خبر فوری
شناسه خبر: 56249

سایه سنگین مدارک نمایشی بر مدیریت کلان کشور

رواج مدارک سفارشی در مدیریت کلان، شایسته‌سالاری را تضعیف کرده و به ناکارآمدی در تصمیم‌گیری‌های اجرایی دامن زده است.

سایه سنگین مدارک نمایشی بر مدیریت کلان کشور

در ساختار اداری و اجرایی هر کشوری، "تخصص" به عنوان ستون فقرات توسعه و پیشرفت شناخته می‌شود. با این حال، در سال‌های اخیر، شائبه‌های گسترده‌ای پیرامون اصالت مدارک تحصیلی در میان برخی از مدیران ارشد و مقامات دولتی مطرح شده است که نه تنها یک معضل فردی، بلکه نشانه‌ای از یک آسیب سیستمی است.

تبدیل‌شدن مدارک دانشگاهی به یک "کالای لوکس" برای ارتقای شغلی، چالش عمیقی را در بدنه مدیریتی کشور ایجاد کرده که خروجی آن چیزی جز ناکارآمدی در تصمیم‌گیری‌های کلان نبوده است.

 

ریشه‌های شکل‌گیری بازار مدارک سفارشی

پدیده مدارک دانشگاهی بدون پشتوانه علمی، ریشه در تقاضای کاذب برای "عناوین" دارد. وقتی سیستم گزینش، ملاک ارتقای مدیران را نه بر اساس کارنامه عملکردی، بلکه بر اساس مدارک آکادمیک (آن‌هم در سطوح ارشد و دکترا) تعیین می‌کند، طبیعی است که راه برای میان‌بُرها باز می‌شود.

ظهور دانشگاه‌هایی که با کمترین استانداردهای آموزشی اقدام به پذیرش و اعطای مدرک می‌کنند، بازاری موازی ایجاد کرده است.

این رویکرد، دانشگاه را از "محل تولید علم و تربیت متخصص" به "کارخانه صدور کارت ویزیت‌های پرزرق‌وبرق" تقلیل داده است.

در چنین فضایی، مدیرانی پرورش می‌یابند که فرآیند پژوهش، نگارش پایان‌نامه یا دفاع از یک رساله علمی را درک نمی‌کنند؛ چرا که مسیر رسیدن به صندلی قدرت برای آن‌ها نه از مسیر کتابخانه و کلاس درس، بلکه از مسیر لابی‌های پشت پرده و تسهیلات آموزشی عبور کرده است.

 

هزینه‌های سنگینِ فقدان دانش آکادمیک در تصمیم‌گیری‌ها

پیامدهای این پدیده، تنها به تقلب علمی محدود نمی‌شود؛ وقتی یک مدیر یا سیاست‌گذار، فاقد زیربنای علمی لازم برای درک مباحث تخصصی حوزه کاری خود باشد، نمی‌تواند مشاوران کارآمدی را برگزیند یا بر پروژه‌های کلان، نظارت دقیقی داشته باشد. فقدان مهارت‌های تحلیلی، منجر به تصمیماتی می‌شود که در اجرا با بن‌بست مواجه می‌گردند.

وقتی سکان هدایت سازمان‌ها به دست افرادی سپرده می‌شود که "اعتبار مدرک" را فدای "کیفیت یادگیری" کرده‌اند، نتیجه منطقی آن، اتلاف منابع ملی و بروز فجایع مدیریتی است که نمونه‌های آن را می‌توان در بسیاری از پروژه‌های ناتمام یا شکست‌خورده  مشاهده کرد.

در واقع، این مدارک جعلی، مانند سدی در برابر ورود نخبگان واقعی به چرخه مدیریتی عمل می‌کنند؛ چرا که صندلی‌های کلیدی به جای نخبگان، توسط دارندگان مدارک "سفارشی" اشغال شده است.

 

نیاز مبرم به شفافیت و بازبینی در سیستم گزینش

برای برون‌رفت از این چالش، نیازمند تغییر رویکردی بنیادی در نظام اداری هستیم. اولویت بخشیدن به "توانمندی عینی" به جای"مدرک کاغذی" باید به یک اصل نانوشته در انتصابات تبدیل شود.

۱. شفاف‌سازی و استعلام عمومی: ایجاد سامانه‌های شفاف استعلام مدارک که برای همگان قابل دسترسی باشد (مشابه تجربیات موفق جهانی)، می‌تواند فشار اجتماعی برای حفظ اصالت مدارک را افزایش دهد.

۲. بازبینی معیارهای انتصاب: سازمان‌های نظارتی باید فراتر از استعلام اصالت فیزیکی مدرک، به دنبال "راستی‌آزمایی توانمندی" باشند. مدیری که ادعای تخصص دارد، باید بتواند دانش خود را در عرصه عمل و در جلسات تخصصی به اثبات برساند.

۳. قبح‌زدایی از مدرک‌گرایی افراطی: جامعه و رسانه‌ها باید از تجلیلِ صرفِ عناوین آکادمیک بدون پشتوانه عملکردی دست بردارند. تا زمانی که جامعه برای پیشوند "دکتر" یا "مهندس" بدون داشتن تخصص احترام قائل است، بازار مدارک فروشی نیز داغ باقی خواهد ماند.

 

لزوم توقف تیشه زدن به ریشه ساختار شایسته‌سالاری

استفاده از مدارک سفارشی در سطوح بالای اجرایی، نه فقط یک تقلب علمی، که نوعی خیانت به اعتماد عمومی است.

مدیریت کشور نیازمند بازگشت به اخلاق حرفه‌ای است؛ جایی که مدرک، نه یک ابزار برای دور زدنِ قوانینِ ارتقای شغلی، بلکه گواهی بر طی کردن یک مسیر دشوار علمی و عملی باشد.

شفاف‌سازی فرآیندهای آموزشی و نظارت دقیق بر نحوه تحصیل مسئولان، اولین گام برای بازگرداندن اعتبار به نظام اداری است.

تا زمانی که این جراحی ساختاری در نظام انتصابات صورت نگیرد و "توانمندی عینی" جایگزین "عناوین کاغذی" نشود، همچنان شاهد تکرار تجربه‌های تلخ ناکارآمدی در سطوح مختلف مدیریتی خواهیم بود.

 

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای