خبر فوری
شناسه خبر: 57062

تسخیر «جهاد استقلال» توسط تیم وارداتی؛ انتصاباتی با طعم اختلاس

بررسی شائبه حضور زنجیره‌ای نیروهای وارداتی صندوق بازنشستگی در مؤسسه جهاد استقلال، چرایی نادیده‌گرفتن نیروهای متخصص بدنه و لزوم ورود نهادهای نظارتی.

تسخیر «جهاد استقلال» توسط تیم وارداتی؛ انتصاباتی با طعم اختلاس

ارتباط نیروهای وارداتی از صندوق بازنشستگی کشوری با مدیران دارای محکومیت اختلاس در مؤسسه جهاد استقلال؛ چه کسی این حلقه پرابهام را به قلب امنیت غذایی کشور رسانده است؟ این دیگر یک انتصاب نیست؛ پرسش درباره یک تیم سازمان‌یافته است

آنچه در مؤسسه جهاد استقلال و شرکت‌های تابعه آن در حال شکل‌گیری است، دیگر با عنوان چند انتصاب معمولی قابل توضیح نیست. ورود پی‌درپی مدیران و اعضای هیئت‌مدیره از صندوق بازنشستگی کشوری، در حالی که برخی از آنان سابقه همکاری و شناخت قبلی دارند، این پرسش جدی را ایجاد کرده است که آیا با انتخاب‌های مستقل مدیریتی روبه‌رو هستیم یا با انتقال یک تیم منسجم، هماهنگ و سازمان‌یافته برای در اختیار گرفتن تدریجی این مؤسسه و شرکت‌های تابعه آن؟

اگر این افراد بر اساس شایستگی، تخصص و نیاز واقعی مجموعه انتخاب شده‌اند، باید معیارهای انتخاب آنان به‌صورت شفاف اعلام شود. اما استقرار زنجیره‌ای نیروهایی با مبدأ مدیریتی مشترک و سابقه همکاری قبلی در بخش‌های مختلف یک مجموعه اقتصادی، نمی‌تواند بدون بررسی دقیق روابط مدیریتی، سوابق مالی و قضایی، میزان تخصص و فرآیند انتصاب‌ها نادیده گرفته شود. مسئله اصلی این است که آیا این افراد به‌صورت جداگانه و بر اساس صلاحیت‌های مستقل منصوب شده‌اند یا یک تیم از پیش شکل‌گرفته، به‌صورت مرحله‌ای وارد مؤسسه جهاد استقلال و شرکت‌های تابعه شده است؟

 

چرا در دوره نوری قزلجه از نیروهای جهادی، توانمند، باتجربه و پاکدست استفاده نشده است؟

پرسش بسیار جدی این است که چرا با وجود نیروهای جهادگر، توانمند، باتجربه، متخصص و پاکدست در بدنه وزارت جهاد کشاورزی، در دوره نوری قزلجه از این ظرفیت عظیم برای مدیریت مؤسسه جهاد استقلال و شرکت‌های تابعه استفاده نشده است؟ چرا نیروهایی که سال‌ها در حوزه کشاورزی، تولید، بازرگانی، نهاده‌ها، شرکت‌های دولتی، زنجیره تأمین و امنیت غذایی کشور تجربه اندوخته‌اند، اساساً در مناصب این مجموعه اقتصادی و مرتبط با سفره مردم به کار گرفته نشده‌اند؟

چرا به‌جای نیروهای جهادی، متخصص، متعهد و پاکدست، افرادی وارد این مجموعه شده‌اند که از یک مبدأ مدیریتی مشخص آمده‌اند، سابقه همکاری و شناخت قبلی دارند و به‌صورت زنجیره‌ای در جایگاه‌های مختلف مستقر می‌شوند؟ در بدنه وزارت جهاد کشاورزی نیروهایی حضور دارند که سال‌ها در میدان تولید، تجارت کشاورزی، تأمین نهاده‌ها و مدیریت زنجیره غذایی کشور فعالیت کرده‌اند. این افراد با مسائل واقعی کشاورزان، تولیدکنندگان، دامداران، واردکنندگان، صادرکنندگان و مصرف‌کنندگان آشنا هستند و بسیاری از آنان سابقه روشن کارشناسی و مدیریتی دارند.

با وجود چنین ظرفیت گسترده‌ای، چرا در دوره نوری قزلجه، از این نیروها برای مدیریت مؤسسه جهاد استقلال و شرکت‌های تابعه استفاده نشده و به‌جای آنان، نیروهای وارداتی و سازمان‌یافته‌ای به کار گرفته شده‌اند که ارتباط آنان با حوزه تخصصی کشاورزی و امنیت غذایی نیازمند توضیح است؟

 

آیا در دوره نوری قزلجه، تخصص واقعی در حوزه کشاورزی و تجارت کشاورزی دیگر معیار اصلی انتصاب‌ها نیست؟

آیا صرفاً سابقه مدیریت در یک صندوق یا مجموعه عمومی، بدون برخورداری از تجربه مستقیم در حوزه کشاورزی، برای تصدی مسئولیت در مؤسسه جهاد استقلال کافی تلقی می‌شود؟ چه کسی پاسخگوی استفاده نکردن از نیروهای جهادی، توانمند، باتجربه و پاکدست این بخش است؟

 

آیا یک تیم وارداتی در حال در اختیار گرفتن مؤسسه است؟

پرسش اصلی این است که آیا ورود این نیروها روندی عادی و پراکنده است یا بخشی از یک چینش سازمان‌یافته برای در اختیار گرفتن مراکز تصمیم‌گیری، شرکت‌های تابعه، منابع و ظرفیت‌های اقتصادی مؤسسه جهاد استقلال؟ این مجموعه تنها یک ساختار اداری نیست؛ بلکه دارای شرکت‌ها، دارایی‌ها، قراردادها و ظرفیت‌های اقتصادی متعددی است که با حوزه کشاورزی، تجارت و امنیت غذایی کشور ارتباط دارد.

بنابراین، تمرکز تدریجی جایگاه‌های مدیریتی در دست افرادی با سابقه همکاری قبلی، می‌تواند زمینه شکل‌گیری یک حلقه بسته مدیریتی را فراهم کند؛ حلقه‌ای که دامنه نفوذ آن از چند انتصاب فراتر رفته و به مدیریت منابع، قراردادها، شرکت‌های تابعه و تصمیم‌های اقتصادی برسد. آیا هدف از این چینش، مدیریت مؤسسه است یا در اختیار گرفتن تدریجی ساختار، منابع و شرکت‌های تابعه آن؟ چه کسی این افراد را کنار یکدیگر قرار داده است؟ چه کسی آنان را معرفی کرده است؟ چه کسی مسیر ورود آنان را به این مجموعه فراهم کرده است؟ چه کسی صلاحیت آنان را بررسی و تأیید کرده است؟

دستگاه‌های نظارتی باید بررسی کنند که آیا میان این انتصاب‌ها ارتباطی سازمان‌یافته وجود دارد یا خیر. اگر این افراد به‌صورت مستقل و بر اساس شایستگی انتخاب شده‌اند، باید اسناد و معیارهای انتخاب آنان منتشر شود. اما اگر یک تیم مشخص، با سابقه همکاری قبلی، به‌صورت زنجیره‌ای در بخش‌های مختلف مؤسسه و شرکت‌های تابعه مستقر شده است، این موضوع دیگر یک جابه‌جایی ساده مدیریتی نیست؛ بلکه مسئله‌ای جدی درباره تمرکز قدرت و منابع عمومی است.

