خبر فوری
شناسه خبر: 57396

مستأجران در کلاف سردرگم شهر گران؛ چرا مشکل فقط اجاره نیست؟

نگاهی به روز جهانی مستأجران در ایران ۱۴۰۵؛ چرا با وجود عقب‌ماندن تورم مسکن از تورم عمومی، فشار اجاره‌بها و هزینه‌های زندگی کمرشکن شده است؟

مستأجران در کلاف سردرگم شهر گران؛ چرا مشکل فقط اجاره نیست؟

روز جهانی مستأجران امسال در حالی از راه رسیده است که اجاره‌نشینی دیگر تنها یک دغدغه ملکی نیست؛ بلکه به آزمونی سخت برای بقای اقتصادی خانوارهای شهری تبدیل شده است. آمارهای رسمی نشان می‌دهند که معادله مسکن در کلان‌شهرها پیچیده‌تر از همیشه شده و گرانی، ریشه‌ای عمیق‌تر از آنچه در نگاه اول به‌نظر می‌رسد دارد.

 

کانون بحران؛ وقتی مسکن بیش از نیمی از سبد هزینه را می‌بلعد

بر اساس تازه‌ترین نتایج طرح هزینه و درآمد خانوار، متوسط هزینه خالص سالانه یک خانوار شهری از مرز ۳۰۰ میلیون تومان عبور کرده که نشان‌دهنده جهشی ۴۵.۴ درصدی نسبت به سال قبل است. نکته تأمل‌برانگیز اینجاست که ۷۱.۷ درصد از این هزینه‌ها به بخش غیرخوراکی تعلق دارد و در این میان، ردیف هزینه‌ای «مسکن، سوخت و روشنایی» با سهم خیره‌کننده ۵۸.۱ درصد، بیشترین فشار را به بودجه خانوار وارد می‌کند.

برای طبقه مستأجر، این اعداد شکل تعارف ندارند. برخلاف هزینه‌هایی مانند تفریح یا خرید پوشاک که می‌توان آن‌ها را به تعویق انداخت، اجاره‌بها سررسیدی مشخص و غیرقابل‌انعطاف دارد. صاحبخانه منتظر بهبود شرایط اقتصادی خانوار نمی‌ماند و همین ویژگی، استرس مستمر تأمین سقف بالای سر را به کابوس روزمره شهروندان تبدیل کرده است.

 

تناقض آماری؛ آیا تورم مسکن مقصر اصلی است؟

بررسی داده‌های تورم در شهریور ۱۴۰۵ تصویر متناقضی را نمایان می‌کند. در حالی که تورم سالانه کل به ۷۳.۶ درصد و تورم نقطه‌به‌نقطه به ۸۸.۹ درصد رسیده، تورم سالانه بخش «مسکن، آب، برق، گاز و سایر سوخت‌ها» روی عدد ۳۵.۹ درصد ایستاده است. تورم خود مسکن ۳۲.۷ درصد و اجاره‌بها نیز ۳۲.۲ درصد ثبت شده است.

این آمارها یک حقیقت مهم را آشکار می‌کنند: افزایش هزینه مسکن در ماه‌های اخیر از تورم عمومی جامعه عقب مانده است. اما اگر مسکن کمتر از سایر اقلام گران شده، چرا فشار بحران اجاره‌نشینی این‌قدر کمرشکن به نظر می‌رسد؟

 

سقوط قدرت خرید؛ وقتی همه‌چیز گران می‌شود

ریشه اصلی نارضایتی و فشار روی مستأجران را نباید صرفاً در بازار مسکن جستجو کرد. مسئله اینجاست که هزینه خوراک، درمان، آموزش، حمل‌ونقل و سایر نیازهای ضروری با سرعتی سرسام‌آور بالا رفته است. پیش از آنکه موعد پرداخت اجاره برسد، بخش عمده‌ای از درآمد خانوار صرف هزینه‌های جاری زندگی شده است.

در چنین شرایطی، قدرت خرید مستأجران به‌شدت سقوط کرده است. خانوار ایرانی امروز نه فقط با تورم مسکن، بلکه با تورم تمام‌عقاب و فراگیری روبه‌روست که پس‌انداز کردن را به محال‌ترین کار ممکن بدل کرده است.

 

فقر مسکن یا بحران فراگیر معیشت؟

مستأجران در خط مقدم این جنگ نابرابر معیشتی ایستاده‌اند، زیرا مجبورند بخش بزرگی از درآمد محدود خود را یکجا به صاحبخانه بپردازند. اما واقعیت تلخ این است که آنچه امروز تحت عنوان بحران مسکن می‌بینیم، در حقیقت بازتابی از «فقر عمومی جامعه» و شکاف عمیق میان درآمدها و هزینه‌هاست.

بررسی تجربه‌های جهانی در مواجهه با بحران مسکن نشان می‌دهد که ابزارهایی نظیر قیمت‌گذاری دستوری یا حمایت‌های مقطعی، راه‌حل‌های پایدار نیستند. از سوی دیگر، تجربه تشکل‌های اجاره‌نشین در ایران و جهان گواهی می‌دهد که ساماندهی این بازار نیازمند توانمندسازی اقتصادی خانوار و مهار تورم ساختاری است؛ وگرنه تا زمانی که اقتصاد کلان بیمار بماند، سقف خانه‌ها روزبه‌روز کوتااتر و آسمان شهر برای مستأجران گران‌تر خواهد شد. /پیام ما

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای