نوریقزلجه در آستانه خداحافظی؛ بحران کشاورزی و تنش دولت–مجلس
در سایه انتقادها به عملکرد وزارت جهاد کشاورزی و اختلاف آشکار میان دولت و مجلس، احتمال تغییر غلامرضا نوریقزلجه در راس این وزارتخانه بیش از همیشه قوت گرفته است
وزارت جهاد کشاورزی، نهادی کلیدی برای تامین امنیت غذایی و تنظیم بازار کالاهای اساسی، طی ماههای اخیر با چالشهای جدی روبهرو بوده است. افزایش قیمت اقلام خوراکی، از جمله موضوعاتی که وزارت تحت مدیریت نوریقزلجه نتوانسته پاسخگوی آن باشد، انتقادهای گستردهای از افکار عمومی و حتی مسئولان دولتی برانگیخته است؛ چنان که خود وزیر از روند افزایش قیمتها بهعنوان «منطقی» یاد کرده است، موضوعی که منتقدان آن را بیتوجهی به معیشت مردم میدانند.
اخبار سبز کشاورزی؛خبر حذف ارز ترجیحی واردات برنج که بهتازگی توسط نوریقزلجه اعلام شد،فشار مضاعفی بر مصرفکنندگان و بازار ایجاد کرده،در حالی که سیاست حذف این نوع حمایتها، در فضای اقتصاد بحرانزده امروز، نگرانیهای جدی بههمراه دارد.
فشار سیاسی؛ از مجلس تا دولت
تنش میان مجلس و دولت بر سر انتخاب و حمایت از نوریقزلجه در روزهای اخیر به اوج رسیده است. مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، در اظهاراتی جنجالی تاکید کرده که انتخاب وزیر جهاد کشاورزی بر اساس نظر کمیسیون تخصصی مجلس بوده و نه فشار مستقیم نمایندگان؛ اظهارنظری که خود واکنش تندی از سوی اعضای کمیسیون کشاورزی برانگیخته و اختلافات را عمیقتر کرده است.
پیشتر نیز مجلس تهدید به استیضاح چند وزیر از جمله وزیر جهاد کشاورزی کرده بود که نشاندهنده عمق نارضایتی نمایندگان نسبت به عملکرد کابینه است. در عین حال، گفته میشود رئیس جمهور در جلسات محرمانه بر سر استعفا یا برکناری نوریقزلجه با مشاوران خود گفتگو کرده، موضوعی که بیش از پیش نشاندهنده بیثباتی در بدنه مدیریتی است.
مشکل ساختاری یا ضعف فردی؟
در تحلیل این وضعیت نمیتوان تنها ضعف مدیریتی وزیر را مقصر دانست. بخش کشاورزی ایران سالهاست که با مشکلات ساختاری از جمله ناکارآمدی سیستم توزیع نهادههای دامی، ضعف نظارت بر بازار و وابستگی به واردات مواجه است. این مسائل در کنار فشار اقتصادی ناشی از تورم و نرخ ارز، عملکرد دولت و وزارت جهاد را زیر ذرهبین افکار عمومی قرار داده است.
برخی تحلیلگران معتقدند که نوریقزلجه، بهرغم سابقه قانونی و تجربه نسبی در حوزه کشاورزی، نتوانسته راهبرد روشنی برای مقابله با این بحرانها ارائه کند و اکنون به نمادی از ناکارآمدی بدل شده است—نشانهای از اینکه بحرانهای ساختاری نیازمند اصلاحات ریشهای و نه تنها تغییر چهره در رأس وزارتخانه هستند.
کدام آینده؟
اگر نوریقزلجه تغییر یابد، مساله اساسی این خواهد بود که گزینه بعدی چگونه میتواند تعادل میان تولید، تنظیم بازار و امنیت غذایی را بازسازی کند. بدون پاسخ روشن به این سوال، تکرار بحرانها در ماهها و سالهای آینده محتمل است.
در نهایت، آنچه امروز بیش از هر چیز احساس میشود این است که کشاورزی ایران در نقطهای حساس قرار دارد—جایی که نه تنها تغییر مدیر، بلکه اصلاح ساختاری و سیاستی لازم است تا بخش کشاورزی بتواند بهطور پایدار از عهده وظایف حیاتیاش برآید.