علی تقیخانی: امنیت غذایی، تفنگ بدون فشنگ ایران است
تحلیل ساختاری موانع توسعه کشاورزی و بحران امنیت غذایی در ایران؛ چرا سوءمدیریت و نبود استراتژی کلان، سفره مردم و توان دفاعی کشور را تهدید میکند؟
دولت در بخش اقتصادی، بهویژه در حوزه کشاورزی و امنیت غذایی، با انباشت عظیمی از مدیران و مسئولان مواجه است. متأسفانه بخش عمدهای از این افراد نهتنها باری از دوش کشور برنداشتهاند، بلکه با تصمیمات نادرست خود به اقتصاد ضربه زده و موجب شکلگیری موجی بیسابقه از گرانیهای کمرشکن شدهاند.
در این میان، این پرسش اساسی بیپاسخ مانده است: مسئولانی که فاقد سواد اقتصادی، دانش بازرگانی و درایت مدیریتی برای تبیین استراتژیهای کلان کنترل قیمتها هستند، چرا باید در تصمیمگیریهای دولت حضور داشته باشند؟ حضور بیثمری که خروجی آن تنها ارائه آمارهای نادرست و ادعای بیمشکل بودن روند تولید و تامین امنیت غذایی است.
پیامدهای ناگوار سوءتغذیه بر بودجه عمومی و امنیت جامعه
ادامه روند فعلی و تحمل گرسنگی و فقر معیشتی از سوی بخش بزرگی از جامعه، پیامدهای سنگینی برای دولت و کشور به همراه دارد. افزایش بزهکاری، سرقت و ناامنی در کنار شیوع بیماریهای ناشی از سوءتغذیه، هزینههای درمانی و امنیتی هنگفتی را به کشور تحمیل میکند؛ هزینههای میلیاردی که عملاً جبرانشدنی نیستند.
اگر تنها بخشی از این بودجه کلان، با برنامهریزی خردمندانه کارشناسان دلسوز و متخصص، صرف توسعه تولید و سازماندهی زنجیره توزیع محصولات کشاورزی باکیفیت میشد، میلیاردها دلار از هزینههای ثانویه دولت در بخش مبارزه با ناامنی و درمان بیماریهای ناشی از فقر غذایی صرفهجویی میشد. این اقدام میتوانست کارآمدی و تدبیر دولت را در پیشگاه ملت ۹۰ میلیونی ایران به اثبات برساند.
امنیت غذایی؛ پیشنیاز اصلی پدافند غیرعامل و دفاع ملی
دولت باید بپذیرد که کشاورزی و امنیت غذایی، پایه استوار بقای ملت و کشور در مواجهه با بحرانها و جنگهای ناخواسته نظامی است. بدون سرمایهگذاری هدفمند، دقیق و استراتژیک در عرصه توسعه تولیدات کشاورزی، ورود به هرگونه تقابل نظامی حاصلی جز خسارات سنگین و جبرانناپذیر برای مردم نخواهد داشت. جنگیدن بدون تامین صددرصدی امنیت غذایی بر پایه تولید داخلی، درست مانند شلیک با تفنگ بدون فشنگ است.
شگفتآور است که متولیان بخش کشاورزی، در شرایط بحرانی کنونی، استراتژیهای خلاقانه و کلان توسعه کشاورزی را به بهانه شرایط جنگی مسکوت گذاشته و آن را در بدنه حاکمیت تثبیت نمیکنند؛ شرایط بحرانی در واقع بهترین فرصت برای جلب سرمایهگذاریهای کلان دولتی جهت مقاومسازی تولید داخلی است.
ریشههای ضعف مدیریتی در وزارت جهاد کشاورزی
متأسفانه به نظر میرسد متولیان کنونی در بخش کشاورزی نقش تماشاچی را ایفا میکنند و بهجای طراحی استراتژیهای کلان توسعه، به گفتار درمانی روی آوردهاند. از سوی دیگر، به نظر میرسد دستهای نفوذی و جریانهای آسیبرسان خارجی نیز همواره تلاش کردهاند تا با تحمیل ضعیفترین کارآمدیها بر مسند وزارت جهاد کشاورزی، مانع از شکوفایی این بخش حیاتی شوند؛ ناتوانی مدیریتی که حذف آن قطعاً به سود بخش کشاورزی و تولیدکنندگان کشور خواهد بود.
امروز بیش از هر زمان دیگری مشخص است که بخش کشاورزی ایران از نبود استراتژیستها و تئوریسینهای باسواد، قاطع و میهندوست رنج میبرد. حضور افراد فاقد تخصص و شکلگیری روابط مافیایی به بهای منافع شخصی، سبب شده است که پس از گذشت دههها، کشور همچنان در حسرت خودکفایی پایدار در محصولات استراتژیکی مانند گندم باقی بماند. شایسته است مسئولان مربوطه بهجای فرار رو به جلو و ادعای پیروزیهای تخیلی در عرصههای اقتصادی، با واقعبینی و پذیرش مسئولیت، در پی اصلاح این ساختار ناکارآمد باشند.
نویسنده: علی تقیخانی (تحلیلگر توسعه اقتصادی و برنامهریزی کشاورزی)