سال اسب با لگدپرانی خجستهباد!
سال مار با نیش و زهر بسیار، بر ما بگذشت. آسمان بیکرامت و زمین بیبرکت. اشرار در تاختوتاز و سباع و درندگان در جولان، به دریدن آهوان مشغول.
سال مار با نیش و زهر بسیار، بر ما بگذشت.
آسمان بیکرامت و زمین بیبرکت.
اشرار در تاختوتاز و سباع و درندگان در جولان، به دریدن آهوان مشغول.
اشاعه کذب و دروغ چون طاعون سیاه و اکل حرام از صفات شایستگی و سزاواری.
نان به بهای جان و جماعت متکدیان بر سیاق فزونی.
سفره فقرا همچون قمر در خسوفاکبر.
امراض فراوان و ادویه و مرهم نایاب.
اراضی محروسه در محاصره و قطاعالطریقان به چپاول اندر.
کسادی بر مشاغل و حرفهها غالب
و احشام و انعام از شدت جوع و گرسنگی، منتظرالموت.
اما اکابر و اعاظم از فرط انباشت پیه و دنبه بر اعضاء و جوارح، ناتوان از حرکت.
رودخانهها خشک و آبگیرها خالی.
باغها چون برهوت و نخیلات در آتش.

پس از مار در مراتب سنوات ترکستان، اسب یا«یونتئیل» فرا میرسد
که آثارش بر وجنات و صفات جمیله آن باشد.
اگرچه اسب را با اوصافی چون نجابت، وقار، اهلیت و وفاداری میشناسد؛
اما چون بر ما رسد، متغیر گردد، جفتک اندازد، لگدپرانی کند
و به دندان، گاز گیرد.
حکمای قبچاق و اویغور چنین گویند که در سال اسب، سرما آید
و زراعت کمتر باشد. اگرچه آزموده را آزمودن خطا است؛
اما این بندگان باریتعالی سالیانی است که در سرماهای سخت
و فقدان اسباب و آلات گرماساز، شبها و روزهای بسیاری را
چون لرزانک بر خود لرزیده و زارعان بر اضمحلال زرع خود، دست بر سَر کوبیدهاند که این خود عادت مالوف است
و ضرورتی بر غیبگویی در آن نیست.
اما حکمای عظام گویند که در سال اسب، دروغ کثیر شود
و دروغگویان بسیار گردند. هر چند مردمان این فلات قدیمه بر گفتار دروغ، مهارت و شجاعت فراوان داشته و آنگاه که بر سیاق مصلحت و مالکیت قدرت باشد؛ بیان کذب از اوجبواجبات گردد
و راستگویان را اندر محبس و سیاهچال به زنجیر کشند؛
تا بر دروغ، خدشه نیاید.
همچنین، گویند که بیماریهای فصلی در اطفال و اکابر
فراوان شود که در این وانفسای ضیق و نایابی ضماد و پماد و حَب
و شربت، مسافران دیار باقی بسیار و مصائب فراوان شوند.
تجار را سود رسد و محتکران و رانتخواران را سرمایه افزون گردد.
آنگونه که در سنوات پیشین با دریافت دلارات حکومتی و بیع شراء در بازار آزاد، بسیار مالاندوزی نموده و اولاد و صبیات را
به بلاد کفار و ملحدان اعزام تا در آن جاها آسوده
از بلیات عدیدة وطنی، فرایض دینی را با کیفیت بیشتری انجام
و به کسب مال و علم پرداخته و خوشیها را چون دانههای تسبیح هزار دانه،
از نخ وجود خود بگذرانند.
اما آن چنانکه رسم و آیین طبیعت است؛ درختان و کشتزارها را
آفت بسیار رسد؛ تا جمله زارعان همچنان بر گذران معیشت، نگران و دلواپس بر آینده باشند. سموم، سر بر افلاک کشیده تا حشرات را موجبات رفاه و ازدیاد نسل فراهم شود. بعضی از بلوک و ممالک، میل بر استقرار آرامش داشته تا مخلوقات اندکی بیاسایند.
سال 1405، قرین به نام "اسب آتش" باشد
که رفتارهای شرارتآمیز و مضر
و بنیاد بر بداقبالی دارد؛
هر چند ما بداقبالیهای بسیاری را آزمودهایم.
ماهنامه دام و کشت و صنعت-شماره ۳۰۵- اسفند ۱۴۰۴