جنگ با ایران و شوک جهانی انرژی؛ کدام کشورها زمینگیر شدند؟
پیامدهای جنگ با ایران چگونه اقتصاد جهان را متلاطم کرد؟ از تعطیلی کارخانهها در آسیا تا لغو پروازها در اروپا و وضعیت متفاوت آمریکا را بخوانید.
تنها هشت هفته پس از آغاز جنگ با ایران، موجی از شوک انرژی و رکود، کارخانهها را در آسیا خاموش کرده، پروازها را در اروپا لغو کرده و میلیونها نفر را در آستانه فقر قرار داده است؛ اما در این میان، آمریکا کمتر از دیگران آسیب دیده است. چرا پیامدهای جنگ با ایران چنین نامتوازن توزیع شد؟
جنگ با ایران و آغاز یک شوک جهانی
پیامدهای جنگ با ایران در مدت کوتاهی چشمانداز اقتصاد جهانی را دگرگون کرد. توقف یا اختلال در عبور نفت و گاز از تنگه هرمز، آسیب به میادین انرژی و جهش قیمت سوخت، زنجیره تامین جهانی را تحت فشار بیسابقهای قرار داد.
به گزارش نیویورکتایمز، در حالی که تنها دو ماه از آغاز درگیری میگذرد، نشانههای رکود در بسیاری از اقتصادهای آسیایی و اروپایی نمایان شده است. کارخانههای نساجی در هند و بنگلادش تعطیل شدهاند، هواپیماها در ایرلند، لهستان و آلمان زمینگیر شدهاند و برخی کشورهای آسیایی به سهمیهبندی انرژی روی آوردهاند.
در مقابل، ایالات متحده – کشوری که جنگ را آغاز کرده – تاکنون نسبتاً از این آشوب اقتصادی در امان مانده است.
کدام کشورها بیشترین آسیب را دیدند؟
۱. آسیای جنوبی؛ از تعطیلی کارخانهها تا بیکاری گسترده
پیامدهای جنگ با ایران بیش از همه بر اقتصادهای آسیبپذیر آسیای جنوبی سنگینی کرده است. در هند:
- کارخانههای فولاد تولید را کاهش دادهاند.
- کارگران ساختمانی با افت دستمزد روبهرو شدهاند.
- قیمت گاز پختوپز از ۸۰ روپیه به ۲۰۰ روپیه افزایش یافته است.
در بنگلادش نیز صنعت نساجی – یکی از ارکان صادراتی – با بحران تامین انرژی مواجه شده است.
میلیونها کارگر هندی که در کشورهای حاشیه خلیج فارس مشغول به کار بودند، به دلیل رکود منطقهای و توقف پروژهها، با کاهش فرصتهای شغلی روبهرو شدهاند. این موضوع جریان میلیاردها دلار ارز ارسالی به هند را تهدید میکند.
۲. شرق آسیا؛ خطر رکود تورمی
در ژاپن و کرهجنوبی، افزایش قیمت انرژی و کاهش تقاضای جهانی، تولید صنعتی را کاهش داده است. کارخانههای اسباببازی در چین – که پیشتر نیز تحت فشار تعرفهها بودند – اکنون با نارضایتی کارگران و افت صادرات دستوپنجه نرم میکنند.
صندوق بینالمللی پول هشدار داده که در آفریقا ناامنی غذایی بهشدت در حال افزایش است و برنامه توسعه سازمان ملل نیز اعلام کرده میلیونها نفر در منطقه آسیا-اقیانوسیه در معرض سقوط به فقر هستند.
ترکیب «رشد کند» و «تورم بالا» در بسیاری از این کشورها خطر رکود تورمی را تشدید کرده است؛ چرخهای که در آن قیمتهای بالا تقاضا را کاهش میدهد و این کاهش، تولید و اشتغال را تضعیف میکند.
۳. اروپا؛ صنعت و هوانوردی زیر فشار
پیامدهای جنگ با ایران در اروپا نیز محسوس بوده است. با دو برابر شدن قیمت سوخت جت:
- شرکت لوفتهانزا ۲۰ هزار پرواز تابستانی را لغو کرده است.
- ۲۰ شرکت بزرگ هواپیمایی جهان بخشی از پروازهای خود را کاهش دادهاند.
کاهش پروازها به افت گردشگری، کاهش سفرهای تجاری و افت درآمد هتلها و رستورانها منجر شده است. همچنین صنایع انرژیبَر اروپایی با افزایش شدید هزینهها روبهرو شدهاند.
چرا آمریکا کمتر آسیب دیده است؟
با وجود افزایش بیش از یک دلار در هر گالن قیمت بنزین، اقتصاد آمریکا همچنان رشد پایدار و نرخ بیکاری پایینی را تجربه میکند. دلایل اصلی این وضعیت عبارتاند از:
- تولید بالای نفت و گاز داخلی: آمریکا بیش از مصرف خود انرژی تولید میکند و وابستگی کمتری به واردات دارد.
- اتکای بیشتر به بخش خدمات: اقتصاد آمریکا کمتر متکی به صنایع تولیدی پرمصرف انرژی است.
- وضعیت اقتصادی قوی پیش از جنگ: این کشور با رشد مناسب و بازار کار قوی وارد بحران شد.
با این حال، بانکهای آمریکایی پیشبینی رشد را کاهش و برآورد تورم را افزایش دادهاند. اقتصاددانان هشدار میدهند اگر قیمت نفت به حدود ۱۵۰ دلار در هر بشکه برسد، خطر رکود جدیتر خواهد شد.
آیا این بحران ماندگار است؟
حتی اگر جنگ با ایران بهزودی پایان یابد، بازگشت کامل امنیت انرژی در تنگه هرمز با تردید مواجه است. تحلیلگران موسسه فریکوئنسی اکونومیکس پیشبینی میکنند کمبود عرضه و خسارات زیرساختی میتواند قیمت نفت را در سالهای آینده بالا نگه دارد.
ادامه این وضعیت میتواند پیامدهای جنگ با ایران را از یک شوک کوتاهمدت به بحرانی ساختاری در اقتصاد جهانی تبدیل کند؛ بحرانی که بیش از همه کشورهای فقیر و وابسته به انرژی وارداتی را تحت فشار قرار میدهد.
جمعبندی
پیامدهای جنگ با ایران تنها به میدان نبرد محدود نمانده و به سرعت به اقتصاد جهانی سرایت کرده است. آسیای جنوبی، شرق آسیا و اروپا بیشترین فشار را تحمل میکنند، در حالی که آمریکا تاکنون آسیب محدودتری دیده است. با این حال، ادامه بحران انرژی میتواند معادلات را تغییر دهد و اقتصاد جهانی را وارد دورهای تازه از بیثباتی کند.