ساعت کار رمضان؛ تصمیمی مردمی یا امتیازی بیهزینه برای دولت؟ + بخشنامه
کاهش و شناورسازی ساعات کار ادارات در ماه رمضان با هدف حمایت از کارکنان ابلاغ شد؛ اما این تصمیم در عمل به نفع مردم است یا به ضرر کیفیت خدمات؟
واقعیت را باید پذیرفت؛ کار کردن با شرایط روزهداری ساده نیست. افت انرژی، تمرکز کمتر و خستگی طبیعی است. اینکه مدیریت کشور این واقعیت را به رسمیت بشناسد و ساعت کار را منعطفتر کند، از نظر انسانی قابل دفاع است. نیروی انسانی فرسوده، کارآمد نیست.
اما مسئله فقط کارمند نیست
اخبار سبز کشاورزی؛مشکل از جایی شروع میشود که فقط یک طرف معادله دیده شود. کاهش ساعت کار اگر با برنامهریزی دقیق همراه نباشد، نتیجهاش ساده است: صفهای طولانیتر، کارهای عقبافتادهتر و نارضایتی بیشتر شهروندان.در بسیاری از دستگاهها، همین حالا هم روندها کند است. وقتی ساختار بهرهوری شفاف نیست، هر کاهش زمانی میتواند به کاهش خروجی تبدیل شود.
درد اصلی: نبود ارزیابی واقعی عملکرد است
مسئله اساسی این نیست که کارمندان یک یا دو ساعت کمتر کار کنند. مسئله این است که آیا کسی خروجی را اندازهگیری میکند؟
اگر سیستم اداری نتیجهمحور بود، فرقی نمیکرد کارمند ۶ ساعت کار کند یا ۸ ساعت؛ مهم تحویل کار در زمان مشخص بود. اما در ساختاری که حضور مهمتر از عملکرد است، تغییر ساعت بیشتر شبیه جابهجایی ظاهری است تا اصلاح واقعی.

فرصت اصلاح یا تکرار روال قدیمی؟
این بخشنامه میتواند یک فرصت باشد؛ فرصتی برای توسعه خدمات الکترونیک، شیفتبندی هوشمند و مدیریت دقیقتر زمان. اما اگر فقط به تغییر ساعت ورود و خروج محدود شود، دستاوردی جز کاهش دسترسی مردم نخواهد داشت.
حمایت از کارکنان تصمیم درستی است، اما نباید هزینه آن را شهروندان بدهند. مدیریت حرفهای یعنی همزمان به رفاه نیروی انسانی و حق مردم برای دریافت خدمات باکیفیت توجه شود.
در نتیجه کاهش ساعت کار در ماه رمضان نه ذاتاً اشتباه است و نه تضمینشده مثبت. نتیجه آن کاملاً وابسته به اجراست. اگر نظارت، ارزیابی و برنامهریزی دقیق وجود داشته باشد، میتواند تجربهای موفق باشد.
اما اگر مثل بسیاری از تصمیمهای مقطعی، بدون سنجش اثر اجرا شود، فقط یک امتیاز کوتاهمدت است با تبعات بلندمدت برای اعتماد عمومی.