زلزله در تنگه هرمز؛ چرا هوانوردی جهان زمینگیر شد؟
با انسداد تنگه هرمز، بهای سوخت جت دوبرابر شد. این بحران چگونه صنعت هوانوردی جهان را فلج کرد و آیا آسمان ایران میتواند کانون معادلات جدید باشد؟
تصور کنید ناگهان در یکی از مهمترین شریانهای حیاتی جهان قفلی بزرگ زده شود؛ جایی که روزانه میلیونها بشکه نفت از آن عبور میکند.
انسداد تنگه هرمز تنها یک تنش نظامی نیست؛ بلکه ضربهای مهلک به نبض تپنده اقتصاد جهانی است که در عرض چند روز، آسمانها را نیز به لرزه درآورد. وقتی سوخت جت کمیاب میشود، بالهای هوانوردی جهانی یکی پس از دیگری فرو میریزند.
شریان طلایی بسته شد؛ نفت جهان در محاصره
اهمیت تنگه هرمز در ادبیات انرژی جهان نیازی به بازگویی ندارد. این آبراه استراتژیک که در باریکترین نقطه خود تنها ۳۳ کیلومتر عرض دارد، معبر اصلی ترانزیت ۱۹ درصد نفت خام، ۱۸ درصد گاز طبیعی مایع (LNG) و بخش عظیمی از فرآوردههای پالایششده جهان است.
با انسداد این گلوگاه، روزانه ۱۰ تا ۱۵ میلیون بشکه نفت از بازار حذف شد و قیمتها به سقف ۱۵۰ دلار رسید. اما این تمام ماجرا نبود.
وقتی «سوخت جت» کمیاب میشود؛ بحران هوانوردی
انسداد تنگه هرمز، جرقه یک «بحران پالایشی» تمامعیار بود. از آنجا که بخش بزرگی از فرآوردههای نفتی آسیا از این مسیر تأمین میشود، توقف صادرات، پالایشگاههای آسیایی را به زانو درآورد. در این میان، بحران سوخت هوانوردی مستقیماً در خط مقدم آسیب قرار گرفت.
بهای سوخت جت در بازارهای جهانی در مدتی کوتاه تقریباً دو برابر شد و شکاف قیمتی آن به رکورد بیسابقه ۸۰ دلار در هر بشکه رسید. وقتی ۲۰ درصد از تجارت دریایی سوخت جت مختل شود، شرکتهای هواپیمایی در اروپا، آمریکا و آسیا وارد رقابتی مرگبار برای تصاحب منابع محدود میشوند؛ رقابتی که نتیجهای جز افزایش هزینهها و زمینگیر شدن پروازها ندارد.
اقتصاد جهانی در تله رکود تورمی
سرریز این شوک انرژی، رشد تولید ناخالص داخلی جهان را از ۳ درصد به ۲.۵ درصد کاهش داده است. تورم جهانی نیز با عبور از مرز ۵ درصد، شبح «رکود تورمی» را بر سر اقتصادهای واردکننده انرژی گسترانده است. برای صنعت هوانوردی، این وضعیت به معنای کاهش حاشیه سود به ۲ درصد بود؛ عددی که ضعیفترین عملکرد این صنعت را پس از بحران کووید-۱۹ رقم زد. شرکتها اکنون با معضل افزایش قیمت بلیت و کاهش تقاضای مسافران روبهرو هستند.
ایران در میانه طوفان؛ فرصت یا تهدید؟
بسته شدن تنگه هرمز برای صنعت هوانوردی ایران شمشیری دو لبه است. از یک سو، افزایش هزینههای عملیاتی، دشواری تأمین قطعات و کاهش گردشگران، ضربات سنگینی به ناوگان هوایی کشور وارد میکند. اما از سوی دیگر، در صورت مدیریت استراتژیک، انسداد مسیرهای دریایی میتواند جایگاه ژئوپلیتیکی آسمان ایران را بهعنوان یک کریدور امن و جایگزین ارتقا دهد. این وضعیت میتواند فرصتی برای افزایش درآمدهای ارزی از محل پروازهای عبوری و توسعه لجستیک فرودگاهی فراهم کند؛ مشروط بر اینکه زیرساختها برای پذیرش این حجم از ترافیک هوایی آماده باشند.
پایان عصر سوختهای فسیلی در آسمان؟
این بحران زنگ خطری جدی برای امنیت انرژی جهان بود و شکنندگی ساختار توزیع سوخت را عیان کرد. در حالی که سوختهای فسیلی هنوز ۸۰ درصد انرژی جهان را تأمین میکنند، پیشبینی تولید تنها ۰.۸ درصد تقاضا برای «سوخت پایدار هوانوردی» (SAF) در سال ۲۰۲۶، نشان میدهد که هوانوردی راهی جز گذار سریع به انرژیهای نوین ندارد.
شاید بتوان گفت آنچه در هرمز بسته شد، کاتالیزوری باشد برای تغییر نسل انرژی در آسمانها. صنعت هوانوردی برای بقا، راهی جز سرمایهگذاری روی هواپیماهای کممصرف، سامانههای هوشمند مدیریت سوخت و بازنگری در هندسه مسیرهای هوایی جهان ندارد. بحران هرمز، بیش از هر زمان دیگری ثابت کرد که پایداری در آسمانها، وابسته به امنیت در آبراهههاست.