 

سابقه همکاری‌های قبلی؛ حلقه‌ای که نمی‌توان نادیده گرفت

در بررسی این انتصاب‌ها، نباید صرفاً به عنوان و رزومه افراد توجه کرد. باید مشخص شود آنان پیش از ورود به مؤسسه جهاد استقلال کجا با یکدیگر همکاری داشته‌اند، چه ارتباط مدیریتی میانشان وجود داشته و آیا انتقال آنان به این مجموعه به‌صورت فردی انجام شده یا در قالب یک تیم هماهنگ و از پیش شکل‌گرفته.

تفاوت روشنی میان انتصاب چند مدیر مستقل بر اساس فرآیندهای شفاف و انتقال زنجیره‌ای افرادی وجود دارد که پیش‌تر در یک مجموعه کنار هم بوده‌اند و اکنون نیز در بخش‌های مختلف مجموعه‌ای دیگر مستقر شده‌اند. همین سابقه مشترک است که مفهوم «تیم وارداتی» را به یک مسئله جدی مدیریتی و نظارتی تبدیل می‌کند. اگر این افراد صرفاً به دلیل تخصص و شایستگی انتخاب شده‌اند، باید روشن شود چرا بخش قابل توجهی از آنان از یک مبدأ مدیریتی مشخص آمده‌اند و چرا نیروهای متخصص داخل بدنه جهاد کشاورزی در این فرآیند به کار گرفته نشده‌اند.

 

آیا این افراد به‌صورت مستقل انتخاب شده‌اند یا یک تیم سازمان‌یافته برای در اختیار گرفتن مؤسسه و شرکت‌های تابعه وارد شده است؟

وقتی پای سوابق قضایی و محکومیت‌های اقتصادی به میان می‌آید، موضوع زمانی حساس‌تر می‌شود که در سوابق برخی افراد مرتبط با این زنجیره، پرونده‌های قضایی اقتصادی مطرح باشد. در دادنامه شماره ۱۴۰۳۶۸۳۹۰۰۲۰۲۷۷۰۵۷ مورخ ۱۴۰۳/۱۲/۱۸ صادره از شعبه ۱۰۶۳ دادگاه کیفری دو مجتمع قضایی ویژه رسیدگی به جرائم اقتصادی تهران، درباره مسعود نمازی شندی، مدیرعامل سابق شرکت بازرگانی صندوق بازنشستگی کشوری، در ارتباط با اتهام اختلاس حکم صادر شده و مجازات‌هایی از جمله پنج سال حبس و انفصال دائم از خدمات دولتی در رأی آمده است.

درباره محمد شهبازعلیزاده، مدیر بازرگانی سابق همان شرکت، نیز در همان پرونده درباره چند فقره اختلاس حکم صادر شده و مجازات‌هایی از جمله پنج سال حبس و انفصال دائم از خدمات دولتی در رأی درج شده است. وجود چنین آرایی، ضرورت بررسی دقیق سوابق و صلاحیت افراد پیش از انتصاب را دوچندان می‌کند. باید روشن شود این سوابق چگونه بررسی شده، نتیجه آن در اختیار چه مقام یا نهادی قرار گرفته و مبنای ادامه فعالیت مدیریتی افراد چه بوده است. نمی‌توان سوابق قضایی و مالی افراد را نادیده گرفت و صرفاً با تکیه بر عنوان‌های مدیریتی گذشته، آنان را در جایگاه‌های جدید قرار داد.

مسئولیت انتصاب، پیش از هر چیز، مسئولیت بررسی صلاحیت، سلامت مدیریتی و تعارض منافع افراد است. اگر فردی دارای سابقه قضایی یا محکومیت اقتصادی بوده است، چه کسی مسئولیت بررسی و تأیید صلاحیت او را بر عهده داشته است؟ آیا پیش از انتصاب، سوابق افراد به‌صورت کامل بررسی شده یا روابط مدیریتی و اعتمادهای قبلی جایگزین بررسی مستقل صلاحیت‌ها شده است؟

 

چرا صرفاً از نیروهای وارداتی و سازمان‌یافته استفاده می‌شود؟

مسئله فقط ورود چند مدیر از یک مجموعه دیگر نیست؛ مسئله، تداوم و الگوی این ورودهاست. وقتی مدیران و اعضای هیئت‌مدیره از یک مبدأ مشخص، با سابقه شناخت و همکاری قبلی، به‌صورت پی‌درپی وارد مؤسسه جهاد استقلال و شرکت‌های تابعه می‌شوند، این پرسش مطرح می‌شود که آیا سیاستی مشخص برای جایگزین کردن نیروهای داخلی با یک تیم وارداتی وجود دارد یا خیر.

اگر انتخاب‌ها مستقل بوده‌اند، چرا سهم نیروهای متخصص و باسابقه وزارت جهاد کشاورزی تا این اندازه کم‌رنگ است؟ اگر معیار، شایستگی بوده است، چرا رزومه نیروهای وارداتی و نیروهای به‌کارگرفته‌نشده به‌صورت شفاف مقایسه نمی‌شود؟ اگر معیار، تخصص بوده است، چرا سوابق مستقیم این افراد در حوزه کشاورزی، تجارت کشاورزی، نهاده‌ها و امنیت غذایی اعلام نمی‌شود؟ اگر معیار، اعتماد مدیریتی بوده است، این اعتماد بر چه مبنایی شکل گرفته و آیا سابقه همکاری قبلی جایگزین بررسی مستقل صلاحیت‌ها شده است؟

این پرسش‌ها باید به‌صورت رسمی پاسخ داده شود. نمی‌توان نیروهای متخصص، جهادی و پاکدست داخل بدنه را به کار نگرفت و در مقابل، یک تیم وارداتی را بدون توضیح روشن درباره تخصص، سوابق و ارتباطات مدیریتی آنان در جایگاه‌های حساس مستقر کرد. چرا چنین تیمی باید به قلب مجموعه مرتبط با امنیت غذایی وارد شود؟

مؤسسه جهاد استقلال با حوزه‌هایی مرتبط است که بر کشاورزی، تجارت، نهاده‌ها، زنجیره تأمین و سفره مردم اثر می‌گذارد. با این حال، به‌جای استفاده از نیروهای متخصص و باسابقه بدنه وزارت جهاد کشاورزی، شاهد ورود پی‌درپی مدیرانی از مجموعه‌ای دیگر هستیم. این روند، اگر بدون بررسی و شفافیت ادامه پیدا کند، می‌تواند فاصله میان مدیریت مؤسسه و بدنه تخصصی کشاورزی را افزایش دهد. مدیری که با مسائل تولید، تجارت کشاورزی، نهاده‌ها و امنیت غذایی آشنایی مستقیم ندارد، چگونه می‌تواند درباره منابع و شرکت‌هایی تصمیم بگیرد که مستقیماً با این حوزه‌ها ارتباط دارند؟

چرا باید مدیریت مجموعه‌ای مرتبط با سفره مردم به افرادی سپرده شود که تخصص و تجربه مستقیم آنان در حوزه کشاورزی برای افکار عمومی روشن نیست؟ چرا از نیروهای جهادی و متخصصی که سال‌ها در این حوزه فعالیت کرده‌اند، برای این مناصب استفاده نشده است؟ آیا این روند، بخشی از یک برنامه سازمان‌یافته برای جایگزینی نیروهای داخلی با یک تیم وارداتی نیست؟

 

آیا این چینش برای بلعیدن مؤسسه و شرکت‌های تابعه طراحی شده است؟

ان‌شاءالله هدف از این چینش، بلعیدن منابع مؤسسه، در اختیار گرفتن شرکت‌های تابعه، ایجاد حیاط خلوت مدیریتی یا تکرار تخلفات گذشته نیست؛ اما رفع این شائبه تنها با شفاف‌سازی کامل ممکن است. وقتی یک تیم دارای سابقه همکاری قبلی، به‌صورت زنجیره‌ای در بخش‌های مختلف یک مجموعه اقتصادی مستقر می‌شود و هم‌زمان از نیروهای متخصص، جهادی، پاکدست و توانمند داخل بدنه استفاده نمی‌شود، این نگرانی شکل می‌گیرد که هدف فقط مدیریت مؤسسه نباشد؛ بلکه در اختیار گرفتن تدریجی ساختار، منابع، شرکت‌ها و مراکز تصمیم‌گیری آن باشد.

آیا این تیم برای خدمت وارد شده است یا برای در اختیار گرفتن مؤسسه و شرکت‌های تابعه؟ آیا هدف، مدیریت شفاف و تخصصی است یا تشکیل یک حیاط خلوت مدیریتی؟ آیا این انتصاب‌ها برای تقویت مؤسسه انجام شده یا برای تمرکز قدرت و منابع در دست یک حلقه محدود؟

سوابق افراد، معیار انتخاب مدیران، روابط مدیریتی قبلی، فرآیند بررسی صلاحیت و کارنامه عملکرد آنان باید برای نهادهای نظارتی و افکار عمومی روشن شود. اگر انتصاب‌ها قانونی و کارشناسی بوده‌اند، انتشار مستندات می‌تواند به ابهامات پایان دهد. اما اگر مشخص شود که یک تیم وارداتی و سازمان‌یافته، بدون برخورداری از تخصص کافی در حوزه کشاورزی و بدون استفاده از نیروهای داخلی، در حال تصاحب جایگاه‌های مدیریتی مؤسسه و شرکت‌های تابعه است، موضوع دیگر یک اختلاف سلیقه مدیریتی نیست؛ بلکه مسئله‌ای جدی درباره حکمرانی منابع عمومی، سلامت اداری و امنیت غذایی کشور خواهد بود.

 

چرا مجلس شورای اسلامی به این فساد اداری و هجوم نیروهای وارداتی ورود نمی‌کند؟

پرسش مهم دیگر این است که چرا مجلس شورای اسلامی در برابر این حجم از ابهام، انتصاب‌های زنجیره‌ای و هجوم نیروهای وارداتی به یک مجموعه اقتصادی مرتبط با سفره مردم سکوت کرده است؟ چرا کمیسیون‌های تخصصی مجلس، به‌ویژه کمیسیون کشاورزی، کمیسیون اصل نود و کمیسیون اجتماعی، درباره نحوه انتصاب مدیران و اعضای هیئت‌مدیره مؤسسه جهاد استقلال و شرکت‌های تابعه از مسئولان مربوطه توضیح نمی‌خواهند؟

چرا مجلس درباره استفاده نکردن از نیروهای جهادی، متخصص، باتجربه و پاکدست بدنه وزارت جهاد کشاورزی و جایگزینی آنان با نیروهای وارداتی و سازمان‌یافته تحقیق و تفحص نمی‌کند؟ چرا درباره سوابق مدیریتی، مالی و قضایی برخی افراد و نحوه ورود آنان به این مجموعه اقتصادی، سؤال، تذکر یا تحقیق رسمی انجام نمی‌شود؟

مجلس شورای اسلامی نمی‌تواند نسبت به آنچه شائبه فساد اداری، انتصاب‌های رابطه‌محور و هجوم سازمان‌یافته نیروهای وارداتی به مجموعه‌های اقتصادی مرتبط با امنیت غذایی کشور را ایجاد کرده است، بی‌تفاوت بماند. نمایندگان مردم باید روشن کنند که آیا این انتصاب‌ها بر اساس قانون، تخصص و شایستگی انجام شده یا بر مبنای روابط مدیریتی، گعده‌های سازمانی و اعتمادهای قبلی.

اگر مجلس در برابر چنین روندی ورود نکند، چه نهادی باید از حقوق مردم، منابع عمومی و سلامت مدیریت مجموعه‌های مرتبط با سفره مردم دفاع کند؟ چرا باید از نیروهای متخصص و پاکدست استفاده نشود، اما افرادی با سابقه همکاری مشترک و مبدأ مدیریتی واحد، به‌صورت زنجیره‌ای در جایگاه‌های حساس قرار گیرند؟ این موضوع نیازمند سؤال از وزیر، احضار مسئولان، بررسی اسناد انتصاب‌ها و در صورت لزوم تحقیق و تفحص است. سکوت در برابر چنین روندی، می‌تواند این شائبه را ایجاد کند که برخی جریان‌ها از پاسخگویی و نظارت عمومی مصون هستند.

 

ان‌شاءالله هدف، بلعیدن مؤسسه و شرکت‌های تابعه نیست

ان‌شاءالله هدف از این چینش، بلعیدن منابع مؤسسه، در اختیار گرفتن شرکت‌های تابعه، ایجاد حیاط خلوت مدیریتی یا تکرار تخلفات گذشته نیست؛ اما رفع این شائبه تنها با شفاف‌سازی ممکن است. سوابق افراد، معیار انتخاب مدیران، روابط مدیریتی قبلی، فرآیند بررسی صلاحیت و کارنامه عملکرد آنان باید برای نهادهای نظارتی، مجلس شورای اسلامی و افکار عمومی روشن شود. همچنین باید توضیح داده شود چرا از نیروهای جهادی، پاکدست، توانمند و متخصص بدنه وزارت جهاد کشاورزی استفاده نشده و چرا به‌جای آنان، نیروهای وارداتی و دارای سابقه همکاری مشترک در جایگاه‌های مختلف قرار گرفته‌اند.

اگر این افراد برای خدمت آمده‌اند، باید برنامه و کارنامه خود را ارائه کنند. اگر برای مدیریت منابع عمومی منصوب شده‌اند، باید درباره تخصص، سوابق و صلاحیت خود پاسخگو باشند. و اگر هیچ برنامه‌ای برای تمرکز قدرت و منابع در دست یک حلقه محدود وجود ندارد، دستگاه‌های مسئول باید با شفاف‌سازی کامل این شائبه را برطرف کنند.

 

چه کسی این تیم را معرفی کرد و مسئولیت آن را می‌پذیرد؟

مسئولیت این چینش باید روشن باشد. چه کسی افراد را معرفی کرده، چه کسی آنان را کنار هم قرار داده، چه کسی سوابقشان را بررسی و صلاحیتشان را تأیید کرده و چه کسی بر عملکردشان نظارت دارد؟ همچنین باید مشخص شود چه کسی تصمیم گرفته است از نیروهای متخصص، جهادی، پاکدست و توانمند داخل بدنه جهاد کشاورزی استفاده نشود و به‌جای آنان از نیروهای وارداتی و سازمان‌یافته استفاده شود.

نمی‌توان مجموعه‌ای از تصمیم‌های مدیریتی گرفت و پس از بروز پیامدها، مسئولیت را میان چند دستگاه و چند امضا تقسیم کرد. هر انتصاب مسئول دارد و هر تصمیمی که بر منابع عمومی اثر می‌گذارد، باید پاسخگو داشته باشد. اگر این تیم بر اساس تصمیمی واحد و هماهنگ وارد مؤسسه شده است، مسئول آن تصمیم باید معرفی شود. اگر انتصاب‌ها مستقل بوده‌اند، اسناد و فرآیندهای مستقل هر انتصاب باید منتشر شود. و اگر سوابق افراد پیش از انتصاب بررسی نشده است، باید مشخص شود چه کسی در انجام وظیفه نظارتی خود کوتاهی کرده است.

 

این مؤسسه ملک شخصی هیچ حلقه‌ای نیست

مؤسسه جهاد استقلال و شرکت‌های تابعه آن ملک شخصی هیچ مدیر یا تیمی نیستند. این مجموعه‌ها باید بر اساس تخصص، شایستگی، سلامت مدیریتی و پاسخگویی اداره شوند، نه بر مبنای روابط قبلی، گعده‌های مدیریتی و حلقه‌های بسته. نیروهای جهادی، پاکدست، توانمند و متخصصی که سال‌ها در بدنه وزارت جهاد کشاورزی فعالیت کرده‌اند، نباید به دلیل نداشتن ارتباط با یک حلقه مدیریتی خاص از این مناصب بی‌بهره بمانند.

اگر این تیم برای خدمت آمده است، باید برنامه و کارنامه‌اش را ارائه کند؛ اگر بر اساس تخصص انتخاب شده، سوابق مرتبط آن باید روشن باشد؛ و اگر عملکردش قابل دفاع است، نتایج آن در اختیار افکار عمومی قرار گیرد. در مقابل، اگر از نیروهای داخلی استفاده نشده و یک تیم وارداتی با سابقه همکاری قبلی در حال در اختیار گرفتن جایگاه‌های مختلف است، باید درباره چرایی این روند و پیامدهای آن برای مؤسسه و شرکت‌های تابعه توضیح داده شود.

 

سؤال نهایی؛ آیا یک تیم برای در اختیار گرفتن این مجموعه وارد شده است؟

سؤال اصلی این است که آیا یک تیم مدیریتی دارای سابقه همکاری و ارتباطات قبلی، به‌صورت سازمان‌یافته وارد مؤسسه جهاد استقلال و شرکت‌های تابعه شده است یا خیر. چرا در دوره نوری قزلجه، با وجود نیروهای جهادی، توانمند، باتجربه، متخصص و پاکدست، از این نیروها در مناصب مؤسسه جهاد استقلال و شرکت‌های تابعه استفاده نشده است؟ چرا به‌جای آنان، نیروهای وارداتی و سازمان‌یافته‌ای به کار گرفته شده‌اند که برخی از آنان سابقه همکاری و شناخت قبلی دارند؟

چرا مجلس شورای اسلامی به این شائبه فساد اداری و هجوم نیروهای وارداتی ورود نمی‌کند؟ چرا کمیسیون‌های تخصصی مجلس درباره این انتصاب‌ها، سوابق افراد، نحوه ورود آنان و استفاده نکردن از نیروهای متخصص داخلی توضیح نمی‌خواهند؟ چه کسی این تیم را معرفی کرده است؟ چه کسی مسیر ورود آنان را به مؤسسه و شرکت‌های تابعه فراهم کرده است؟ چه کسی سوابق و صلاحیت آنان را بررسی کرده است؟ و چه کسی تضمین می‌کند که این چینش در نهایت به تمرکز قدرت، منابع و شرکت‌های تابعه در دست یک حلقه محدود منجر نخواهد شد؟

این موضوع باید پیش از آنکه به بحران مدیریتی و اقتصادی تبدیل شود، بررسی شود. مؤسسه جهاد استقلال جای آزمون‌وخطا، سهم‌خواهی و تشکیل حلقه‌های بسته نیست؛ این مجموعه باید در اختیار متخصص‌ترین، سالم‌ترین، جهادی‌ترین و پاسخگوترین نیروها باشد، نه تیمی وارداتی که بدون توضیح روشن درباره سوابق، روابط و معیار انتخاب خود، در حال استقرار در بخش‌های مختلف آن است.

مردم حق دارند بدانند چه کسانی بر مجموعه‌های مرتبط با سفره آنان مدیریت می‌کنند، چه کسی این افراد را منصوب کرده و چرا از نیروهای جهادی، متخصص، باتجربه و پاکدست استفاده نشده است. مجلس شورای اسلامی، دستگاه‌های نظارتی و وزارت جهاد کشاورزی باید پاسخ دهند: آیا این انتصاب‌ها برای خدمت به مردم انجام شده یا برای در اختیار گرفتن مؤسسه و شرکت‌های تابعه توسط یک تیم وارداتی و سازمان‌یافته؟

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای