چگونه کولر در اروپا از وسیله آسایش به مسئله سلامت عمومی و سیاست اقلیمی تبدیل شد
کولر در اروپا دیگر فقط وسیله آسایش نیست؛ با موجهای گرمای مرگبار، این موضوع به بحران سلامت عمومی، عدالت اقلیمی و جدال سیاسی تبدیل شده است.
موجهای گرمای مرگبار در اروپا، حالا فقط یک پدیده آبوهوایی نیستند؛ آنها به مسئلهای انسانی، اجتماعی و حتی سیاسی تبدیل شدهاند.
در قارهای که سالها کولر وسیلهای لوکس یا غیرضروری تلقی میشد، اکنون بحث بر سر «هوای خنک» به قلب مناقشهای بزرگتر رسیده است: آیا دسترسی به سرمایش، یک رفاه اضافی است یا بخشی از حق زندگی و سلامت عمومی؟ در همین میان، جریانهای سیاسی نیز تلاش کردهاند از مسئله کولر در اروپا برای حمله به سیاستهای اقلیمی استفاده کنند؛ جدالی که به باور کارشناسان، گاهی مسئله اصلی یعنی نجات جان انسانها را به حاشیه میراند.
تابستانی که دیگر تمام نمیشود
در ظهر یکشنبهای سوزان، گرما از دیوارهای خانههای نوایتسل بالا میرفت. آفتاب، شرق براندنبورگ را به ورقی از آهن داغ تبدیل کرده بود و دماسنجها عددی را نشان میدادند که تا همین چند سال پیش برای آلمان ناآشنا بود: ۴۱.۷ درجه سانتیگراد.
ماریو، تعمیرکار بازنشسته ۶۵ ساله، پردهها را کشید، پنجرهها را بست و کولر ثابت خانهاش را روشن کرد؛ دستگاهی که هنوز در بسیاری از خانههای آلمان کمیاب است. او که دو سال پیش پس از تجربه یک موج گرمای سنگین ناچار به خرید این دستگاه شده، میگوید: «تابستانها هر سال گرمتر میشوند و با افزایش سن، تحمل گرما سختتر میشود.»
خانه او در مرز آلمان و لهستان، بخشی از همان اقلیت کوچکی است که به کولر ثابت مجهز شدهاند. اما در اروپایی که گرما دیگر مهمان چندروزه تابستان نیست، همین اقلیت کوچک، نشانه یک پرسش بزرگ شده است: خنکماندن، رفاه است یا حق زندهماندن؟
چرا کولر در اروپا به مسئلهای جدی تبدیل شد؟
اروپا سالها تابستان را با پنجرههای باز، پردههای نازک، دیوارهای قطور و عصرهای خنکتر پشت سر میگذاشت. در بسیاری از کشورهای این قاره، کولر نه ضروری بود و نه حتی بخشی از تجربه روزمره زندگی. ساختمانها بیشتر برای حفظ گرمای زمستان طراحی شده بودند، نه برای مقاومت در برابر دمای ۴۰ درجه.
اما حالا همان ساختمانها در جریان موجهای پیدرپی گرما، حرارت را در خود نگه میدارند. شبها که شهر باید آرام بگیرد، اتاقها هنوز داغاند و بدن سالمندان، بیماران و کودکان فرصت بازیابی پیدا نمیکند. به این ترتیب، گرما دیگر فقط بخشی از گزارش هواشناسی نیست؛ به هشدار سلامت عمومی تبدیل شده است.
سازمان جهانی بهداشت اعلام کرده است که در چهار سال اخیر، بیش از ۲۰۰ هزار نفر در اروپا بر اثر گرما جان خود را از دست دادهاند؛ مرگهایی که بخش قابل توجهی از آنها قابل پیشگیری بوده است. پشت این اعداد، اتاقهایی گرم، پنجرههایی بسته، تماسهایی بیپاسخ و بدنهایی قرار دارند که در سکوت از پا افتادهاند.
خانهای که دیگر پناهگاه نیست
در گرمای شدید، خانه همیشه امنترین مکان نیست. برای ماریو، کولر به معنای امکان خواب، نفسکشیدن و گذراندن ظهرهای طاقتفرساست. اما بسیاری از همنسلان او در اروپا چنین امکانی ندارند.
در بخش بزرگی از اروپا، بهویژه در شمال و مرکز قاره، هنوز هم کولر در اروپا بیشتر به عنوان وسیلهای لوکس دیده میشود؛ چیزی مناسب هتلها، مراکز خرید یا خانههای گرانتر. در آلمان، سهم خانههایی که به کولر ثابت مجهز هستند، همچنان پایین است. اجارهنشینی گسترده، محدودیتهای ساختمانی، هزینه نصب و فرهنگ قدیمی تحمل چند روز گرما، همگی باعث شدهاند کولر هنوز به بخشی عادی از زندگی خانگی تبدیل نشود.
اما مسئله اینجاست که گرما دیگر «چند روز» نیست. وقتی موجهای گرما طولانیتر و شدیدتر میشوند، تکیه بر عادت قدیمی تابآوردن میتواند به خطری واقعی بدل شود. سالمندان تنها، بیماران قلبی و تنفسی، کودکان خردسال، کارگران فضای باز و ساکنان خانههای کمتهویه، بیش از دیگران در معرض آسیب هستند.
سلامت عمومی در برابر جنگ فرهنگی
همزمان با افزایش دما، کولر در اروپا وارد میدان سیاست نیز شده است. در آلمان، یک روز پس از ثبت رکورد تازه گرما، مارک برنهارد، سخنگوی حوزه ساختوساز حزب راست افراطی «آلترناتیو برای آلمان»، مدعی شد که مردم نباید «بر محراب ایدئولوژی اقلیمی» قربانی شوند. به گفته او، خودداری از استفاده گسترده از کولر، به افزایش مرگومیر ناشی از گرما انجامیده است.
این موضعگیری، فقط دفاع از یک وسیله سرمایشی نبود؛ بلکه تلاشی برای تغییر صورت مسئله به شمار میرفت. جریانی که پیشتر هشدارهای رسمی درباره گرما را کماهمیت جلوه میداد، اکنون از کولر در اروپا بهعنوان ابزاری برای حمله به سیاستهای سبز استفاده میکند.
در فرانسه نیز حزب «اجتماع ملی» به رهبری مارین لوپن، روایتی مشابه را دنبال کرده است. این حزب که با نوسازی انرژی ساختمانها و برخی سیاستهای زیستمحیطی مخالفت داشته، حالا کولر را به محور تازه انتقادهای خود از سیاست اقلیمی تبدیل کرده است. در این روایت، کولر دیگر فقط وسیله خنکسازی نیست؛ به نشانهای سیاسی تبدیل شده است.
مسئله اصلی چیست؛ آسایش یا نجات جان انسانها؟
کارشناسان سلامت میگویند خطر اصلی اینجاست که وقتی کولر در اروپا به ابزار جنگ فرهنگی تبدیل میشود، انسانهایی که باید در مرکز بحث باشند، به حاشیه رانده میشوند. سالمندی که در طبقه آخر ساختمانی بیتهویه زندگی میکند، بیماری که در خانه سالمندان به هوای خنک نیاز دارد، دانشآموزی که در کلاس گرم توان تمرکز ندارد و مسافری که در قطاری بدون تهویه گرفتار شده، همه قربانیان خاموش این جدالاند.
بحث واقعی این نیست که اروپا باید فوراً شبیه آمریکا شود یا کولر را بهطور کامل کنار بگذارد. تجربه آمریکا نیز نشان داده است که دسترسی به هوای خنک، بهشدت با عدالت اجتماعی گره خورده است. همه توان خرید، نصب و پرداخت هزینه برق کولر را ندارند. همه در خانهای زندگی نمیکنند که امکان نصب چنین دستگاهی را داشته باشد. همه مالک خانه خود نیستند.
در نتیجه، خنکماندن در دوره موجهای گرما، نهفقط موضوعی فناورانه، بلکه مسئلهای اجتماعی و طبقاتی است.
هزینه پنهان خنکسازی
با این حال، کولر راهحلی بدون هزینه نیست. این دستگاهها گرمای داخل خانه را به بیرون منتقل میکنند و در شهرهای متراکم، همین فرایند میتواند اثر «جزیره گرمایی» را تشدید کند. از سوی دیگر، مصرف برق در ساعات اوج افزایش مییابد و شبکههای انرژی را تحت فشار قرار میدهد. اگر این برق از سوختهای فسیلی تأمین شود، خنکسازی امروز میتواند به گرمتر شدن فردا کمک کند.
همین چرخه است که کارشناسان اقلیم درباره آن هشدار میدهند: جهان گرمتر میشود، تقاضا برای سرمایش بالا میرود، مصرف انرژی افزایش پیدا میکند و اگر زیرساخت انرژی اصلاح نشود، بحران گرمایش هم تشدید خواهد شد.
البته اروپا در این زمینه وضعیت متفاوتتری دارد. سهم سوختهای فسیلی در سبد برق بسیاری از کشورهای اروپایی رو به کاهش است و برنامههایی برای پاکتر کردن شبکه انرژی در جریان است. به همین دلیل، اثر اقلیمی کولر در اروپا میتواند کمتر از مناطقی باشد که همچنان وابستگی سنگینی به سوختهای فسیلی دارند.
راهحل چیست؟ کولر، اما نه فقط کولر
بسیاری از متخصصان سلامت و اقلیم بر یک نکته اتفاق نظر دارند: پاسخ به گرما، نباید فقط در خرید دستگاه خلاصه شود. اگر هر خانه بهتنهایی و بدون برنامه به سمت کولر برود، هم مصرف برق بالا میرود، هم شهرها داغتر میشوند و هم نابرابری بیشتر میشود.
راهحل مؤثر، یک ترکیب هوشمندانه است:
- استفاده هدفمند از کولر برای گروههای پرخطر
- تجهیز بیمارستانها، خانههای سالمندان، مدارس و مسکن اجتماعی به سامانههای سرمایشی
- توسعه سایه در خیابانها و فضاهای عمومی
- افزایش درختکاری و گسترش فضاهای سبز شهری
- استفاده از سقف سبز و عایقکاری مناسب در ساختمانها
- ایجاد مراکز خنککننده عمومی در روزهای هشدار گرما
- راهاندازی شبکههای محلهمحور برای سرزدن به سالمندان تنها
بر این اساس، کولر در اروپا باید بخشی از پاسخ باشد، نه تمام آن.
حق نفسکشیدن در عصر گرمایش زمین
کلوئه بریمیکامب، اقلیمشناس دانشگاه آکسفورد، در یکی از صریحترین اظهارنظرها گفته است که بخش بزرگی از انرژی و منابع آب در موجهای گرما صرف خنککردن مراکز داده میشود. او پرسشی اساسی مطرح کرده است: «جان انسانها باید از هوش مصنوعی ارزشمندتر باشد، مگر نه؟»
این جمله، هسته اخلاقی ماجرا را آشکار میکند. اگر امکان خنکسازی برای سرورها و زیرساختهای دیجیتال وجود دارد، چرا خانههای سالمندان نباید از هوای قابلتنفس برخوردار باشند؟ اگر اقتصاد دیجیتال به سرمایش دائمی نیاز دارد، چرا مسکن اجتماعی در روزهای داغ باید به فضایی غیرقابل تحمل تبدیل شود؟
در اینجا کولر در اروپا دیگر نشانه مصرفگرایی نیست؛ بلکه نماد یک پرسش اخلاقی است: در عصر تغییرات اقلیمی، چه کسی حق دارد خنک بماند و چه کسی باید گرما را تحمل کند؟
پایان عصر تحمل قدیمی
در نوایتسل، ماریو کولرش را روشن میکند و خانهاش برای لحظاتی آرام میشود. بیرون اما گرما همچنان بر خیابانها سنگینی میکند. کمی آنسوتر، فردی دیگر هنوز گرما را همان خاطره قدیمی تابستانهای گذشته میبیند و نسبت به تغییرات اقلیمی تردید دارد. اما دماسنجها، بیمارستانها و آمار مرگومیر، روایت دیگری تعریف میکنند.
تابستانهای اروپا دیگر شبیه گذشته نیستند و به نظر میرسد «تحمل قدیمی» دیگر پاسخگو نیست. پرسش اصلی این نیست که کولر خوب است یا بد؛ پرسش این است که اروپا میخواهد گرما را چگونه بفهمد: بهعنوان سوژهای برای منازعه سیاسی یا بهعنوان بحرانی واقعی برای سلامت عمومی.
اگر پاسخ دوم باشد، آنگاه خنکماندن دیگر تجمل نیست؛ بلکه بخشی از عدالت اقلیمی و حق ساده انسانها برای زندهماندن و نفسکشیدن در داغترین روزهای سال است./ پیام ما