امنیت غذایی در سایه حمایت از فردی با حکم قطعی اختلاس
فاصله از مأموریت اصلی؛ چرا تولید و کشاورزان دیگر اولویت نخست نیستند؟
چرا وزارت جهاد کشاورزی بهجای تمرکز بر امنیت غذایی، خودکفایی گندم و حل مشکلات کشاورزان، درگیر حواشی مدیریتی و انتصاب افراد دارای محکومیت اقتصادی شده است؟
امنیت غذایی کشور امروز با چالشهای جدی روبهروست و مردم و کشاورزان انتظار دارند وزارت جهاد کشاورزی تمام توان خود را صرف مأموریت اصلی خود کند؛ مأموریتی که چیزی جز افزایش تولید، تحقق خودکفایی در محصولات اساسی، حمایت از تولیدکنندگان، تأمین نهادهها، حل مشکلات برق و سوخت بخش کشاورزی و پرداخت بهموقع مطالبات کشاورزان، بهویژه گندمکاران نیست.
اما در شرایطی که بخش کشاورزی با مشکلات گسترده مواجه است، این پرسش جدی مطرح میشود که چرا باید بخشی از تمرکز مدیریتی وزارت جهاد کشاورزی به موضوع حمایت از فردی اختصاص یابد که بنا بر احکام قضایی اعلامشده، دارای محکومیت قطعی در پرونده اختلاس است و حکم وی در مراحل قضایی نهایی شده است؟
کاهش حدود ۴ میلیون تنی تولید و خرید گندم، یکی از مهمترین محصولات راهبردی کشور، موضوعی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت. گندم محصولی است که همواره بر اهمیت خوداتکایی و حفظ تولید داخلی آن تأکید شده است. کاهش تولید این محصول اساسی، در کنار افزایش شدید قیمت بسیاری از محصولات کشاورزی که در برخی موارد با رشد ۵ تا ۱۰ برابری مواجه شده، فشار سنگینی بر مردم و تولیدکنندگان وارد کرده است.
این وضعیت فقط یک مسئله اقتصادی نیست؛ کاهش توان خرید خانوارها برای تأمین مواد غذایی مورد نیاز، میتواند سلامت عمومی جامعه را نیز تحت تأثیر قرار دهد. وقتی سفره مردم کوچکتر میشود، امنیت غذایی به یکی از مهمترین دغدغههای اجتماعی کشور تبدیل خواهد شد.
در چنین شرایط حساسی، سؤال افکار عمومی این است: چرا وزارتخانهای که وظیفه اصلی آن تولید و تأمین امنیت غذایی است، باید به جای تمرکز شبانهروزی بر مشکلات کشاورزان، تولیدکنندگان و بازار محصولات اساسی، درگیر موضوعاتی شود که نیازمند شفافسازی و پاسخگویی دقیق هستند؟
از سوی دیگر، درباره ادامه فعالیت مدیری که دارای محکومیت قطعی اقتصادی است و همچنان در جایگاه مدیریتی یک بنگاه اقتصادی فعالیت دارد، این مطالبه وجود دارد که مسئولان مربوطه درباره مبنای قانونی و مدیریتی این تصمیم توضیح روشن ارائه کنند؛ بهویژه اگر آن بنگاه با حوزههای مهم اقتصادی، واردات کالاهای اساسی یا زنجیره تأمین مرتبط باشد.
یکی دیگر از نگرانیهای جدی مطرحشده درباره مدیریت وزارت جهاد کشاورزی، موضوع تخصص و تجربه مدیران ارشد و شیوه انتصابات است. وزارتخانهای با چنین اهمیت راهبردی، نیازمند مدیرانی است که شناخت عمیق و تجربه عملی در سطوح استانی و ملی بخش کشاورزی داشته باشند و مشکلات واقعی کشاورزان را از نزدیک لمس کرده باشند.
منتقدان معتقدند در برخی انتصابات، توجه کافی به تخصص، تجربه و بدنه کارشناسی وزارتخانه نشده و استفاده از افرادی خارج از مجموعه تخصصی، بدون سابقه کافی در حوزه کشاورزی، میتواند موجب فاصله گرفتن تصمیمها از واقعیتهای میدان تولید شود.
همچنین بیتوجهی به ظرفیت حدود ۸۰ هزار نیروی جهادی و متخصص در مجموعه جهاد کشاورزی، که سالها تجربه خدمت به تولید و کشاورزان را دارند، نگرانیهایی ایجاد کرده است. کنار گذاشتن سرمایه انسانی یک مجموعه تخصصی، به معنای از دست دادن تجربهای ارزشمند است که میتواند در حل مشکلات بخش کشاورزی نقش اساسی داشته باشد.
کشاورزی با تصمیمهای غیرتخصصی و مدیریت از فاصله دور اداره نمیشود. این بخش نیازمند مدیرانی است که تولید را بشناسند، دغدغه کشاورز را درک کنند و تمام توان خود را برای حفظ امنیت غذایی کشور به کار گیرند.
امروز مطالبه مردم و کشاورزان روشن است: وزارت جهاد کشاورزی باید به مأموریت اصلی خود بازگردد. تولید باید اولویت نخست باشد، کشاورز باید محور تصمیمگیری باشد، نیروهای متخصص باید مورد استفاده قرار گیرند و درباره تصمیمات مهم مدیریتی نیز شفاف و صریح به افکار عمومی پاسخ داده شود.