رنجش، سلامت روان و اشتغال: نقش فعالیت معنادار در فرایند درمان و توانمندسازی (۲۰)
آیا رنجش مانع از عملکرد شغلی شماست؟ در این یادداشت از سلسلهمطالب «بقچه»، نقش فعالیتهای معنادار و اشتغال را در کاهش نشخوار فکری و بهبود سلامت روان بررسی میکنیم.
رنجشِ پایدار، یکی از تجربههای هیجانیِ پیچیده است که معمولاً در پیِ احساس آسیب، بیعدالتی، تحقیر، طردشدگی یا تعارضهای حلنشده شکل میگیرد. اگرچه رنجش، واکنشی طبیعی به آسیبدیدگی است، اما تداوم آن میتواند به الگویی پایدار از درگیریهای ذهنی و هیجانی تبدیل شود.
در این شرایط، فرد ممکن است رویدادِ آسیبزا را بارها در ذهن خود بازسازی کند و در چرخهای از نشخوار فکری، خشم و افکار منفی گرفتار شود. پژوهشها نشان میدهند که نشخوار فکری با کاهش بهزیستی روانشناختی در ارتباط است و میتواند فرایند بازیابی روانی و تمرکز بر فعالیتهای جاری را مختل کند.
ادامهدار شدنِ رنجش، عملکرد ذهنی و اجتماعی فرد را هم تحتالشعاع قرار میدهد. اشتغالِ ذهنی با تجربههای ناخوشایند، بخشی از منابع شناختیِ فرد را اشغال کرده و میتواند تمرکز، تصمیمگیری، حل مسئله و تنظیم هیجانات را دشوار سازد. در محیط کار، این وضعیت ممکن است به افزایش حساسیت نسبت به رفتار دیگران، کاهش اعتماد، دشواری در همکاری و کاهش احساس اثربخشی منجر شود.
در نهایت، رنجشی که حلنشده باقی میماند، بهویژه وقتی با نشخوار فکری و فشار روانی همراه شود، میتواند بهطور غیرمستقیم کیفیت مشارکت و عملکرد شغلی فرد را تحت تأثیر قرار دهد. با این وجود، اشتغال و مشارکت در فعالیتهای مولد و معنادار میتواند نقش حمایتی مهمی در فرایند بهبود سلامت روان ایفا کند.
کار، صرفاً ابزاری برای کسب درآمد نیست؛ بلکه در صورت برخورداری از شرایط مناسب و حمایتگرانه، میتواند ساختار زمانی، هویت حرفهای، ارتباطات اجتماعی، احساس مسئولیت و تجربه شایستگی را در فرد تقویت کند. مرور نظاممند شواهد پژوهشی نشان میدهد که اشتغال در شرایط کاری مطلوب، برای بهزیستی روانی سودمند بوده و در مسیر بازیابی سلامت روان نقش مؤثری دارد.
از نگاه درمان و توانبخشی، پیوند دادن مداخلات روانشناختی با بازگشتِ تدریجی به فعالیتهای اجتماعی و شغلی، اهمیت ویژهای دارد. مرورهای نظاممند در حوزه مداخلات حرفهای نشان میدهند که حمایتهای شغلی و مداخلاتِ کارمحور، به افزایش احتمال اشتغالِ افرادِ دارای مشکلاتِ خفیف تا متوسطِ سلامت روان کمک شایانی میکند.
بنابراین، مدیریتِ رنجش بهمعنای انکارِ آسیب یا تأیید رفتار نادرستِ دیگران نیست؛ بلکه شامل پردازش تجربه، کاهش نشخوار فکری، تنظیم هیجان و جلوگیری از تسلطِ پایدارِ خاطراتِ آسیبزا بر زندگی فرد است. شواهدِ فراتحلیلی نیز نشان میدهند که مداخلات مبتنی بر پردازش آسیب و بخشش، میتوانند با کاهش خشم، خصومت، استرس و پریشانیهای روانشناختی همراه باشند.
در مجموع، رابطه میان رنجش، سلامت روان و اشتغال را میتوان رابطهای پویا و دوسویه دانست. رنجشِ حلنشده میتواند توان ذهنی و عملکرد اجتماعی فرد را تضعیف کند، در حالی که درمان مناسب و مشارکت در فعالیتهای مولد و معنادار، به بازسازی خودکارآمدی، احساس توانمندی و حرکتِ تدریجیِ فرد به سوی یک زندگی فعال و مستقل کمک خواهد کرد.
نویسنده: سعیده زینلی
کانال کارآفرین اجتماعی:
بله:
تلگرام:
https://t.me/+eSCDpVtJAeRiNWVk
پیج اینستاگرام:
انجمن واتساپ:
https://chat.whatsapp.com/FIzxoR5rvH73y73i6bN1q0
آدرس سایت:
لینکدین:
آفرین “هنر و رسانه”