خبر فوری
شناسه خبر: 53638

پایان بانک مشترک ایران و ونزوئلا؛ فروپاشی یک رؤیای میلیارددلاری؟

پایان احتمالی بانک مشترک ایران و ونزوئلا؛ روایت پروژه‌ای میلیارددلاری که از سیاست نفتی آغاز شد و با تحریم و ناکارآمدی به خاموشی رسید.

پایان بانک مشترک ایران و ونزوئلا؛ فروپاشی یک رؤیای میلیارددلاری؟

پایین کشیدن یک تابلو با هزینه‌ای چند ده‌میلیونی، می‌تواند نقطه پایان پروژه‌ای باشد که بیش از ۲ میلیارد دلار هزینه و سال‌ها سرمایه‌گذاری سیاسی و اقتصادی پشت آن قرار داشت؛ داستان بانک مشترک ایران و ونزوئلا حالا به آخرین فصل خود نزدیک می‌شود.

 

روایت یک دوره فراموش‌شده در سیاست اقتصادی ایران

اخبار سبز کشاورزی؛ بانک مشترک ایران و ونزوئلا میراث دوره‌ای است که نام آمریکای لاتین در تهران پررنگ بود و ایده‌های بزرگ سیاسی، زودتر از زیرساخت‌ها و ابزارهای اقتصادی شکل گرفتند.

ساختمانی کم‌رفت‌وآمد در حوالی میدان آرژانتین، امروز تنها نشانه عینی از آن دوران است؛ نشانه‌ای که شاید به‌زودی از حافظه شهری تهران هم حذف شود.

پایان احتمالی فعالیت این بانک، نه یک اتفاق اجرایی ساده، بلکه جمع‌بندی یک تجربه پرهزینه در دیپلماسی اقتصادی ایران است.

 

فصل اول | نفت؛ زبان مشترک تهران و کاراکاس

ریشه‌های شکل‌گیری بانک مشترک ایران و ونزوئلا به سال‌هایی بازمی‌گردد که دو کشور در چارچوب اوپک به درک مشترکی از منافع خود رسیده بودند. نفت، ابزار قدرت هر دو دولت بود و تجربه فشار شرکت‌های بزرگ نفتی، نوعی همدلی سیاسی ایجاد کرده بود.

با روی کار آمدن هوگو چاوز در ونزوئلا و هم‌زمانی آن با دولت محمود احمدی‌نژاد در ایران، این همگرایی فنی به یک پروژه کاملاً سیاسی تبدیل شد؛ پروژه‌ای که قرار بود «محور جنوب–جنوب» را از شعار به واقعیت برساند.

 

فصل دوم | تولد بانک به‌عنوان گذرگاه مالی

در شرایطی که دسترسی تهران و کاراکاس به شبکه بانکی جهانی محدود شده بود، ایده ایجاد بانک مشترک ایران و ونزوئلا به‌عنوان یک راه‌حل جایگزین مطرح شد. این بانک قرار بود مسیر پرداخت پروژه‌ها، تضمین مالی پیمانکاران و تسهیل مبادلات دوجانبه را هموار کند.

ثبت بانک در کاراکاس و افتتاح شعبه تهران در نزدیکی میدان آرژانتین، انتخابی نمادین بود؛ پیوند دو سوی جهان با امید دور زدن محدودیت‌های بانکی.

 

فصل سوم | پیمانکاران ایرانی در میدان آمریکای لاتین

با آغاز به‌کار بانک، شرکت‌های پیمانکاری ایرانی راهی ونزوئلا شدند. پروژه‌های بزرگ مسکن و زیرساختی، با قراردادهایی پرحجم تعریف شد و انتظار می‌رفت بانک مشترک ایران و ونزوئلا پشتوانه مالی این حضور باشد.

اما واقعیت میدان متفاوت بود؛ تأخیر در پرداخت‌ها، ضعف ضمانت‌ها و گسترش تهاتر نفت و کالا، بانک را از یک نهاد بانکی فعال به یک واسطه اداری میان دولت‌ها تقلیل داد.

 

فصل چهارم | سیاست جلوتر از حساب‌وکتاب

در این مرحله، شکاف میان منطق اقتصادی و ملاحظات سیاسی آشکار شد. توقف پروژه‌ها هزینه سیاسی داشت و ادامه آن‌ها، هزینه مالی سنگینی را به پیمانکاران تحمیل می‌کرد.

بانک توان جبران این فشار را نداشت و برای برخی شرکت‌های ایرانی، این مسیر به فرسایش سرمایه، بدهی‌های سنگین و از دست رفتن اعتبار منجر شد. تجربه شرکت کیسون در ونزوئلا، نماد عینی همین گره کور بود.

 

فصل پنجم | تحریم‌ها و خاموشی تدریجی

با تشدید تحریم‌ها در دهه ۲۰۱۰، بانک مشترک ایران و ونزوئلا عملاً از شبکه کارگزاری جهانی حذف شد. دسترسی به ارزهای معتبر محدود و فعالیت‌ها به مبادلات بسته منطقه‌ای تقلیل یافت.

هم‌زمان، بحران اقتصادی ونزوئلا تشدید شد و اولویت‌های دولت کاراکاس تغییر کرد. شعبه تهران رفته‌رفته به ساختمانی کم‌رفت‌وآمد بدل شد و بسیاری از مدیران آن به بانک مرکزی ایران منتقل شدند.

 

فصل ششم | جمع‌شدن یک نشانه در میدان آرژانتین

اکنون این روایت به لحظه‌ای آرام اما معنادار رسیده است. در صورت انحلال رسمی بانک، پایین کشیدن تابلو آن تنها چند ساعت زمان می‌برد؛ کاری ساده اما نمادین.

این تابلو، عصاره دوره‌ای است که سیاست نفتی، بانک‌سازی و پیمانکاری را به هم گره زد، اما زیر فشار واقعیت‌های مالی و محدودیت‌های بین‌المللی، به تعلیق و خاموشی رسید.

 

فصل هفتم | پایان یک فصل از سیاست‌گذاری

بانک مشترک ایران و ونزوئلا قرار بود پلی پایدار میان سیاست و اقتصاد باشد، اما آنچه امروز باقی مانده، تجربه‌ای تاریخی از فاصله عمیق میان «ایده» و «امکان» است.

پایین آمدن احتمالی این تابلو، فقط پایان فعالیت یک بانک نیست؛ پایان فصلی است که در آن، سیاست با شتاب جلو رفت و انتظار داشت بخش خصوصی و نهادهای مالی، بار این شتاب را تا مقصد به دوش بکشند./ هفت صبح

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای