بهکیش: مردم تاوان سیاست «تحریمها کاغذپارهاند» را دادند
بهکیش هشدار میدهد اصلاح ساختارهای اقتصادی با تصمیمهای مقطعی ممکن نیست؛ مردم تاوان انکار تحریمها را دادهاند و خشم اجتماعی در حال انباشت است.
اقتصاد ایران به نقطهای رسیده که دیگر با مسکنهای مقطعی و تصمیمهای کوتاهمدت ترمیم نمیشود.
اخبار سبز کشاورزی؛ محمدمهدی بهکیش، اقتصاددان، با هشدار نسبت به تعمیق فقر و خشم اجتماعی میگوید: «آنچه از دست دادهایم عقل اقتصادی است؛ اگر اصلاح ساختارهای اقتصادی جدی گرفته نشود، نارضایتیها انباشتهتر میشود.»
اقتصاد ایران چگونه به این نقطه رسید؟
محمدمهدی بهکیش، دبیرکل پیشین کمیته ایرانی اتاق بازرگانی بینالمللی، در گفتوگو با رسانهها تأکید میکند نابسامانی امروز اقتصاد ایران محصول بستهشدن فضای اقتصادی و حکمرانی نادرست است.
به گفته او، رشد منفی سرمایهگذاری، تورم مزمن، جهش نرخ ارز و کاهش ارزش پول ملی نشانههایی روشن از شکست سیاستهای اقتصادی در سالهای گذشتهاند.
بهکیش معتقد است ایران از مزیتهای مهمی مانند موقعیت جغرافیایی، نیروی انسانی تحصیلکرده و منابع طبیعی گسترده برخوردار است، اما این ظرفیتها یا نادیده گرفته شدند یا با سیاستگذاریهای غلط سرکوب شدند. نتیجه این رویکرد، قطع پیوند اقتصادی مردم با حاکمیت و کوچکشدن مستمر سفره خانوارها بوده است.
تحریمها؛ از «کاغذپاره» تا فشار بر زندگی مردم
این اقتصاددان با انتقاد صریح از رویکرد انکار تحریمها میگوید: سیاست «تحریمها کاغذپارهاند» در عمل هزینهاش را به مردم تحمیل کرد. در جهانی که هیچ کشوری بهصورت خودکفا تولید نمیکند، قطع ارتباط با اقتصاد جهانی یعنی محرومشدن از بازار، سرمایه، فناوری و ارز.
بهکیش تأکید میکند که اقتصاد ایران در تلهای گرفتار شد که راه خروج از آن صرفاً سیاسی دیده شد، نه اقتصادی؛ در حالی که در اغلب کشورهای دنیا، تصمیمسازیها بر پایه نظر کارشناسان اقتصادی انجام میشود، نه ملاحظات سیاسی کوتاهمدت.
چرا نرخ ارز مهار نمیشود؟
به گفته بهکیش، نرخ ارز حاصل عرضه و تقاضای واقعی ارز است و نه دستور. او میگوید در ایران حتی ابزارهای کلاسیک تنظیم اقتصاد مانند نرخ بهره، مالیات و سیاست پولی عملاً کارکرد مؤثر ندارند. نتیجه آن شده که اقتصاد بدون «ترموستات» رها شده و سیاستگذاران تصور میکنند با قیمتگذاری و شعار خودکفایی میتوان بازار را کنترل کرد.
او هشدار میدهد تا زمانی که:
- کسری بودجه مهار نشود،
- بودجه یکپارچه و شفاف نباشد،
- درآمد نهادهای دولتی وارد خزانه نشود،
- و روابط بینالمللی اصلاح نشود،
کنترل نرخ ارز و تورم عملاً ناممکن خواهد بود.
اصلاح ساختارهای اقتصادی؛ نه با وصله و پینه
بهکیش صریح میگوید: اصلاح ساختارهای اقتصادی با اقدامات جزئی و مقطعی ممکن نیست. اقتصاد شبیه میزی است که اگر فقط یک پایه آن ترمیم شود، همچنان ناپایدار خواهد ماند.
اصلاح واقعی نیازمند مجموعهای هماهنگ از تغییرات است؛ از سیاست خارجی تا بودجه، تجارت خارجی، نظام بانکی و حکمرانی اقتصادی.
او تأکید میکند تا زمانی که دسترسی به بازارهای جهانی، صادرات پایدار و ورود ارز فراهم نشود، حتی تغییر مدیران اقتصادی نیز اثر معناداری نخواهد داشت.
هشدار درباره خشم اجتماعی و آینده اقتصاد
بهکیش با نگاهی هشدارآمیز به آینده میگوید: وقتی سفره مردم هر روز کوچکتر میشود، نارضایتیها و خشم خفته اجتماعی انباشته میشود؛ خشمی که ممکن است با یک جرقه فعال شود و هزینههای سنگینی به کشور تحمیل کند.
او با اشاره به خط فقر حدود ۳۰ میلیون تومان در ماه تأکید میکند که سیاستهایی مانند کالابرگهای محدود، راهحل فقر نیستند و تنها صورتمسئله را پاک میکنند.
بازگشت به عقلانیت اقتصادی
این اقتصاددان در پایان میگوید هنوز به آینده ایران امیدوار است، اما این امید مشروط به تغییر مسیر سیاستهای چند دهه گذشته است.
به اعتقاد او، اقتصاد ناسالم قابل کنترل نیست و اگر اصلاح ساختارهای اقتصادی و بازنگری در رویکردهای سیاسی به تعویق بیفتد، فشار بر مردم بیش از پیش افزایش خواهد یافت.