تناقض رفتار ترامپ برای حامیانش نیز چالشبرانگیز شده است. کسی که وعده پایان دادن به «جنگهای بیپایان» را سر داده بود، حالا خود درگیر بزرگترین تنش نظامی سالهای اخیر شده است. پرسش اصلی بسیاری از رأیدهندگان این است: چرا در شرایطی که آمریکا با چالشهای داخلی دستبهگریبان است، باید بودجه نظامی به ارقام بیسابقهای برسد؟
۱۰۰ روز پس از آغاز درگیری، روشن است که این بحران دیگر یک «خبر دوردست» نیست. حتی اگر توپخانهها در خلیج فارس خاموش شوند، پیامدهای سیاسی ناشی از تورم و نارضایتیهای اقتصادی، تا سالها در واشنگتن باقی خواهد ماند؛ میراثی که میتواند سرنوشت سیاسی دولت کنونی آمریکا را تغییر دهد.