خبر فوری
شناسه خبر: 57550

جیب خالی و ماجراجویی‌های بی‌حساب‌وکتاب

بررسی مشکلات اجرای طرح کالابرگ، افت قدرت خرید اقشار کم‌درآمد، بدهی دولت به فروشندگان و چالش‌های اقتصادی ناشی از سیاست‌های حمایتی دولت در یادداشت نادر کریمی‌جونی.

جیب خالی و ماجراجویی‌های بی‌حساب‌وکتاب

یکی از خبرنگاران به سخنگوی دولت یادآوری کرده که میزان در نظر گرفته‌شده برای افزایش کالابرگ که برای خرید پفک هم کافی نیست، هنوز پرداخت نشده و معلوم نیست که دریافت‌کنندگان این میزانِ قابل‌افزایش، چه زمانی می‌توانند از آن بهره‌مند شوند. در مقابل، خانم سخنگو گفته که البته دولت برای خرید پفک، به کسی کالابرگ نمی‌دهد. این سخن فاطمه مهاجرانی، اگر درست و دقیق بوده، اما واقعیت پنهان‌شده در سخن خبرنگار مذکور، افت قدرت خرید و تواناییِ کمک دولت برای پشتیبانی از اقشار ضعیف است. درواقع، یک‌میلیون‌تومانی که دولت مسعود پزشکیان برای حمایت از قدرت خرید همه ایرانیان داخل کشور در نظر گرفته، اکنون ارزش بسیار کمتر و قدرت خرید نازلی دارد و بنابر محاسبه‌های انجام‌شده، اگر دولت بخواهد معادل میزان سال گذشته به ایرانیان یارانه بدهد و برای‌شان کالابرگ واریز کند که در کنار یارانه ۳۰۰‌هزارتومانی شهروندان ایرانی، امکان خرید برخی اقلام گران‌قیمت مانند پروتئین گوشتی را داشته باشند، باید چیزی حدود ۱.۷ تا ۱.۸‌میلیون‌تومان کالابرگ به هر ایرانی اختصاص داده شود؛ اما دولت در مقابل آن ۷۰۰ تا ۸۰۰‌هزار تومان کاهش قدرت خرید، فقط ۳۰۰‌هزار تومان افزایش در نظر گرفته که البته این رقم در برخی نقل‌ها به ۵۰۰‌هزار تومان نیز بالغ شده است.

با این حال، حتی اگر رقم در نظر گرفته‌شده به ۱.۷ تا ۱.۸‌میلیون‌تومان بالغ شود، باز مشکل دیگری وجود دارد؛ بسیاری از فروشندگان کالاهایی که با کالابرگ به فروش می‌رسند، می‌گویند بدهی دولت در مورد کالابرگ پرداخت نشده و معلوم نیست این بدهی تا چه زمان و براساس چه مکانیسمی تسویه شود. به همین دلیل، این فروشندگان از ارائه کالا با کالابرگ خودداری می‌ورزند و در پاسخ به مشتریان می‌گویند که کالابرگ قطع است. درواقع، حمایت‌هایی که قرار بود دولت از مصرف‌کنندگان انجام دهد و در مقابلِ آن حمایت‌های وعده‌داده‌شده، برخی کالاها را گران کرده بود، انجام نمی‌شود. جالب است که دوبرابر کردن نرخ بنزین آزاد هم با بهانه افزایش قدرت خرید عمومی صورت گرفت و دولت توضیح داد که میزان افزایش‌یافته نرخ بنزین تماماً صرف پرداخت حمایت‌های معیشتی به اقشار کم‌درآمد خواهد شد. در همین راستا، ۲‌میلیارد دلاری که با نرخ آزاد قرار بود به درخواست‌کنندگان فروخته شود هم منابع ریالی قابل‌توجهی را نصیب دولت کرده است. در این‌باره، اگرچه گفته می‌شود ارز فروخته‌شده پایین‌تر از نرخ بازار بوده، اما درواقع نرخ یادشده، حاشیه‌ای پایین‌تر از نرخ جاری دلار آزاد داشته تا خریداران را تشویق کند. در این‌باره، پرسش این است که ریال‌های جمع‌آوری‌شده از بازار با فروش دلار به‌قیمت بازار و نیز افزایش قیمت بنزین، صرف چه مواردی شده است؟ روشن است که هر دو افزایش قیمت و سایر قیمت‌هایی که مستقیم یا غیرمستقیم از سوی دولت و نهادهای عمومی افزایش پیدا کردند، تورم مشخص و قابل‌مشاهده‌ای را به خریداران تحمیل کرده‌اند؛ اما در مقابل این افزایش قیمت‌ها، دولت چه اقدامی جهت قابل‌تحمل کردن فشارهای اقتصادی برای شهروندان و حمایت از ایشان انجام داده است؟ روشن است که اقدام‌های انجام‌شده از جانب دولت، نه‌فقط کافی نبوده، بلکه در موارد متعدد و کاملاً قابل‌لمس، مفید هم نبوده است؛ چنان‌که به‌خاطر عدم تسویه‌حساب با فروشندگان، برخی فروشندگان از فروش کالا با کالابرگ خودداری و از مشتریان پول نقد مطالبه می‌کنند.

جالب است که برخی تولیدکنندگان و شرکت‌های بزرگ که فروشگاه‌های اختصاصی دارند، به‌طور کامل انصراف خود را از همکاری با سامانه کالابرگ اعلام کرده و گفته‌اند که نابسامانی‌های مالی و بدحسابی‌هایی که دولت و کارگزارانش در این خصوص مرتکب شده‌اند، وضعیت نامطلوب و غیرقابل‌قبولی برای‌شان پدید آورده و به همین جهت، ادامه همکاری با سامانه کالابرگ برای‌شان به‌صرفه و مفید نیست. در مقابل، دولت هم ابزاری ندارد تا به‌وسیله آن، تولیدکنندگان را به فروش کالا با کالابرگ تشویق یا وادار کند. علاوه‌بر این، دولت نمی‌تواند مبلغ تخصیص‌داده‌شده کالابرگ را به‌صورت نقد و یارانه به شهروندان پرداخت کند؛ چراکه اگر پول نقد به شهروندان داده شود، ایرانیان احتمالاً آن را صرف خرید کالا یا خدمات غیرمعیشتی می‌کنند و در اموری که دولت تصمیم به اعمال حمایت از آن گرفته، هزینه نمی‌کنند. به این ترتیب، یارانه تخصیص‌داده‌شده به‌طور مستقیم وارد حوزه پرداخت‌های پولی بازار می‌شود و نابسامانی و تورم بیشتری در جامعه ایجاد می‌کند. علاوه‌بر این، دولت در سررسید هرماه باید یارانه نقدی را به شهروندان پرداخت کند، درحالی‌که یارانه تخصیص‌داده‌شده در قالب کالابرگ به‌صورت اعتباری برای شهروند در نظر گرفته شده که هر از چند ماه یک‌بار، مبلغ آن به‌صورت نقد یا تهاتر به تولیدکنندگان و فروشندگان پرداخت می‌شود. در این حالت، دولت که نمی‌توانست پرداخت یارانه را از سررسید ماهانه به شهروندان به تعویق بیندازد، حالا و در پرداخت به تولیدکنندگان و فروشندگان، به خرید زمان روی آورده و به‌جای پرداخت ماهانه و منظم، پرداختی چندماه یک‌بار و نامنظم دارد.

البته این خرید زمان از سوی دست‌اندرکاران، تولیدکنندگان و فروشندگان غیرقابل‌قبول دانسته می‌شود و چون گروه‌های اقتصادی توان مقابله با راهبردها and اقدام دولت را ندارند، مشتری را از دریافت کالابرگ محروم می‌کنند. در این نقطه البته دولت اهرم اجرایی یا بازدارنده ندارد و نمی‌تواند فعالان اقتصادی را به‌همراهی و تمکین به خود وادار کند. در این صورت و به‌نحو کاملاً آشکاری، فشار واردشده به فعالان اقتصادی به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم به شهروندان وارد می‌شود و تمهید اندیشیده‌شده از سوی دولت برای حمایت از شهروندان و به‌خصوص اقشار کم‌درآمد، با درآمد ثابت یا آسیب‌پذیر، ناکام می‌ماند.

خوشبختانه اکنون حاکمیت جمهوری اسلامی دریافته که اقتصاد کارکردهای خودش را دارد و یک علم محسوب می‌شود و با رفتارهای پلیسی و امنیتی نمی‌توان نابسامانی‌ها را از فضای اقتصادی رفع کرد. درواقع، کسانی‌که برای ساماندهی اقتصادی به‌اسلحه دست می‌برند و با اتهام‌زدن به فعالان اقتصادی به‌عنوان همکاران یا پیاده‌نظام دولت، آنان را در وقوع نابسامانی‌های اقتصادی مؤثرو نقش‌آفرین می‌دانند، کسانی هستند که پس از مشاهده سال‌ها فعالیت‌ها و نوسان‌های اقتصادی در اثر تحولات مختلف سیاسی-اجتماعی، هنوز باور نکرده‌اند که فعالیت‌ها و تحولات اقتصادی منجمد و منزوی نیستند و وقتی در یک جامعه اتفاق‌هایی می‌افتد که کل جامعه را درگیر و متأثر می‌کند، همان به اقتصاد نیز سرایت می‌کند و خسارت‌ها و اتفاق‌های ناخوشایند برجای می‌گذارد.

در عین حال، آنچه در اثر جنگ و منازعات نظامی-سیاسی بر کشور تحمیل شده، قابل‌انکار نیست. درحالی‌که اوضاع آزاردهنده خلیج‌فارس همه شهروندان دوسوی این آبراه مهم and راهبردی را تحت‌تأثیر قرار داده، زیان این تحولات منفی بیش از همه متوجه ایران شده و اقتصاد کشورمان که پیش از وقوع جنگ ۱۲روزه هم در اوضاع چندان مناسبی قرار نداشت را بیشتر آسیب‌پذیر کرده است. در این میان کسانی هستند که معتقدند حالا وقت آن است که در یک جنگ آخرالزمانی، ایالات‌متحده، شناورهای آن در دریای عمان، کابل‌های اینترنتی and فیبرنوری کف خلیج‌فارس و تأسیسات اقتصادی کشورها and همسایگان جنوبی ایران نابود شوند تا ضربه نابودکننده‌ای به غرب and ایالات‌متحده وارد شود. چنین ایده and اندیشه‌ای، اگرچه ممکن است درصدی از واقعیت را بیان کند، اما چنان‌که مسدودسازی تنگه‌هرمز، در عین ایجاد خسارت به غرب and متحدانش، برای کشورمان هم هزینه‌ای سخت دربر داشت، این اقدام انتحاری هم خسارتی برای ایران دارد که ممکن است قادر به تحمل آن نباشد.

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای