امان از بخشی‌نگری

0
مزرعه سبز: برخی اختلاف نظرات کارشناسی در خصوص واحد برنامه ریزی مناسب (اکوسیستم، رویشگاه، حوضه آبخیز یا حوضه آبریز، سامان عرفی، قلمرو عشایر، دشت، رخساره ژئومرفولوژی، تقسیمات سیاسی، landscape یا و…) پيشرفت و گسترش علوم سبب شده كه در زمينه آموزشی و عملی، علوم به بخشها و گرايش هاي مختلف تقسيم شوند و طبيعي است كه يك نفر نمي تواند در همه علوم تخصص داشته باشد. بعنوان مثال: رشته های زمين شناسي، ژئومرفولوژي، خاكشناسي، فرسايش و رسوب (آبي و بادي)، جنگل، مرتع، بيابان، آبخيزداري، اقتصادي و اجتماعي، هواشناسي، هيدرولوژي و منابع آب، شيلات، محيط زيست، مديريت منابع طبيعي و… .
در علوم و تخصص‌هاي مختلف، روش‌هایي جهت مطالعه، ابداع شده است و صاحب نظران جهت سهولت مطالعه، برنامه ريزي و طراحي، سعي نموده اند كه با نگرش سيستمي، واحدهاي همگن و ساده شده اي را بعنوان واحد كاري خويش انتخاب نمايند بعنوان مثال:
• در زمينه آبخيزداري و حفاظت آب و خاك، حوزه آبخيز واحد مطالعاتی و برنامه ریزی است.
• در مديريت منابع آب و سدسازي توجه به حوضه آبريز مي شود (كه در واقع همان حوضه آبخيز است).
• در علوم منابع طبيعي (جنگل و مرتع)، رويشگاه، واحد مطالعاتي و برنامه ريزي است.
• در زمينه بهره برداري از منابع طبيعي، سامان عرفي ملاك عمل است.
• سازمان امور عشایری، زیست بوم (قلمرو عشایری در قشلاق، میان بند و ییلاق) و یا کانون توسعه را واحد کاری خویش می داند.
• سازمان حفاظت محيط زيست، بر اساس سياست‌هاي اجرایي خويش، مناطق را به پارك ملي، منطقه حفاظت شده، پناهگاه حيات وحش، ذخيره گاه زيست كره، منطقه شكار ممنوع، تالاب، اثر طبيعي‌ـ ملي و… تقسيم‌بندي نموده است.
• بعضي از متخصصين محيط زيست به واحد مطالعاتی و برنامه ریزی اكوسيستم، قائل هستند (بعنوان مثال، اكوسيستم هاي كوهستاني، دريائي، جنگلي، تالابي، ساحلي، كويري، بياباني و…).
• IUCN (اتحاديه بين المللي حفاظت از طبيعت) قائل به دامنه (Landscape) یا “سیمای سرزمین” است كه يك دامنه ميتواند بخشي از يك حوزه آبخيز بزرگ باشد و در عین حال، در داخل خود چندين زيرحوزه فرعي داشته باشد مثل دامنه شمالي و جنوبي رشته كوه البرز كه از نظر اكولوژيكي بسيار متفاوت هستند و هركدام داراي دره هاي شمالي- جنوبي يا جنوبي – شمالي متعدد بوده و حوزه هاي آبخيز بزرگ و كوچك متفاوتی دارند و یا این که یک حوضه آبخیز می‌تواند چندین دامنه داشته باشد.
• موسسه پژوهش‌هاي برنامه ريزي و اقتصاد كشاورزي به دنبال مطالعات و ساماندهي دشت‌ها (اراضي كشاورزي) بود.
• وزارت نيرو از نظر مديريت آب‌هاي زيرزميني، كشور را به 610 واحد مطالعاتی (دشت) تقسيم بندي و از نظر بهره‌برداري، آنها را به كلاس‌هاي آزاد، ممنوع، ممنوعه بحراني، تقسيم بندي نموده است.
• در مطالعات مديريت مناطق بياباني، رخساره هاي ژئومرفولوژيكي بياباني مدنظر است.
• و … .
در مطالعات ژئومرفولوژيكي نيز روش‌هاي مختلفي ابداع شده است نظير رخساره‌هاي ژئومرفولوژيكي آقاي دكتر احمدي، واحدهاي TMU (Terrain Mapping Unit) توسط موسسه ITC هلند، واحدهاي شكل زمين آقاي دكتر مخدوم، Land System استراليائي ها، روش ارزیابی منابع و قابلیت اراضی FAO و …. هرچند كه واحدهاي فوق الذكر ماهيتاً داراي شباهت‌هایي هستند و متناسب با هدف مطالعه، مي‌توانند مورد استفاده قرار گيرند؛ ولي عده‌اي با دامن زدن به اين مسائل فني – تخصصي و تاكيد نمودن (تعصب داشتن) بر لزوم ملاك عمل قرار گرفتن واحد برنامه ريزي مورد نظر خودشان، مانع از تحقق مديريت جامع مي‌شوند.
به نظر مي‌رسد يكي از موانع جدي در تحقق مديريت جامع در حوزه وظايف سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخيزداري كشور (از 8 سال گذشته كه تجميع بخش‌های منابع طبیعی و آبخیزداری صورت گرفته است) اختلاف نظر در مورد واحد کاری مناسب است: رويشگاه در مقابل حوضه آبخيز و یا سامان عرفي در مقابل حوضه آبخيز است.
نكته جالب توجه آن است كه در بسياري از موارد، مرز و محدوده اين سه محدوده، با هم تطابق دارد. در ایران، امتداد رشته كوه البرز از شمال غربي به شمال شرقي و رشته كوه زاگرس از شمال غربي به سمت جنوبي شرقي، سبب ايجاد تنوع اقليمي و به تبع آن تنوع رويشگاهي گشته است كه خط الراس اين رشته كوه‌ها، همان مرز تقسيم کلان حوضه‌هاي آبخيز است. از آنجایی که، گذشتگان ما، اکثراً، با استفاده از همين تقسيمات طبيعي يال و دره (خط الراس و خط القعر در حوضه های آبخیز)، محدوده اراضي تحت بهره برداري خويش (سامان عرفي) را تعيين مي نمودند؛ لذا انطباق اين دو نيز به راحتي ميسر است.
از طرف ديگر با وجود نقشه‌هاي مرز و محدوده رويشگاه، حوضه آبخيز و سامان عرفي و استفاده از قابليت سيستم‌هاي اطلاعات جغرافيایي (GIS)، به راحتي مي‌توان، ارتباط جغرافيائي (مكاني) اين واحدها و سهم هر يك در ديگري را مشخص نمود و به نظر مي رسد كه اين جور مسائل، بهانه مناسبي براي دامن زدن به مسائل بخشي نگري حاکم در سازمان، نبوده و وقت آن رسيده است كه بدون هیچ تعصبی و با توجه به مصالح عمومي كشور، بهره برداران محلی و سازمان، زمينه تحقق مديريت جامع منابع طبيعي در قالب محدوده حوزه هاي آبخيز، فراهم شود.
براي پایان دادن به اين قبیل اختلاف نظرها، شايد بتوان در بخش مطالعات، اين چنين توافق نمود:
1-در زمينه مطالعات پوشش گياهي (جنگل و مرتع) و برنامه ريزي براي حفظ، اصلاح، احياء و توسعه پوشش گياهي، مرز و محدوده رويشگاه (خزري یا هیرکانی، ارسباران، ايرانی – توراني، زاگرسي، خليج و عماني) ملاك عمل باشد.
2-در زمينه مطالعات هيدرولوژي، منابع آب، فرسايش، رسوب، سيل و كم آبي، واحد كاري، محدوده حوزه هاي آبخيز باشد (بدلیل لزوم توجه به چرخه هيدرولوژيكي در قالب حوضه آبخیز).
3-در زمينه بهره‌برداري از منابع طبيعي و انجام مطالعات اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي، به محدوده سامان عرفي توجه شود.
4-در مطالعات مقابله با بيابانزائي و مديريت مناطق بياباني در سطح كلان، به حوضه‌هاي آبخيز و در سطح طراحي و اجرا، رخساره هاي ژئومرفولوژيكي ملاك عمل باشد و… .
(البته اين يك پيشنهاد است و مطمئناً اهل فن مي‌توانند آن را تكميل نموده يا پيشنهادات بهتري را ارائه نمايند).

سید ابوالفضل میرقاسمی ـ کارشناس منابع طبیعی و آبخیزداری

مقاله قبلیگرانی و خشکسالی نفس دامداران را گرفت
مقاله بعدیخداحافظی شالی‌کاران شرق مازندران با کشت برنج

پاسخ شما

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید