بحران خاموش گردهافشانهای وحشی و تهدید امنیت غذایی ایران
کاهش گردهافشانهای وحشی در ایران فقط یک مسأله محیطزیستی نیست؛ این بحران میتواند امنیت غذایی، تولید کشاورزی و تنوع زیستی را تهدید کند.
در بحث کشاورزی و تولید غذا، نام زنبور عسل معمولاً بیش از هر گردهافشان دیگری شنیده میشود؛ اما واقعیت این است که بخش مهمی از بار گردهافشانی در طبیعت و بسیاری از مزارع، بر دوش گردهافشانهای وحشی است؛ از زنبورهای انفرادی و بامبلبیها گرفته تا مگسهای سیرفیده، پروانهها و برخی سوسکها.
این گروه از حشرات غیرعسلی اگرچه کمتر دیده میشوند، اما نقش آنها در حفظ امنیت غذایی ایران و پایداری زیستبومهای کشاورزی انکارناپذیر است.
نادیده گرفتن این گونهها، فقط یک غفلت علمی یا محیطزیستی نیست؛ بلکه میتواند به کاهش عملکرد برخی محصولات، افت کیفیت میوه و دانه، تضعیف پوشش گیاهی مراتع و در نهایت افزایش امنیت نظام غذایی کشور منجر شود.
در شرایطی که ایران همزمان با تنش آبی، تخریب زیستگاهها و فشار بر منابع طبیعی روبهروست، توجه به گردهافشانهای وحشی دیگر یک موضوع فرعی نیست.
گردهافشانهای غیرعسلی چرا برای کشاورزی مهمتر از تصور ما هستند
بسیاری از محصولات زراعی، باغی و علوفهای برای تشکیل میوه، بذر یا افزایش کیفیت محصول به گردهافشانی وابستهاند.
تصور رایج این است که این وظیفه را فقط زنبورعسل انجام میدهد؛ در حالی که پژوهشهای جهانی نشان دادهاند تنوع گردهافشانهای غیرعسلی میتواند هم میزان گردهافشانی را بالا ببرد و هم پایداری آن را در شرایط مختلف اقلیمی تضمین کند.
برای نمونه، زنبورهای انفرادی در برخی محصولات باغی بسیار کارآمدتر از چیزی هستند که معمولاً در سیاستگذاری کشاورزی دیده میشود.
مگسهای سیرفیده نیز علاوه بر نقش در گردهافشانی، در چرخه کنترل طبیعی برخی آفات اثرگذارند. به بیان دیگر، حشرات غیرعسلی فقط مکمل زنبور عسل نیستند؛ بلکه بخشی از زیرساخت نامرئی تولید غذا محسوب میشوند.
تخریب زیستگاهها، سموم و تغییر اقلیم؛ سه فشار همزمان بر گردهافشانها
جمعیت گردهافشانهای وحشی در بسیاری از مناطق جهان تحت فشار است و ایران نیز از این روند مستثنی نیست. نخستین عامل، تخریب زیستگاههاست؛ حذف حاشیههای طبیعی مزارع، کاهش پوشش گیاهی بومی، یکدستسازی اراضی و تخریب مراتع باعث میشود این گونهها محل تغذیه و زادآوری خود را از دست بدهند.
عامل دوم، مصرف نامتوازن و گاه بیضابطه آفتکشهاست. بسیاری از حشرات غیرعسلی نسبت به ترکیبات شیمیایی حساساند، اما چون در کانون توجه نیستند، اثر سموم بر آنها کمتر پایش میشود.
سومین عامل نیز تغییر اقلیم است؛ جابهجایی زمان گلدهی گیاهان، خشکسالیهای پیدرپی و افزایش دما میتواند هماهنگی میان گیاه و گردهافشان را بر هم بزند.
این سه فشار وقتی با هم رخ میدهند، خطر فرسایش تدریجی تنوع زیستی کشاورزی را بالا میبرند؛ فرسایشی که شاید در کوتاهمدت دیده نشود، اما در بلندمدت بر عملکرد مزارع و پایداری تولید اثر میگذارد.
امنیت غذایی ایران بدون تنوع گردهافشانها پایدار نمیماند
وقتی از امنیت غذایی ایران سخن گفته میشود، معمولاً تمرکز بر آب، بذر، نهاده و قیمت تمامشده است؛ در حالی که گردهافشانی نیز یکی از حلقههای اصلی این زنجیره است.
کاهش گردهافشانهای وحشی میتواند به افت کمی و کیفی محصولات وابسته به گردهافشانی منجر شود و این موضوع در بخش باغبانی، دانههای روغنی، گیاهان دارویی و حتی پوشش گیاهی مراتع اهمیت دارد.
از سوی دیگر، تنوع گردهافشانها مانند یک سپر طبیعی عمل میکند. اگر یک گونه در اثر گرما، بیماری یا سموم آسیب ببیند، گونههای دیگر میتوانند بخشی از کارکرد اکوسیستم را حفظ کنند. اما وقتی تنوع از بین میرود، کل سامانه کشاورزی شکنندهتر میشود.
این همان نقطهای است که مسأله گردهافشانهای غیرعسلی از یک دغدغه زیستمحیطی به یک موضوع راهبردی برای اقتصاد کشاورزی و غذا تبدیل میشود.
از حاشیه مزارع تا سیاستگذاری ملی، مسیر حفاظت از گردهافشانها
حفاظت از گردهافشانهای وحشی الزاماً به پروژههای پیچیده و پرهزینه محدود نیست. بخشی از راهحل از مزرعه آغاز میشود: حفظ نوارهای گلدار و پوشش گیاهی بومی در حاشیه مزارع، کاهش مصرف غیرضروری سموم، زمانبندی دقیقتر سمپاشی، تنوعبخشی به کشت و پرهیز از حذف کامل زیستگاههای کوچک طبیعی.
در سطح سیاستگذاری نیز لازم است تنوع زیستی کشاورزی فقط در اسناد باقی نماند. برنامههای ترویجی، آموزش بهرهبرداران، پایش جمعیت گردهافشانها و حمایت از کشاورزی سازگار با طبیعت میتواند بخشی از این خلأ را جبران کند.
همچنین پژوهش درباره گونههای بومی ایران باید تقویت شود، زیرا هنوز شناخت عمومی و حتی تخصصی از بسیاری از حشرات غیرعسلی کشور محدود است.
نادیدهگرفتن حشرات کوچک، هزینهای بزرگ برای آینده غذا
واقعیت این است که بحران گردهافشانهای وحشی آرام، تدریجی و کمسروصدا پیش میرود؛ به همین دلیل کمتر از بحرانهای آشکارتر دیده میشود. اما اثر آن میتواند مستقیماً بر تولید، کیفیت محصولات، پایداری مراتع و تابآوری اکوسیستمهای کشاورزی ایران سایه بیندازد.
اگر قرار است درباره امنیت غذایی ایران با نگاهی بلندمدت سخن بگوییم، دیگر نمیتوان سهم گردهافشانهای غیرعسلی را به حاشیه راند. این حشرات کوچک، بخشی از بنیان نامرئی غذایی هستند که هر روز بر سفره مردم مینشیند.