خبر فوری
شناسه خبر: 56264

رحم جایگزین در ایران؛ مادری میان حق، فقر و قرارداد

رحم جایگزین در ایران همچنان با خلأ قانونی و چالش‌های اخلاقی و اجتماعی روبه‌روست؛ گزارشی از دیدگاه کارشناسان درباره مادری، قرارداد و حقوق زنان.

رحم جایگزین در ایران؛ مادری میان حق، فقر و قرارداد

بیش از دو دهه از انجام رحم جایگزین در ایران می‌گذرد، اما این شیوه همچنان در سایه خلأ قانونی، ابهام‌های اخلاقی و پرسش‌های اجتماعی پیش می‌رود؛ مسیری که از یک‌سو امیدی برای خانواده‌های نابارور است و از سوی دیگر، نگرانی‌هایی جدی درباره حقوق زنان، کالایی‌شدن بدن و مرز انتخاب آزاد با اجبار اقتصادی ایجاد کرده است.

 

رحم جایگزین در ایران؛ مسئله‌ای فراتر از درمان ناباروری

نشست «رحم جایگزین؛ از بارداری زیستی تا بارداری اجتماعی» با حضور جمعی از استادان و پژوهشگران حوزه‌های جامعه‌شناسی، انسان‌شناسی و پزشکی برگزار شد؛ نشستی که تلاش داشت رحم جایگزین را نه فقط به‌عنوان یک راهکار درمانی، بلکه به‌مثابه پدیده‌ای اجتماعی، فرهنگی، حقوقی و اخلاقی بررسی کند.

در این نشست که به دبیری لادن نبوی و با سخنرانی خشایار بیگی، میترا زندی و شیرین احمدنیا برگزار شد، سخنرانان تأکید کردند که بحث رحم جایگزین در ایران دیگر صرفاً یک موضوع پزشکی نیست، بلکه با مفاهیمی چون مادری، هویت، نابرابری، قدرت، قانون و بازار گره خورده است.

 

خلأ قانونی؛ مهم‌ترین چالش رحم جایگزین

با وجود آنکه بیش از ۲۰ سال از تجربه رحم جایگزین در ایران می‌گذرد، هنوز قانون جامعی برای تنظیم ابعاد مختلف این فرایند وجود ندارد. همین خلأ قانونی، ابهام‌هایی جدی درباره ثبت هویت مادر در شناسنامه، مسئولیت‌های حقوقی، ارث، محرمیت و حمایت از زن حامل ایجاد کرده است.

کارشناسان در این نشست هشدار دادند که نبود چارچوب روشن، زمینه را برای بازار غیررسمی، سوءاستفاده از زنان و پیچیده‌تر شدن اختلافات حقوقی فراهم می‌کند؛ مسئله‌ای که نشان می‌دهد سیاست‌گذاری در این حوزه دیگر قابل تعویق نیست.

 

از نگاه انسان‌شناسی؛ بدن زن فقط یک بستر زیستی نیست

لادن نبوی در ابتدای این نشست یادآور شد که برای فهم پدیده رحم جایگزین باید از قضاوت‌های شتاب‌زده فاصله گرفت و آن را در بستر فرهنگی، اجتماعی و تاریخی بررسی کرد.

او توضیح داد که در این فرایند، بدن زن تنها محل رشد جنین نیست؛ بلکه به عرصه‌ای برای طرح پرسش‌هایی درباره حق، مسئولیت، خویشاوندی، هویت و ساختار قدرت تبدیل می‌شود. به گفته او، در فناوری‌های کمک‌باروری فقط زن و جنین درگیر نیستند، بلکه پزشکان، قوانین، قراردادها، نهادهای رسمی، سرمایه، اخلاق و دولت نیز در شکل‌گیری معنای مادری نقش دارند.

 

قراردادهایی که می‌توانند به کالایی‌شدن بدن بینجامند

خشایار بیگی، دکترای انسان‌شناسی پزشکی، در بخش دیگری از این نشست تأکید کرد که رحم جایگزین را نمی‌توان صرفاً با عینک پزشکی دید. او گفت این پدیده در دل خود، ابعاد اقتصادی، سیاسی، حقوقی، فرهنگی و اخلاقی گسترده‌ای دارد.

بیگی با اشاره به تجربه برخی کشورها از جمله اوکراین و گرجستان به‌عنوان مقاصد شناخته‌شده این خدمات، توضیح داد که مشروعیت هر قرارداد زمانی قابل دفاع است که صرفاً در خدمت منافع فردی نباشد و بتواند با منفعت عمومی و کرامت انسانی نیز سازگار بماند.

به گفته او، اگر قراردادهای رحم جایگزین در بستر نابرابری‌های اجتماعی و فشارهای اقتصادی شکل بگیرند، این خطر وجود دارد که به جای کمک به حل یک مسئله درمانی، به کالایی‌شدن بدن زن و بازتولید نابرابری منجر شوند.

او همچنین با اشاره به دو فیلم ایرانی «تمشک» و «بی‌مادر» گفت این آثار به‌خوبی نشان می‌دهند که قراردادهای مبتنی بر منافع فردی، همیشه به حل مسائل انسانی و اخلاقی ختم نمی‌شوند و گاهی خود، منشأ بحران‌های تازه‌اند.

 

پزشکی چه می‌گوید؟ از انواع رحم جایگزین تا دغدغه‌های شرعی

در ادامه نشست، میترا زندی، استادتمام دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، با تکیه بر تجربه‌های بالینی و پژوهشی، ابعاد پزشکی و عملی رحم جایگزین را توضیح داد.

او ترجیح داد به‌جای تعبیر «رحم اجاره‌ای» از اصطلاح رحم جایگزین استفاده شود؛ زیرا این پدیده را نمی‌توان فقط یک رابطه مالی دانست و تجربه‌های متفاوتی در آن وجود دارد.

به گفته زندی، در تجربه مراکز درمانی از جمله پژوهشگاه رویان، رحم جایگزین معمولاً به دو شکل انجام می‌شود:

  • نوع تجاری: زن حامل در برابر دریافت هزینه، بارداری را می‌پذیرد.
  • نوع‌دوستانه: معمولاً در میان اعضای خانواده یا خویشاوندان نزدیک رخ می‌دهد و زن حامل دستمزدی دریافت نمی‌کند.

او توضیح داد که رایج‌ترین روش، انتقال جنینی است که از تخمک و اسپرم والدین متقاضی در آزمایشگاه تشکیل شده است. در برخی موارد نیز ممکن است زن متقاضی علاوه بر رحم، تخمک مناسب نداشته باشد و از تخمک زن حامل استفاده شود؛ هرچند این روش در ایران کمتر رایج است.

 

چه کسانی متقاضی رحم جایگزین هستند؟

زندی گفت بخش عمده متقاضیان رحم جایگزین در ایران زنانی هستند که به دلایل مختلف امکان بارداری موفق ندارند؛ از جمله:

  • نداشتن مادرزادی رحم
  • ابتلا به برخی بیماری‌های شدید
  • سابقه سرطان
  • مشکلات قلبی و کلیوی
  • سقط‌های مکرر
  • شرایطی که بارداری را برای مادر پرخطر می‌کند

او همچنین به دغدغه‌های شرعی خانواده‌ها اشاره کرد و گفت در برخی مراکز درمانی، مشاوره شرعی نیز بخشی از فرایند است؛ زیرا دیدگاه‌های فقهی درباره رحم جایگزین یکسان نیست و پرسش‌هایی مانند محرمیت، ارث و نسبت خانوادگی همچنان برای بسیاری از خانواده‌ها جدی است.

 

شناسنامه، دادگاه و ابهام حقوقی مادر

یکی از مهم‌ترین محورهای این نشست، مشکل ثبت هویت مادر در شناسنامه کودک بود. زندی تأکید کرد که در نبود قانون روشن، این مسئله در برخی پرونده‌ها به چالش حقوقی جدی تبدیل شده است.

او توضیح داد که در سال‌های گذشته، گاه برای حل این مشکل، راهکارهایی موقتی و غیرشفاف به کار گرفته می‌شد؛ اما همین شیوه‌ها نیز می‌توانست در صورت بروز اختلاف یا حتی اتفاق‌هایی مانند فوت زن حامل هنگام زایمان، بحران حقوقی ایجاد کند.

به گفته این استاد دانشگاه، مراجعه به دادگاه و دریافت مجوز پیش از آغاز درمان، یکی از مسیرهای موجود است؛ اما این روند نیز زمان‌بر، پیچیده و فرسایشی است و نشان می‌دهد رحم جایگزین در ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند قانون‌گذاری شفاف است.

 

ایران در مقایسه با دیگر کشورها

زندی با اشاره به تجربه کشورهای مختلف گفت رویکردها به رحم جایگزین در جهان یکسان نیست. در برخی کشورها مانند آلمان، فرانسه و ایتالیا این روش به‌طور کامل ممنوع است. در برخی دیگر مانند انگلستان و هلند فقط شکل تجاری آن ممنوع و نوع‌دوستانه مجاز است.

ایران نیز در کنار کشورهایی قرار می‌گیرد که هر دو شکل رحم جایگزین را پذیرفته‌اند، اما همچنان از نبود قانون جامع و سازوکار نظارتی روشن رنج می‌برد.

 

رحم جایگزین در تقاطع فقر، قدرت و جنسیت

بخش مهمی از این نشست به سخنان شیرین احمدنیا اختصاص داشت؛ جامعه‌شناسی که رحم جایگزین را در تقاطع قدرت، اقتصاد، جنسیت، حقوق و اخلاق بررسی کرد.

