دست برتر برای ایران در گفتگوها
چشمانداز توافق ایران و آمریکا، ادعاهای ترامپ، نقش اسرائیل در تنشهای اخیر و اینکه چرا موازنه میدانی و سیاسی میتواند دست ایران را در گفتگوها پرتر کند
برای سی و چندمینبار از زمان شروع آتشبس در جنگ ایالاتمتحده و اسرائیل با ایران، رییسجمهور ایالاتمتحده وعده داده است که طی چند روز آینده توافق میان ایران و ایالاتمتحده حاصل و امضا خواهد شد و پس از آن ظرف دوهفته آینده، واشنگتن پیروزی خود را در این جنگ اعلام خواهد کرد.
رییسجمهور ایالاتمتحده در مصاحبهای که با رسانههای جمهوریخواه انجام داده، تاکید کرده که در چندروز آینده توافق میان تهران و واشنگتن حاصل خواهد شد و پس از آن تنگه هرمز باز و قیمتهای نفت کاهشی خواهد شد.
با این اظهارات، البته دونالد ترامپ خواسته است به شهروندان و رایدهندگان آمریکایی نوید دهد که به همین زودی با کاهش قیمت جهانی نفت بهطور خودکار قیمت بنزین و گازوئیل در بازارها و ازجمله بازارهای داخلی آمریکا نیز کاهش خواهد یافت و دشواریهایی که هماکنون آمریکاییها در زندگی خود با آن مواجه هستند نیز کاهش مییابد.
البته تناقضهایی که در گفتار ترامپ وجود دارد و سوابق اظهارات او که هیچیک محقق نشده و اتفاقا نادرستیاش گاهی بلافاصله آشکار شده، آنقدر واضح و تکراری است که باز تاکید آن کارکرد مهمی ندارد. مثلا در حالی که همین چندروز پیش ترامپ ایرانیان را مذاکرهکنندگان مغرور و سرسخت توصیف کرده بود که به نتیجه رسیدن با آنها دشوار است، در همین اظهارات روز گذشته خود تصریح کرده بود که ایرانیان حاضرند همهچیز را بدهند تا به توافق برسند.
این در حالی است که در گفتارهای رسمی که همه مقامات ایرانی یکصدا از آن پشتیبانی کردهاند، ایران نهفقط حاضر به برچیدن تاسیسات و تجهیزات هستهای خویش نیست بلکه به توقف غنیسازی هم تمایلی ندارد و اورانیوم غنیشده را هم به خارج از کشور منتقل نخواهد کرد.
ضمن آنکه ایران از این پس تنگههرمز را بهعنوان محور قدرت خود تلقی میکند و ضمن تثبیت حاکمیت و اقتدار خویش بر این تنگه، آن را منبع درآمدی بهحساب خواهد آورد که میتواند بخش مهمی از سختگیریها و تحریمهایی که علیه ایران تمهید یا اعمال میشود را برطرف و خنثی کند. از این بابت آنچه ترامپ درباره تسلیم همهچیز از سوی ایران وعده داده بود مبنایی ندارد و با واقعیتهای روی زمین منطبق نیست.
در عین حال درگیریهای یکروزه میان ایران و اسرائیل بهروشنی نشان میدهد که در جبهه مقابل حتی اگر ارادهای هم برای جنگ وجود داشته باشد واقعیتهایی وجود دارد که مانع از توسل به جنگ حتی از جانب اسرائیل میشود. در وهله اول باید به این نکته توجه شود که پیش از شروع جنگ، ایالاتمتحده تعداد زیادی از سوخترسانها را در فرودگاه بنگورین مستقر کرده بود که در این جنگ اسرائیل از آنها بهره برد. با این حال IDF ترجیح داد تا حمله به ایران به صورت دور ایستا و از داخل خاک عراق یا خلیجفارس انجام شود که دقت اصابت پرتابهها را کاهش داد. احتمالا نظامیان اسرائیلی پیشبینی هدف قرار گرفتن پرندههای جنگی خود را کرده و از نفوذ به داخل خاک ایران پرهیز کرده بودند.
اخبار انتشاریافته در خصوص این حمله، حاکی از آن است که سنتکام در این حمله هیچ- دقیقا هیچ- کمکی به ارتش اسرائیل IDF نکرده است که این شامل عدم مقابله آمریکا با پرتابهها و موشکهای ایران نیز میشود و به همین نسبت آسیبپذیری اسرائیل در مقابل موشکها و پهپادهای ایرانی افزایش پیدا کرده است.
همچنین ترامپ به نتانیاهو هشدار داده که در صورت گسترش جنگ یا اصرار بر تداوم حملات ممکن است اسرائیل در مقابل پاسخهای ایران تنها بماند. در چنین حالتی اخبار نقض هم وجود دارد چنانکه بهطور رسمی اعلام شده که در هنگام جنگ ایال زمیر، رییس ستاد ارتش اسرائیل دو بار با برد کوپر فرمانده سنتکام گفتوگو کرده است که گزارشهای والاستریتژورنال در مورد همکاری سنتکام برای رهگیری پرتابههای ایرانی یا استفاده جنگندههای اسرائیلی از موشکهای بالستیک هواپایه آمریکایی و نیز کمک سوخترسانهای سنتکام، همکاری ایالاتمتحده را در اجرای این حملات تایید میکند.
با این حال نمیتوان انکار کرد که ترامپ احتیاج زیادی به پایان این جنگ آنهم به صورتی که رایدهنده آمریکایی را به باور پیروزی ایالاتمتحده برساند دارد. هم رییسجمهور ایالاتمتحده و هم معاون او جی دی ونس در روزهای گذشته بر پایان دادن به جنگ با ایران تاکید و تصریح کردهاند که در این پایان واشنگتن پیروزی کامل پیدا خواهد کرد. اظهارات مقامات کاخ سفید با کلماتی که قابل مصرف رایدهندگان آمریکایی است انجام میشود.
آنان از کلمات پیروزی، پیروزی مردم و منافع آمریکا، کاهش قیمتها و مخصوصا کاهش قیمت نفت، انرژی و بنزین استفاده میکنند و مستقیم یا غیرمستقیم تلاش دارند تا رایدهندگان آمریکایی را برای اعتماد مجدد به جمهوریخواهان چه در انتخابات نزدیک(مهرماه آینده) و چه در دور بعدی انتخابات ریاستجمهوری در دو سال بعد ترغیب کنند. این موقعیت نشانده
نده آن است که برخلاف آنچه تندروهای آمریکا مانند لیندزی گراهام، مارکو روبیو، اسکات بسنت و… میگویند، وضعیت اعتبار حزب جمهوریخواهان در جامعه آمریکا آنقدر خوب نیست که کاخ سفید بتواند به رفتارهای ماجراجویانه خود ادامه دهد.
با قرائت ایران آغاز جمله و نقض آتشبس از سوی اسرائیل و با حمله به جنوب لبنان اجرا و انجام شده است. در این صورت ایران به حمله مذکور پاسخ داده و در ساعت پنج بامداد روز بعد اسرائیل با هدف قرار دادن پتروشیمی کارون و… به این حمله پاسخ داد که در مقابل ایران نیز با هدف قرار دادن پتروشیمی حیفا حمله مذکور را جواب داد اما در قرائت اسرائیل حملات IDF به جنوب لبنان پاسخ به عملیاتهای حزبالله بوده و حمله ایران، حملهای پیشیندستانه محسوب میشود.
در این صورت اسرائیل به حمله اول ایران پاسخ داده اما این کشور در قبال حمله دوم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سکوت کرده است. درواقع اسرائیل نمیخواسته حملات به صورت رفت و برگشت ادامه یابد و تشدید شود چراکه تشدید حملات ممکن است تنشها را به سمت نقطه غیرقابل کنترل پیش ببرد.
تجربه جنگ یکروزه میتواند این نتیجه را به دست بدهد که نه فقط آمریکا که اسرائیل هم تمایل ندارد یا در موقعیتی نیست که از جنگ تمامعیار استقبال کند به همین دلیل احتمال وقوع جنگ تمامعیار بهصورتی که در خردادماه یا اسفندماه گذشته مشاهده شد، حتی از جانب تلآویو بسیار دور از ذهن مینماید.
این به آن معنی است که در نقطه حاضر، ایران میتواند در مورد خرج کردن کارتهایش و دادن امتیاز، محافظهکاری بیشتری به خرج دهد و از افتادن در دام اتخاذ تصمیمهای عجولانه و انفعالی پرهیز کند.