درس های جنگ رمضان؛
ظهور و تثبیت قدرتی به نام ایران
هنگامی که سالها پیش برخی نظامیان و مقامات سیاسی ایران، کشورمان را یک قدرت منطقهای توصیف و اعلام کردند که دنیا باید به این قدرت منطقهای توجه کند و احترام بگذارد
هنگامی که سالها پیش برخی نظامیان و مقامات سیاسی ایران، کشورمان را یک قدرت منطقهای توصیف و اعلام کردند که دنیا باید به این قدرت منطقهای توجه کند و احترام بگذارد، بسیاری از مقامات کشورها و تحلیلگران اروپایی و آمریکایی با این ادعا با طنز برخورد و آن را مسخره کردند.
حتی مخالفان ایرانی جمهوری اسلامی در خارج از کشور با تحقیر تواناییهای ایران و ترور شخصیت پیشرفتهای کشورمان و بهویژه انکار قابلیتهای نظامیمان، این باور را در میان افکار عمومی ایرانیان پروراندند که ایران در مقابل قدرتهای بزرگ یارای تحمل و ایستادگی ندارد و به سرعت فروخواهد پاشید.
تعابیری که در مورد موشکهای ایران استفاده میشد و آنها را آبگرمکن میخواندند، تعبیر جاده یکطرفه اسرائیل در آسمان ایران که کنایه از نابود شدن تمام دفاع هوایی ایران بود، تعابیر توهینآمیز در مورد مقامات و هواداران جمهوری اسلامی و دهها نمونه دیگر، همه و همه اقدامات روانی در جهت تخریب شخصیت ایران و حکومت آن بوده و هست حتی هماکنون که ایران توانسته حدود ۴۰ روز جنگ در مقابل ارشدترین قدرت اقتصادی- نظامی دنیا را تاب بیاورد و مدیریت کند، باز هم برای تخفیف دادن و ترور شخصیت مقامات، جایگاه و قدرت ایران از سوی رسانههای فارسی زبان مخالف جمهوری اسلامی و کشورهای دشمن مانند ایالاتمتحده، تلاشهای گستردهای صورت میگیرد. تلاشهایی که گاهی تاثیر آن در گفتار برخی شهروندان ایرانی داخل کشور نیز به چشم میخورد و شنیده میشود.
البته اقدامات محدود ایران و خطاهایی که در عملیاتهای پیشین کشورمان علیه مواضع و استحکامات دشمنان در اطراف ایران صورت گرفته بود، مستندهایی بود که تخفیفدهندگان نقش و جایگاه ایران و مسخرهکنندگان جمهوری اسلامی به آن توسل میجستند و از آنها برای اثبات سخنان و ادعاهای خود استفاده میکردند.
اولین حمله ایران به پایگاههای نظامی ایالاتمتحده پس از ترور شهید سلیمانی صورت گرفت که زمان حمله به دولت عراق و از آن طریق به نظامیان آمریکایی اطلاع داده شده بود. اظهارات شهید حاجیزاده فرمانده وقت هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در اتاق فرماندهی عملیات که اظهار داشت نمیخواهیم آمریکاییها کشته شوند، نشان داد که دستکم در آن حمله، ایران به دنبال گرفتن تلفات از نظامیان آمریکا نبوده است.
در برخی دیگر از حملهها، درصد کمی از موشکهای ایران به هدف اصابت کرد و بسیاری از این موشکها یا توسط پدافند کشورهای مسیر، رهگیری و نابود و برخی از آنها نیز با خطای هدفگیری مواجه شد و آسیبی وارد نکرد.
از جمله این حملات نهچندان موفق پاسخ ایران به ترور مستشاران نظامی کشورمان توسط اسرائیل بود که تعداد زیادی حدود ۱۹۰فروند پهپاد، موشک بالستیک و موشک هایپرسونیک از ایران به سوی اسرائیل شلیک ولی تعداد زیادی از آنها در اردن و آسمان عراق رهگیری و نابود شد. برخی از آنها در اسرائیل رهگیری شد و تعداد کمی از آنها هم چه با خطا و چه به دقت، به هدف اصابت کرد. اما در مجموع چنین به نظر رسید که حتی اصابتهای دقیق هم خسارتهای اقتصادی و انسانی چندانی نداشته و به همین دلیل میزان تخریب شخصیت نظامی ایران تشدید شد.
اما جنگ رمضان همه باورها در مورد ایران را تغییر داد. اکنون گفته میشود که جنگ آمریکا با صدام حسین هم ۲ تریلیون دلار برای آمریکا هزینه دربر داشته و سه هفته ارتش صدام حسین در مقابل حملات آمریکایی و انگلیسی مقاومت کرد اما این مغالطه آشکاری در بطن خود دارد؛ نخست آنکه صدام حسین هیچ مقاومتی در برابر حمله انجام نداد و به محض آنکه نظامیان آمریکایی و انگلیسی اراده کردند، توانستند وارد خاک عراق شوند و حتی در شمال، کردها تکهای از عراق را جداسازی کردند و حکومت تشکیل دادند، در حالی که در ایران و باوجود تهدیدهای مکرر و صریح، هیچ نظامی خارجی نتوانست وارد خاک ایران شود و حتی در جزایر ایرانی نیز نظامی خارجی وارد نشد.
افزون بر این صدام حسین هیچ آسیب جانی و مالی به ارتش آمریکا وارد نکرد. چند موشکی هم که از عراق به سوی اسرائیل شلیک شد در بیابانهای آن کشور فرود آمدند و آسیبی به هیچکس نرسید اما در جنگ رمضان میزان اصابت موشکهای ایران به هدف، نه موشکهای رهگیری شده یا به خطا رفته، دستکم ۲۵درصد بوده که رسانههای هوادار ایران درصد این اصابت را حتی بیش از ۵۰درصد هم بیان کردهاند. از این بابت تعداد قابلتوجهی از پرتابههای کشورما به صورت پهپاد، موشک بارشی، موشک کروز و… با دقت قابل قبولی به هدف اصابت و خسارت جانی و مالی قابلتوجهی به تاسیسات نظامی و اقتصادی و تجمع نظامیان دشمن وارد کرد.
به همین دلیل میتوان جنگ رمضان را تجربهای درخشان برای کشورمان توصیف کرد؛ تجربهای که موفقیت قابل توجه آن حتی از جانب کارشناسان و رسانههای آمریکایی و… اسرائیلی نیز تایید شده و به میزان خسارتهای جانی و مالی اذعان شده است. اکنون و پس از پایان جنگ میان ایالات متحده و ایران حتی سرسختترین مخالف ایران نمیتواند انکار کند که با همه توان به کار گرفته شده از سوی قویترین ارتش جهان و دستیارش و بهکارگیری همه همدستان بینالمللی این دو کشور نه فقط جمهوری اسلامی در ایران سقوط نکرد بلکه حتی تضعیف هم نشد چنانکه اکنون و در پایان ۴۰روز نبرد، باز هم نظامیان ایرانی میتوانند از ورود شناورهای نظامی آمریکا به تنگه هرمز و خلیج فارس جلوگیری کنند.
در عین حال با هر مقیاسی که ارزیابی شود عقبنشینی ایالات متحده در برابر ایران، باقی ماندن قدرتمند جمهوری اسلامی، حفظ حمایت و انسجام ملی به نفع حاکمیت ایران و… نمیتوان انکار کرد که ایران در این منازعه پیروز شده و توانسته از منافع خود در این منازعه پاسداری کند.
دقیقا به همین دلیل و ناتوانی ایالات متحده و اسرائیل از به زانو درآوردن ایران و نابودی جمهوری اسلامی، میتوان ایران کنونی را بهعنوان یک قدرت قابل اعتنا در سطح منطقه خاورمیانه به حساب آورد.