او با اشاره به مفهوم «زیست‌سیاست» توضیح داد که در جوامع جدید، قدرت فقط از طریق اجبار مستقیم اعمال نمی‌شود، بلکه از مسیر مدیریت بدن‌ها، تنظیم حیات و کنترل فرایندهای زیستی نیز عمل می‌کند. از این منظر، فناوری‌های باروری مانند رحم جایگزین فقط ابزار درمانی نیستند، بلکه بدن زنان را وارد شبکه‌ای از قانون‌گذاری، نظارت و ارزش‌گذاری اجتماعی می‌کنند.

احمدنیا یادآور شد که در جامعه ایران، فرزندآوری همچنان جایگاه مهمی در تعریف اجتماعی ازدواج و نقش زن دارد. به همین دلیل، فناوری‌های کمک‌باروری معمولاً با استقبال مواجه می‌شوند؛ اما این استقبال نباید مانع طرح این پرسش شود که سود این فناوری به چه کسانی می‌رسد و هزینه آن را چه کسانی می‌پردازند؟

 

انتخاب آزاد یا اجبار اقتصادی؟

به گفته احمدنیا، یکی از مهم‌ترین پرسش‌ها این است که آیا ورود همه زنان به فرایند رحم جایگزین حاصل یک انتخاب کاملاً آزاد است یا گاه فشارهای اقتصادی و اجتماعی در این تصمیم نقش تعیین‌کننده دارد؟

او تأکید کرد اگر زنی برای پرداخت بدهی، تأمین هزینه‌های خانواده یا عبور از فقر و بیکاری وارد این مسیر شود، نمی‌توان این تصمیم را صرفاً به‌عنوان «انتخاب فردی» تفسیر کرد. از همین‌جا، بحث رحم جایگزین به مسئله‌ای درباره عدالت اجتماعی و نابرابری تبدیل می‌شود.

این جامعه‌شناس با اشاره به دیدگاه‌های مختلف فمینیستی گفت:

  • برخی نگاه‌ها، رحم جایگزین را نمونه‌ای از سلطه بر بدن زنان و کالایی‌شدن ظرفیت تولیدمثل می‌دانند.
  • برخی دیگر بر حق انتخاب زنان، رضایت آگاهانه و حمایت قانونی تأکید دارند.
  • گروهی نیز یادآور می‌شوند که تجربه زنان یکسان نیست و طبقه اجتماعی، وضعیت اقتصادی و شرایط فرهنگی بر این تجربه اثر می‌گذارد.

 

تغییر معنای مادری در جهان جدید

احمدنیا در بخش دیگری از سخنانش به تغییر مفهوم مادری در عصر فناوری‌های نوین باروری اشاره کرد. به گفته او، در گذشته نقش مادری معمولاً در یک فرد خلاصه می‌شد؛ اما امروز ممکن است تخمک، بارداری و پرورش کودک میان افراد مختلف تقسیم شود.

این دگرگونی، پرسش‌های تازه‌ای را درباره هویت مادری، پیوند عاطفی، مسئولیت اخلاقی، تعریف خانواده و جایگاه زن پیش روی جامعه قرار داده است. به همین دلیل، بحث رحم جایگزین فقط درباره تولد یک کودک نیست، بلکه درباره بازتعریف برخی از بنیادی‌ترین مفاهیم اجتماعی نیز هست.

 

چه باید کرد؟ ضرورت قانون، حمایت و جلوگیری از بهره‌کشی

جمع‌بندی سخنان کارشناسان حاضر در این نشست نشان می‌دهد که ادامه مسیر رحم جایگزین در ایران بدون سیاست‌گذاری روشن، می‌تواند هم برای خانواده‌ها و هم برای زنان حامل، پیامدهای جدی به همراه داشته باشد.

به باور آنان، اگر قرار است این شیوه در جامعه ادامه پیدا کند، باید چند اصل به‌طور هم‌زمان مورد توجه قرار گیرد:

  • قوانین شفاف و جامع
  • حمایت حقوقی و روانی از زن حامل
  • جلوگیری از بهره‌کشی اقتصادی
  • مقابله با بازار غیررسمی و دلالی
  • دسترسی عادلانه به خدمات درمانی
  • رعایت کرامت انسانی و رضایت آگاهانه
  • توجه به سلامت روان همه افراد درگیر

 

جمع‌بندی

آنچه در این نشست برجسته شد، این بود که رحم جایگزین در ایران دیگر فقط یک راه‌حل پزشکی برای ناباروری نیست؛ بلکه به موضوعی حساس در مرز حق انتخاب زنان، حق تشکیل خانواده و خطر کالایی‌شدن بدن انسان تبدیل شده است. کارشناسان تأکید کردند که بدون قانون‌گذاری روشن و حمایت چندجانبه، این حوزه می‌تواند بیش از آنکه مسئله‌ای درمانی باشد، به منشأ تازه‌ای برای تعارض‌های اخلاقی، حقوقی و اجتماعی بدل شود.

 

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای