جمهوری سوم در ایران؛ اصلاح حکمرانی یا آغاز دورهای تازه؟
جمهوری سوم چه معنایی دارد؟ آیتی و مقدم از اصلاح قانون اساسی، تعامل جهانی، اعتراضات قانونی و تغییر حکمرانی میگویند.
بحث درباره «جمهوری سوم» بار دیگر به یکی از کلیدواژههای مهم فضای سیاسی ایران تبدیل شده است؛ مفهومی که از نگاه برخی تحلیلگران، فقط به تغییر نسل در ساخت قدرت محدود نمیشود، بلکه میتواند نشانهای از بازنگری در حکمرانی، اصلاح قوانین، تغییر مناسبات سیاسی و بازتعریف رابطه ایران با جهان باشد.
در روزهایی که آینده سیاسی، اجتماعی و دیپلماتیک ایران بیش از گذشته محل بحث است، پرسش اصلی این است: جمهوری سوم چگونه خواهد بود؟ آیا این مفهوم به معنای ورود به مرحلهای تازه در جمهوری اسلامی است؟ آیا اصلاح قانون اساسی، تغییر شیوه اداره کشور، پذیرش اعتراضات قانونی، بازنگری در سیاست خارجی و کاهش منازعات اجتماعی میتواند بخشی از مختصات این دوره باشد؟
روزنامه «هفت صبح» این پرسش را با دو فعال سیاسی از دو جریان متفاوت در میان گذاشته است؛ مهدی آیتی، فعال سیاسی اصلاحطلب و بیژن مقدم، فعال سیاسی اصولگرا. هر دو، با وجود تفاوت دیدگاهها، بر یک نکته مشترک تأکید دارند: اگر قرار است از «جمهوری سوم» سخن گفته شود، این دوره بدون اصلاح در حکمرانی و پذیرش واقعیتهای تازه جامعه معنا نخواهد داشت.
جمهوری سوم یعنی چه و چرا مطرح شده است؟
اصطلاح جمهوری سوم در فضای سیاسی ایران، این روزها بیش از گذشته شنیده میشود. برخی آن را ناظر به ورود جمهوری اسلامی به مرحلهای تازه از رهبری و مدیریت کشور میدانند و برخی دیگر معتقدند این مفهوم زمانی معنا پیدا میکند که در سیاست داخلی، اقتصاد، جامعه و روابط خارجی تغییرات جدی رخ دهد.
در نگاه گروهی از تحلیلگران، جمهوری سوم میتواند دورهای باشد که در آن جمهوری اسلامی پس از عبور از بحرانها، جنگها و تنشهای خارجی، به سمت نوعی بازسازی درونی حرکت کند؛ بازسازیای که شامل اصلاح ساختار حکمرانی، تغییر قوانین، جوانگرایی در مدیریت و تعامل گستردهتر با جهان است.
حتی برخی تحلیلگران با مقایسه تاریخی، از تجربه جمهوری سوم فرانسه یاد میکنند؛ دورهای که پس از جنگ فرانسه و پروس در سال ۱۸۷۰ آغاز شد و تا سال ۱۹۴۰ ادامه داشت. در آن مقطع، فرانسه پس از یک بحران بزرگ، مسیر تازهای در توسعه اقتصادی، صنعتی و سیاسی طی کرد. از همین زاویه، برخی معتقدند اگر ایران نیز از دوره تنش و جنگ عبور کند، «جمهوری سوم» میتواند به فرصتی برای بهبود شرایط کشور تبدیل شود.
مهدی آیتی: جمهوری سوم با تعامل جهانی معنا پیدا میکند
مهدی آیتی، فعال سیاسی اصلاحطلب، در پاسخ به این پرسش که آیا میتوان از «جمهوری سوم» در جمهوری اسلامی سخن گفت، این مفهوم را با تغییر نسل مدیریتی و ورود نگاههای تازه به ساختار قدرت مرتبط میداند.
به گفته آیتی، طرح ایده جمهوری سوم از جایی جدیتر شد که برخی تعبیر «جوان شدن» را به معنای ورود کشور به دورهای با مدیران جوانتر، نگاههای تازهتر و شیوههای جدید اداره کشور دانستند. او معتقد است اگر جمهوری اول را دوران تولد نظام و جمهوری دوم را دوره بلوغ آن بدانیم، جمهوری سوم میتواند مرحلهای باشد که در آن جمهوری اسلامی به سمت تکامل ساختاری و تمدنی حرکت میکند.
آیتی تأکید میکند که جمهوری سوم بدون تعامل با دنیا قابل تحقق نیست. از نگاه او، ایران باید در کنار حفظ توان دفاعی و جایگاه منطقهای خود، مسیر گفتوگو با جهان را نیز باز نگه دارد.
سیاست خارجی در جمهوری سوم؛ مذاکره با جهان، تقابل با اسرائیل
یکی از محورهای اصلی در تحلیل آیتی، سیاست خارجی جمهوری سوم است. او معتقد است ایران باید در آینده، راهبردی دوگانه و دقیق در پیش بگیرد؛ از یک سو مذاکره و تعامل با آمریکا، اروپا و سایر کشورها را دنبال کند و از سوی دیگر، در برابر اسرائیل موضعی مقتدرانه داشته باشد.
آیتی میگوید پس از آتشبس، بخش مهمی از تنشآفرینیها از سوی اسرائیل دنبال شده و ایران باید تلاش کند میان اسرائیل و افکار عمومی جهان، و همچنین میان اسرائیل با آمریکا و اروپا شکاف ایجاد کند. از نگاه او، دیپلماسی ایران باید بهگونهای پیش برود که کشورهای جهان، بهجز اسرائیل، وارد روابط سازندهتر با ایران شوند.
این فعال سیاسی اصلاحطلب تأکید دارد که در جمهوری سوم، ایران باید علاوه بر عرصه نظامی، در حوزههایی مانند جنگ روانی، هوش مصنوعی، اقتصاد، رسانه و افکار عمومی نیز فعالانه عمل کند.
نقش جوانان در جمهوری سوم؛ از سیاست تا اقتصاد و فرهنگ
آیتی در بخش دیگری از تحلیل خود، بر نقش نسل جوان در آینده جمهوری سوم تأکید میکند. به باور او، مدیریت آینده کشور باید بهدست جوانانی سپرده شود که در حوزههای مختلف توانایی نقشآفرینی دارند؛ نه فقط در بخش نظامی، بلکه در اقتصاد، سیاست، پژوهش، فرهنگ و فناوری.
او معتقد است اگر قرار باشد جمهوری سوم به مرحلهای تازه در جمهوری اسلامی تبدیل شود، باید از ظرفیت جوانان فرهیخته و متخصص استفاده کرد. در این نگاه، جوانگرایی فقط یک شعار سیاسی نیست، بلکه شرط لازم برای تغییر در سبک حکمرانی و افزایش کارآمدی کشور است.
آیا اصولگرایی و اصلاحطلبی در جمهوری سوم تغییر میکند؟
یکی از پرسشهای مهم درباره آینده سیاسی ایران این است که در جمهوری سوم، جریانهای سیاسی چه جایگاهی خواهند داشت. آیتی معتقد است در دوره تازه، مفاهیمی مانند اصلاحطلب و اصولگرا ممکن است معنای پیشین خود را از دست بدهند.
به گفته او، هر دوره تاریخی اقتضائات سیاسی خاص خود را دارد و در جمهوری سوم، دستهبندیهای سنتی سیاست ایران میتواند دچار دگرگونی شود. آیتی همچنین هشدار میدهد که رادیکالیسم یکی از موانع اصلی گشایش سیاسی است و اگر با جریانهای تندرو برخورد نشود، نمیتوان به باز شدن فضای سیاسی چندان امیدوار بود.
او تأکید میکند که مقاومت در برابر صهیونیسم به معنای قطع ارتباط با جهان نیست و جمهوری سوم باید میان ایستادگی در برابر تهدیدها و تعامل با نظام بینالملل تعادل برقرار کند.
حجاب در جمهوری سوم؛ مسئله اصلی یا موضوع فرعی؟
آیتی در پاسخ به پرسشی درباره وضعیت مسائل اجتماعی، بهویژه موضوع حجاب، میگوید در مدیریت آینده کشور باید میان مسائل اصلی و فرعی تفاوت گذاشته شود. از نگاه او، مسئله اصلی کشور امنیت ملی، تمامیت ارضی و ثبات سیاسی و اقتصادی است و حجاب نباید به محور اصلی منازعه اجتماعی تبدیل شود.
او معتقد است اگر حاکمیت در دوره آینده مسائل فرعی را در اولویت قرار ندهد، میتوان از شکلگیری دوباره بحرانهای اجتماعی جلوگیری کرد. به باور آیتی، نسل جدید مدیریتی در جمهوری اسلامی ممکن است واقعبینانهتر با موضوعات اجتماعی برخورد کند و اجازه ندهد اقلیتهای تندرو بار دیگر جامعه را به سمت تنشهای پرهزینه ببرند.
بیژن مقدم: جمهوری سوم نیازمند اصلاح قانون اساسی است
در سوی دیگر این بحث، بیژن مقدم، فعال سیاسی اصولگرا، نیز معتقد است اگر از جمهوری سوم سخن گفته میشود، باید به اصلاح در برخی حوزههای حکمرانی توجه کرد. او مهمترین محور این تغییرات را اصلاح قانون اساسی و بازنگری در برخی ساختارهای اداره کشور میداند.
مقدم تأکید میکند که اصلاح قانون اساسی تابو نیست؛ چراکه در خود قانون اساسی نیز امکان بازنگری پیشبینی شده است. او یادآوری میکند که ۱۰ سال پس از پیروزی انقلاب، بخشهایی از قانون اساسی اصلاح شد و این اصلاحات مورد تأیید امام خمینی نیز قرار گرفت.
از نگاه مقدم، ممکن است در آینده حتی درباره مدل اداره کشور نیز بحثهایی جدی مطرح شود؛ از جمله حرکت از نظام ریاستی به سمت نظام پارلمانی؛ موضوعی که به گفته او، در گذشته نیز از سوی برخی مقامات ارشد مطرح شده بود.
اعتراضات قانونی در جمهوری سوم باید به رسمیت شناخته شود
یکی از مهمترین محورهای سخنان بیژن مقدم، موضوع آزادی تجمعات و اصل ۲۷ قانون اساسی است. او معتقد است مردم باید بتوانند مطالبات خود را در چارچوب قانون بیان کنند و نظام سیاسی نیز باید مسیر مشخصی برای اعتراضات قانونی فراهم کند.
مقدم میگوید در بسیاری از کشورها، حق تجمع و اعتراض به رسمیت شناخته شده و سازوکار مشخصی برای آن وجود دارد؛ اما در ایران هنوز قانون جامع و شفافی در این زمینه شکل نگرفته است.
او تأکید میکند که به رسمیت شناختن اعتراضات قانونی، نیازمند به رسمیت شناختن واقعی احزاب است. احزاب باید بتوانند هواداران خود را سازماندهی کنند، مسئولیت تجمعات را بپذیرند و مطالبات را از مسیر قانونی پیگیری کنند. مقدم در عین حال میان تجمع قانونی و آشوب تفاوت قائل میشود و میگوید این دو نباید با یکدیگر خلط شوند.
اصلاح قانون انتخابات؛ از اتاق بسته تا اتاق شیشهای
بیژن مقدم یکی دیگر از الزامات جمهوری سوم را اصلاح قانون انتخابات میداند. به باور او، زیرساخت بسیاری از اصلاحات سیاسی، تدوین قوانین دقیق، شفاف و قابل دفاع است.
او تأکید میکند که قانون انتخابات، بهویژه در موضوع بررسی صلاحیتها، نیازمند شفافیت بیشتر است. از نگاه مقدم، نامزدهای انتخاباتی باید بتوانند در فرایند بررسی صلاحیت، توضیحات خود را ارائه کنند و در صورت ردصلاحیت، دلایل آن بهصورت روشن به آنان اعلام شود.
مقدم معتقد است فرایند انتخابات باید از حالت «اتاق دربسته» خارج شود و به یک «اتاق شیشهای» تبدیل شود؛ یعنی روندها، دلایل و تصمیمها برای نامزدها و افکار عمومی شفافتر باشد.
رادیکالها در جمهوری سوم چه جایگاهی خواهند داشت؟
درباره نقش جریانهای رادیکال در آینده سیاسی ایران، مقدم دیدگاهی متفاوت از حذف کامل این جریانها دارد. او میگوید رادیکالها در همه جریانهای سیاسی وجود دارند و نمیتوان آنها را بهطور کامل از بین برد.
به باور این فعال سیاسی اصولگرا، راه مواجهه با رادیکالیسم، حذف نیست؛ بلکه آگاهسازی عمومی نسبت به دیدگاهها، عملکردها و پیامدهای رفتارهای افراطی است. او معتقد است جریانهای رادیکال گاهی در قالب نماینده مجلس، حزب، گروه اجتماعی یا حتی افراد عادی فعالیت میکنند و برای مقابله با اثرگذاری آنها باید افکار عمومی را تقویت کرد.
از نگاه مقدم، جمهوری سوم اگر قرار است به دورهای تازه در سیاست ایران تبدیل شود، باید بتواند میان نقد، اعتراض، رقابت سیاسی و رفتار افراطی مرزگذاری کند.
پذیرش واقعیتهای اجتماعی؛ حجاب و تغییر شیوه حکمرانی
بیژن مقدم در پاسخ به پرسشی درباره مسائل اجتماعی، از جمله حجاب، تأکید میکند که حکومت باید میان اصول کلان و شیوه اجرای قوانین تفاوت قائل شود. او میگوید اگر روزی میان حفظ اصل جمهوری اسلامی و تمرکز بر یک موضوع فرعی تعارض ایجاد شود، اولویت باید حفظ اصل نظام باشد.
مقدم معتقد است در برخی موضوعات، حاکمیت ممکن است بدون اعلام رسمی، در عمل شیوه اجرای خود را تغییر دهد؛ چراکه کنترل میدانی برخی مسائل اجتماعی دیگر مانند گذشته امکانپذیر نیست.
او با اشاره به نمونههایی مانند پایان جنگ هشتساله، موضوع قائممقامی آیتالله منتظری و مسئله موسیقی، میگوید در گذشته نیز نظام سیاسی بر اساس مصالح کشور تصمیمهای مهم و گاه متفاوتی گرفته است. از نگاه او، پذیرش واقعیتهای اجتماعی لزوماً به معنای مخالفت با دین یا شرع نیست، بلکه میتواند بخشی از منطق حکمرانی در شرایط جدید باشد.
جمعبندی؛ جمهوری سوم بدون اصلاح حکمرانی ممکن نیست
مجموع دیدگاههای مهدی آیتی و بیژن مقدم نشان میدهد که مفهوم جمهوری سوم اگرچه از دو زاویه متفاوت تحلیل میشود، اما در یک نقطه مشترک به هم میرسد: آینده ایران نیازمند بازنگری در شیوه حکمرانی است.
آیتی بر تعامل جهانی، کاهش رادیکالیسم، جوانگرایی و اولویت دادن به امنیت ملی تأکید دارد. مقدم نیز اصلاح قانون اساسی، شفافسازی انتخابات، به رسمیت شناختن اعتراضات قانونی و پذیرش واقعیتهای اجتماعی را ضروری میداند.
به این ترتیب، جمهوری سوم در ایران اگر قرار باشد فراتر از یک عنوان سیاسی باشد، باید با تغییرات واقعی همراه شود؛ تغییراتی در قانون، سیاست، جامعه، دیپلماسی و نگاه حاکمیت به مردم. پرسش اصلی اکنون این است که آیا ساختار سیاسی ایران آماده ورود به چنین مرحلهای هست یا نه؟